کتاب درمانگری در شن بازی درمانی نوشتۀ هریت اس. فریدمن و ری راجرز میچل، ما را به سطوح جدیدی از آگاهی میرساند و طرز فکر ما دربارهی درمانگری در شن بازی درمانی را وسعت میبخشد.
شن بازی که توسط دوراکالف توسعه یافت، نوعی درمان غیر کلامی بر اساس درمان روان تحلیلگری یونگی است که ظرفیت طبیعی روان برای بهبودی را گسترش میبخشد. کودک یا بزرگسال در فضای "آزاد و امنی" که درمانگر ایجاد میکند، با استفاده از شن، آب و اشیای مینیاتوری، جلوهی محسوسی از دنیای خیالی درونی خود را آشکار میکند؛ بنابراین، شن بازی، دنیای درونی مراجع را به شکل نمادین نمایان میسازد و مکانی برای ابراز آن در فضایی امن، یعنی سینی شن فراهم میکند.
تجربهی شن بازی باعث ایجاد تعادل در جهان روزمرهی بیرونی میشود و فرد را به سمت شیوهی زندگی آزادتر، متعادلتر و یکپارچهتر رهنمون میسازد. دوراکالف در سال 1982، انجمن بینالمللی شن بازی درمانی (ISST) را بنیان نهاد. پس از آن، شن بازی در سراسر جهان گسترش یافته است و شعبههایی رسمی در انگلستان، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن، سوئیس و ایالات متحده دارد. داوطلبانی که خواهان گواهی عضویت هستند، ملزم به سپری کردن موفقیتآمیز دورههای آموزشی، نوشتن مقالات، درگیر شدن در فرآیند شنبازی و شرکت در دورههای درمانگری فردی و گروهی هستند.
برای دریافت گواهی مربیگری و در نتیجه گواهی درمانگری لازم است شرایط دیگری نیز احراز گردد؛ از جمله کمک مربیگری در کنار یک مربی مجاز و درمانگری در حضور ارزیاب. از ابتدای آغاز به کار سازمان، طبق قوانین، افرادی که گواهی مربیگری ISST دریافت میکنند، میتوانند کار درمانگری شن بازی را نیز انجام دهند. این فرض که مربیان دارای گواهی شن بازی میتوانند کار درمانگری انجام دهند بطور تلویحی بدین معنی است که درمانگری صرفا تداوم آموزش و تمرین بالینی است. علی رغم اینکه نظارت، جزء ضروری برای احراز تخصص در شن بازی به شمار میرود، اما توجه اندکی از جانب نویسندگان این حوزه دریافت کرده است.
در حال حاضر، با انتشار کتاب درمانگری در شن بازی درمانی (Supervision of sandplay therapy)، اوضاع تغییر یافته است. ناظران با آگاهی بیشتری، فرصت بررسی تجارب و بینشهای خود در مورد نظارت را بدست آوردهاند. آگاهی جدید منجر به این واقعبینی شده است که کار نظارت نیازمند تواناییهای رشد یافتهای است که ظرفیتهای شهودی و حسی را با تفکر، شناخت و مهارتهای کلامی ادغام میکند. هریت اس. فریدمن (Harriet S. Friedman) و ری راجرز میچل (Rie Rogers Mitchell)، نویسندگان این فصول، مهارتهای مذکور را به صورت موفقیتآمیزی تلفیق کردهاند و بینشهای حاصل از تجارب نظارت خود را به صورت گزارشهای جذاب و گاها تاثیرگذار درآوردهاند. با این کتاب، نظارت شن بازی در حال گذار به سمت تبدیل شدن به یک حوزهی مطالعاتی جدی است.
به دلیل نقش مهمی که نظارت در آموزش شن بازی ایفا میکند، بسیاری از شن بازی درمانگران مجاز، تجارب گستردهای هم در مقام نظارت شونده و هم به عنوان ناظر داشتهاند. با این وجود، دانش و تجارب گستردهی آنها تاکنون در قالب یک منبع قابل استفاده برای دیگران سازمان نیافته است. یکی از اهداف این کتاب، ارائهی مجموعهای از مقالات نوشته شده توسط ناظران مجرب شن بازی است که وضعیت هنر نظارت در شنبازی را توصیف میکند. با این اثر، ناظران برای کمک به افراد تحت نظارت خود در درک پیچیدگیهای این روش و کاربرد آن در درمان مجهزتر میشوند. کتاب حاضر، دیدگاه یونگی گرای معاصر به نظارت در شن بازی را ارائه میدهد که با حوزهی وسیع تر نظارت بالینی فعلی یکپارچه میشود. همانند سایر هنر درمانیهای بیانی، شن بازی خواستار رویکرد نظارتی منحصر به فردی است که در آن، مهارتهای زبانی ضرورت کمتری دارد.
در بخشی از کتاب درمانگری در شن بازی درمانی درباره نظارت در اتاقک شن بازی میخوانیم:
غالبا، اضطراب نظارت شونده در طول نظارت و ارائهی درمان، به حالات انتقال متقابل میانجامد که همیشه قابل تشخیص نیستند. در این مورد، خود شن بازی میتواند ابزاری برای روشن ساختن مکانیسمهای زیربنایی فرآیند باشد. نظارت شوندهای از مشکل بزرگ خود در مراقبت از یک مراجع شکایت کرد و و موقعی که آن مراجع جلسهای را از دست داد، احساس آسودگی کرد. او در طول جلسات، احساس آزردگی و کمی عصبانیت نسبت به مراجعی داشت که در محافل علمی بسیار مورد احترام بود. این نظارت شونده بعدها اظهار داشت که هر زمان به درمان این مراجع میپرداخت، به یاد میآورد که باید پردهها را بشوید و تغییراتی در دفترش ایجاد کند، گرچه در برنامهی آگاهانهی خود چیزی برای توضیح این احساسات نداشت. در این مورد، اتاقک شن بهترین مکان بود تا نظارت شوند بتواند به بیان تعارضهای خود با این مراجع بپردازد.
در این صحنه، نظارت شونده خود را با کودکی که در پشت آینه مخفی شده همانندسازی میکند، در حالیکه آن مراجع قادر مطلق روی صندلی بزرگ و راحتی مینشیند. نظارت شونده هنگام مشاهدهی صحنهی خود، حس یک دختر ترسیده در مقابل یک مادربزرگ-معلم قدرتمند را داشت، خاطرهای از دوران کودکیاش. نظارت شونده هنگام تشخیص حقارتی که در حضور مراجعش احساس کرده بود، توانست الگوی استبدادی و مهارگری مراجعش را که از تنهایی و افسردگی شکایت داشت نیز شناسایی کند. همچنین در این مورد، به این دلیل که مراجع و ناظر همسن بودند، نظارت برای نظارت شونده عذابآور شد و حتی به تغییر شغل فکر کرد. کار با این عقدههای والدینی برای ادامهی کار حرفهای او ضروری بود.
وقتی اتفاقاتی که در جلسات نظارت میافتد را مشاهده میکنیم، عموما میبینیم که ناهمگن هستند. برخی اوقات به سمت فرآیند نظارت شونده هدایت میشوند، در حالیکه سایر اوقات بیشتر روی فرآیند مراجع متمرکز میگردند. استفاده از شن بازی به عنوان نقطهی کانونی که نظارت شونده میتواند تعارضها و مشکلات خود را بشناسد، و بدون شک، ادراکات مراجعان راهی خلاقانه برای تحولات عمده هستند.
بله






















