کتاب بازآفرینی مدل تجاری: توصیههای تخصصی دربارهی نوآوری در زمینهی مدل تجاری، به معرفی بهترین روشها و ایدهها برای ایجاد یک مدل تجاری منجر به رشد میپردازد.
این مقاله توضیح میدهد که شرکتها چگونه میتوانند به طور منظم با نگاه کردن به فراسوی مرزهای رقابتی که به صورت سنتی تعریف شدهاند به دنبال نوآوری در ارزش باشند. فراتر از صنایع جایگزین، فراتر از گروههای استراتژیک، فراتر از گروههای خریدار، فراتر از ارائهی محصولات و خدمات تکمیلی، فراتر از جهتگیری کارکردی عاطفی یک صنعت و حتی فراتر از زمان.
در بخشی از کتاب بازآفرینی مدل تجاری (Rebuiling your business model) میخوانیم:
رقابت تنگاتنگ میتواند کشنده باشد خصوصا وقتی که بازارها کساد و بیرونق باشند یا به آرامی رشد کنند. مدیرانی که در چنین رقابتهایی گرفتار میشوند تقریبا به طور جهانی از این وضعیت ناراضی هستند و آرزو میکنند که ای کاش میتوانستند جایگزین بهتری پیدا کنند. آنها اغلب به طور غریزی میدانند که نوآوری تنها راهِ جدا شدن از گله است. اما نمیدانند که از کجا شروع کنند. اخطار برای ایجاد استراتژیهای خلاقتر یا خلاقانه فکر کردن به ندرت با توصیههای عملی همراه میشوند.
ما به مدت تقریبا یک دهه شرکتهایی را که ارزشهای اساسا نو و برتری ایجاد کردهاند مورد تحقیق و مطالعه قرار دادهایم. ما در شیوهی شرکتها برای ایجاد بازارهای جدید و نوسازی بازارهای موجود به دنبال الگوهایی گشتیم و شش روش پایه را پیدا کردیم. همهی این شش روش ناشی از نگاه کردن به دادههای آشنا از یک چشمانداز جدید است و هیچ یک از این روشها به هیچ پیشبینی در مورد آینده نیاز ندارد.
اکثر شرکتها روی رقابت کردن و شکست دادن رقبای خود تمرکز میکنند و در نتیجه استراتژیهایشان با همان رقابت ادغام میشود. چنین شرکتهایی باورهای پنهانی را در مورد نحوهی رقابت در صنعتشان یا در گروه استراتژیکشان دارند. آنها در مورد این که مشتریانشان چه کسانی هستند و برای چه چیزی ارزش قائل هستند و گسترهی محصولات و خدماتی که صنعتشان باید ارائه دهد، یک طرز فکر سنتی مشترک دارند. هر چه بیشتر این شرکتها این طرز فکر سنتی مشترک را در مورد نحوهی رقابت داشته باشند برخورد رقابتیشان بزرگتر و بیشتر خواهد بود. از آنجایی که رقبا سعی میکنند از یکدیگر سبقت بگیرند در نهایت صرفا بر اساس بهبودهای بیشتر در هزینه یا کیفیت یا هر دو با هم رقابت میکنند.
ایجاد فضای جدید در بازار نیازمند الگوی متفاوتی از تفکر استراتژیک است. مدیران به جای نگاه کردن به درون مرزهایی که نحوهی رقابت ما را تعریف میکنند میتوانند به طور منظم به فراتر از این مرزها نگاه کنند. با انجام این کار میتوانند قلمروهای اشغال نشدهای را پیدا کنند که نشانگر یک پیشرفت واقعی در ارزش هستند.
بله






















