میر مهرداد پیدایی و احمد رحیمی در کتاب استراتژی رفتار با افراد دشوار، 101 کلید طلایی تعامل اثربخش با کارکنان بدقلق و نابهنجار را معرفی کردهاند تا ضمن شناسایی و توصیف رفتارهای کارکنان دشوار که در سازمانهای مختلف ایرانی مشاهده میشوند، راه حلهای عملیاتی، جهت مدیریت و تعامل اثربخش با آنها ارائه شود.
در کتاب حاضر 101 نوع شخصیت دشوار با مطالعهی میدانی سازمانهای مختلف دولتی و غیر دولتی استخراج شده و نمودهای رفتاری آنها متناسب با ویژگیهای فرهنگی کشور مورد تحلیل قرار گرفته و راه حلهای متنوعی نیز جهت بکارگیری مؤثر آنها در جهت اهداف کسب و کارها ارائه گردیده است.
هر روز در جامعه با شخصیتهای گوناگونی برخورد میکنیم و نحوهی برخورد آنها با ما، عکسالعملهایی را از سوی ما برمیانگیزد و احساس شادی و یا ناراحتی و اضطراب را در ما به وجود میآورد. در این میان در محیط کار خود گاهاً با شخصیتهایی برخورد میکنیم که با ما همکاری نمیکنند، چاپلوسی میکنند، حالت تدافعی به خود میگیرند، زیرآب دیگران را میزنند و یا حتی رفتاری کینهتوزانه از خود نشان میدهند.
این شخصیتها با رفتار منفی که از خود نشان میدهند، مانع تلاشهای ما برای ارائهی کار مفید میشوند و گاهاً نتیجه منفی و معکوس از انجام کارها را به همراه دارند. به این نوع شخصیتها، شخصیتهای «دشوار» یا «بدقلق» گفته میشود.
افراد دشوار (افراد بدقلق یا افراد مسئلهساز) در هر شکل و لباسی ظاهر میشوند، ولی خصوصیات مشترک همهی آنها این است که رفتار و برخورد آنها همیشه برای یک نفر ایجاد مشکل میکند. هنگام برخورد با افراد دشوار باید علائمی را که از خود بروز میدهند بشناسیم و ماهیت آن را تشخیص دهیم. به این ترتیب میتوانیم اثر نامطلوب رفتار آنها را به کمترین حد برسانیم. این یک واقعیت مسلم است که هنگامی میتوانیم در دیگران نفوذ کنیم که آنها را همانطور که هستند ببینیم نه آنگونه که آنها میخواهند یا خودمان میل داریم.
متأسفانه از کودکی آموختهایم با چنین افرادی معاشرت نکنیم. اما نادیده گرفتن این موقعیتها به ضرر ماست چرا که نحوهی برخورد ما با شخصیت دشوار و دیگر افراد بدقلق هنری است که هر فردی از آن اطلاعی ندارد. برخورد مناسب با این افراد باعث میشود از فشارهای عصبی ناشی از رفتارهای ناشایست دیگران بکاهیم و کار خود را مؤثرتر و سودمندتر انجام دهیم.
باید توجه داشته باشیم که اعمال و رفتار شخصیتهای دشوار را به شیوهای حرفهای و نه شخصی مورد توجه قرار دهیم. به این معنا که این نکته را در نظر بگیریم که افراد دشوار لزوماً ما را به عنوان هدفی در نظر نمیگیرند که باید چنین هدفی را به چنگ آورند، بلکه ممکن است افراد دشوار در تلاش جهت به دست آوردن آنچه میخواهند، ما را به عنوان یک مانع یا نخستین گام برای عبور تلقی کنند و رفتارهای منفی و ناشایست از خود نشان دهند.
بنابراین توصیه میشود، یاد بگیریم اهانتها، بیاعتناییها و ضربههایی که از پشت بر ما وارد میشود را به شیوهای حرفهای و نه شخصی تحمل کنیم و با اعمال پیشنهاداتی که در برخورد با شخصیتهای دشوار مطرح میشود، رفتار اثربخش داشته باشیم تا خود را از فشار روانی و استرسهای موجود در محیط کار دور سازیم.
در بخشی از کتاب استراتژی رفتار با افراد دشوار دربارۀ راهکار تعامل مؤثر با افراد دغل کار میخوانیم:
در برخورد با این افراد، راهکارهای زیر پیشنهاد میگردد:
1) "احساس میکنم با من راحت نیستی". کسی که فریبکار باشد احتمالا فقط تلاش (ناشیانه) میکند شایسته باشد و مورد علاقهی شما قرار بگیرد. وقتی این جمله را بر زبان بیاورید، به این آدمهای دغلکار فرصتی میدهید تا دربارهی سطح راحتی خودش با شما و دیگران صحبت کند. اگر واکنش فرد دغلکار این باشد که همچنان خود را آن کسی که نیست وانمود کند، میفهمید که او در حال طرحریزی تصویری است که با آن راحت است. تلاش برای اینکه آنها را ترغیب کنید سپر دفاعیشان را کنار بگذارند، میتواند چالشبرانگیز باشد.
2) حالات دغلکارانه و کلام آنها را تقلید کنید. زمانی که لبخندی مصنوعی را که در صورت آدمهای دغلکار میبینید، عینا تقلید کنید و همان زبان مصنوعی را به خودش برگردانید، فرد دغلکار اغلب شگفتزده میشود. تلاش برای بازی کردن نقش آنها چیزی نیست که انتظارش را داشته باشند. به این ترتیب، به فرد دغلکار نشان میدهید که شما هم میتوانید یک بازیگر خوب باشید.
3) چیزی که دوست دارید یا لازم دارید را از آدمهای دغلکار درخواست کنید. یک آدم دغلکار معمولا تلاش میکند شما را کنترل کند. حتی اگر مطمئن نباشید که آنها با فریبکاری به چه چیزی میخواهند دست بیابند، چیزی از آنها درخواست کنید. درخواست کمک نیز یک شیوهی اجتماعی برای برقراری ارتباط صادقانه با دیگران است.
بله

















