کتاب چگونه با همسرم مشاجره سازنده داشته باشم نوشتهی کارول گراف و سرژ ویدال، به بررسی مشاجرات و رفتار زناشویی، خطرات پنهان در مشاجرات و معرفی نکاتی مفید برای جلوگیری از بروز این جدالها میپردازد.
آیا میتوان بدون مشاجره با همسر خود زندگی کرد؟ بروز مشاجره اجتناب ناپذیر است. اجتناب ناپذیر بودن مشاجره بین زن و شوهر، موضوعات مورد علاقهی آنها در زمان رخداد مشاجرات، نحوهی پیدایش آن، چگونگی حل و فصل آنها بدون جدایی و طلاق و آشنایی و توسعهی مهارتهای برخورد با مشاجرات همراه با مثالهای عینی مطالبی است که در این کتاب تقدیم خوانندگان شده است.
ماجراهای عاشقانه همواره از دورانی سحرآمیز به نام ماه عسل شروع میشود. زن و شوهر در این مدت خود را بهترین نشان میدهند. آنها دائما تمایل دارند تا در کنار هم باشند. در این مدت بهترین و شیرینترین خاطرات آنها به وجود میآید.
غالبا بروز اولین بحث و جدلها بین زن و شوهر، نشانگر اتمام ماه عسل است. از این زمان آنها به تدریج تصمیم به داشتن رفتاری مشاجرهآمیز و یا اجتناب از آن را در پیش میگیرند. این امر به تدریج و به صورت ناخودآگاه صورت میپذیرد و تعداد بسیاری از زوجین از انتخاب خود ابراز نارضایتی میکنند.
با مطالعه کتاب چگونه با همسرم مشاجره سازنده داشته باشم (Comment bien se disputer en couple) این امکان وجود دارد که زن و شوهرها بتوانند مشاجرهای موفق و مفید داشته باشند. پذیرش وجود تضادها و مشاجرات به معنی پذیرش دعوا و رفتارهای خشونتآمیز نیست. مشاجرهی خوب یعنی جروبحثی بدون دعوا و ستیز.
از دیدگاه کارول گراف (Carolle Vidal-Graf) و سرژ ویدال (Serge Vidal-Graf)، پذیرش اینکه تضادها و مشاجرات، جزئی از رابطهی طبیعی و موفق زن و شوهرهاست، ضروری است. متاسفانه تعداد بیشماری از زن و شوهرها تمایل دارند تا وجود این تضادها را به ناکامی روابط خود با همسرشان نسبت دهند. آنها میگویند: «اگر ما با هم جروبحث کنیم، یعنی همدیگر را به طور واقعی دوست نداریم.»
در بخشی از کتاب چگونه با همسرم مشاجره سازنده داشته باشم میخوانیم:
بیشتر اوقات بگو مگوها از زمانی آغاز میشوند که زن و مرد تصمیم میگیرند زیر یک سقف زندگی کنند.
تا قبل از این زمان هرگاه بحث و گفتگوی آنها به منازعه کشیده میشد، میتوانستند از یکدیگر فرار کرده آرامش خود را در تنهایی و در خانهی خود بازیابند. این شرایط امکان این را میداد که زن و مرد با دوری از ادامهی بحثهای بینتیجه و ناموفق، از تیرگی روابط خود پرهیز کنند.
اما به محض شروع زندگی مشترک، عیوب شخص نزد دیگری آشکار شده و او نیز متوجه وجود برخی مسائل در همسر میگردد که این امر بسیار سخت است. این همان لحظهای است که زن و شوهر را از ایدئالگرایی خارج میکند. وقتی دو نفر با هم زندگی میکنند نباید در پی یافتن مکانی باشند که در آن خود را در رؤیای داشتن شریک زندگی ایدئالی غرق کنند.
هنگامی که زندگی زیر یک سقف شروع میشود، اولین قدم، احساس وجود فضایی مشترک میان زوجین است. مثلا: سوئیت، آپارتمان، ویلا. از این پس این مکانها به هردوی آنها تعلق دارد. دیگر «خانهی من»، «خانهی تو» نداریم. آنچه وجود دارد «خانهی ما» ست.
تصمیماتی که جهت انتخاب محل سکونت باید بگیرند عبارتاند از: زندگی با هم بلی، اما در کدام کشور؟ کدام شهر؟ کدام محله؟ با چه اثاثیهای؟ چه ظروفی؟ چه دکوراسیونی؟ میخواهیم در مرکز شهر زندگی کنیم یا در حومهی آن؟ از وسایل تو استفاده کنیم یا وسایل من، یا چیزهائی که بعدا میخریم؟ از آنهایی که خیلی دوستشان دارم و فامیل من مثلا عمه ژین به من هدیه دادند؟ البته که سرویس چای خوری اون یه کم از مد افتاده و حتی زشت است، زیباییاش مهم نیست، مهم این است که یادگار عمهی من است. این همه مسائل ریز و درشت که باید در مورد هر یک به بحث و گفتگو پرداخت!
وضعیت پیچیدهتر خواهد شد هنگامی که زن یا شوهر بخواهد در منزل همسر جدیدش زندگی مشترک را آغاز کند. عادتهای زندگی شخص میزبان که قبل از ازدواج در این منزل به وجود آمده توسط شخص تازه وارد (همسر) به چالش کشیده میشود. همچنین تازهوارد نیز میباید خود را برای مواجهه با قوانین این مکان آماده کند. مثلا لازم است تا گاهی اوقات بحثهایی بین زن و شوهر جهت تخصیص فضایی از کمدها برای قراردادن لوازم فرد تازه وارد (همسر) انجام شود.
بله



















زندگیتون مانا، همیشه شاد و سلامت باشید.