کتاب کارگردانی به سبک تارانتینو، تالیف کریستوفر کنورتی، کتابیست در حوزهی تخصصی کارگردانی که در کنار مجموعهی سه جلدی دکوپاژهای مرجع میتواند، بخش عمدهای از نیازهای فیلمسازان را برطرف کند.
متأسفانه، به جرأت میتوان گفت در سالهای گذشته تقریباً کتابی تخصصی در زمینهی کارگردانی فیلم به فارسی منتشر نشده است. هر چه بوده بیشتر به مبانی پرداخته است. از این رو فیلمسازانی که به دنبال ارتقای دانش حرفهای خود بودهاند، به جز مقالات گاه به گاهی در مجلات یا یکی دو کتابی که منتشر شده و به فراموشی رفته است، تقریباً منبعی برای مطالعه نداشتهاند.
کوئنتین تارانتینو (Quentin Tarantino) استاد تنش، تعلیق، لحظههای دلهرهآور، گفتوگوهای خیره کننده و شوخیهای احمقانه است.
کتاب کارگردانی به سبک تارانتینو (Shoot Like Tarantino) به شما نشان میدهد که چرا بعضی از لحظات فیلمش به خوبی از آب در میآیند و شما چگونه میتوانید آنها را به شکل مؤثری در فیلمهای خود به کار ببرید.
مطمئناً شما نمیخواهید از تارانتینو کپی کنید. بسیاری از مردم بدون آنکه بدانند چه چیزی وجه تمایز کارهای تارانتینو است، تنها از کارهایش کپی میکنند که نتیجهاش فقط خشونتهای بیمعنی و فحش و بد و بیراه است. وقتی کسی از تارانتینو عیناً تقلید میکند، متأسفانه نتیجهاش فقط یک آشغال شرمآور میشود.
شما میخواهید فیلمساز مطرح و صاحب نامی شوید، اما زمانی یک فیلمساز بهتر میشوید که طراحی نماها و شِگردهایی را که تارانتینو در آن استاد است به خوبی بفهمید و یاد بگیرید. فهمیدن این که او چگونه کار میکند، میتواند فرصتهای بیشتری را در خلاقیت با دوربین برای شما فراهم کند.
درست است که بخش بزرگی از داستانگویی تارانتینو از فیلمنامه نویسیاش و از شیوه هدایت بازیگرانش میآید، او درک وسیعتری از زبان فیلمنامه دارد که او را قادر میسازد داستانهایش را به روشی مناسبتر از هر کارگردان دیگر بیان کند. فیلمهایی که در کتاب کارگردانی به سبک تارانتینو بررسی میشوند نشان میدهند مهم نیست که بازیگران یا فیلمنامهی شما چه قدر خوب باشند، مهم این است که شما از جادوی دوربین برای آنکه داستانتان بر روی پرده نقرهای درست کار کند چگونه به بهترین نحو استفاده میکنید.
صحنههایی که برای کتاب کارگردانی به سبک تارانتینو توسط کریستوفر کنورتی (Christopher Kenworthy) انتخاب شدهاند، از بین شاهکارهای فراموش نشدنی تا لحظات بسیار کاربردی فیلمها انتخاب شدهاند تا نشان دهیم که یک داستانگوی خوب باید تمام کار خود را به خوبی و تمام و کمال بسازد، حال میخواهد آن صحنه، بهترین صحنهی فیلم باشد یا بخش کم اهمیتی از کار. یکی از نقاط قوت تارانتینو کاردانی همه جانبهاش است. او ثابت میکند که شما برای بیان یک داستان نیاز ندارید حتماً دوربین را حرکت دهید. او همچنین نشان میدهد که تمام لحظات فیلم ارزش خود را دارند و برخلاف کارگردانهایی که اجازه میدهند صحنههایی بدون دلیل گرفته شوند، او تضمین میکند برای هرآنچه شما در کارهایش میبینید دلیلی دارد.
فصلهای کتاب کارگردانی به سبک تارانتینو مهارتهایی را به شما میآموزند که میتوانید آنها را در فیلمهای خود به کارگیرید و آنها را بخشی از سبک و شیوه خود کنید. برای آنکه شما بتوانید بهترین استفاده را از این کتاب ببرید، باید دقیقاً علل فنی ای را که باعث میشوند تا این صحنهها خوب از آب در بیایند بشناسید. نکتهی اصلی اینجاست که مهم نیست چه قدر میخواهید خلاق و ماجراجو باشید، آن چه مهم است و شما هم نیاز دارید این است که یک داستانگوی ماهر باشید.
تارانتینو به ویژگیهای مختلفی معروف است، اما کمتر توجهی به او به عنوان یک فیلمساز تکنیکال شده است. این کتاب استعداد وی را در معرفی شخصیت و داستان در چند ثانیه، یا حفظ تنش برای زمانی بسیار طولانی نمایان میکند. اگر او صحنهها را به شیوه سنتی، تنها با یک نمای معرف و چند نمای بسته پوشش میداد، این امر ممکن نبود. فیلمهای او خوب در میآیند، چون او راههایی یافته است برای فیلمبرداری درست از لحظاتی که همهچیز را شکل میدهند.
این کتاب به شما نشان میدهد که فیلمسازان خوب کاری بیش از فیلمبرداری و ضبط صحنهای را انجام میدهند که پیش رویشان است. جزئیاتی در این صحنهها هست که وسواس تارانتینو برای گرفتن بهترین حالت ممکن هرصحنه را نشان میدهد. او به فیلمش بسیار اهمیت میدهد و باید اطمینان حاصل کند زوایا، جزئیات و حرکات دوربینی که انتخاب کرده، تمام نیازهای فیلمش را برآورده میکنند.
تارانتینو نشان میدهد که بعضی تمهیدات جزئی و ساده می توانند مهیجترین صحنههایی که تاکنون گرفته شدهاند را به وجود بیاورند. وقتی که شما بدانید تارانتینو چگونه این صحنههای هیجانی، نمایشی و دلهرهآور را خلق میکند، میتوانید آن ایدهها را به شیوه شخصی خودتان شکل دهید.
بله

















بهترین فیلمش رو داستان عامه پسند میدونم البته که تمام آثارش رو دوست داشتم ولی این فیلمش از بقیه برتر بود