کتاب سمفونی زندگی اثر مهرداد کیمیارودی برای انسانهایی طراحی شده است که دغدغهٔ بهتر شدن را در تمام ابعاد زندگی دارند و نمیخواهند از نعمتهایی که پروردگار در اختیارشان قرار داده است به سادگی عبور کنند.
این کتاب برای آدمهای جسوری نوشته شده است که بهترینها را برای خود و دیگران میخواهند و از راههای خردمندانه میخواهند به این مهم دست یابند.
در دنیای امروز انسانهایی موفق به ساختن دنیای خود به شکل دلخواه هستند که حداقل از دو ویژگی اعتماد به نفس و عزت نفس برخوردار باشند. علاوه بر آن تعدادی ابزار مهم در اختیار داشته باشند و با استفاده از آنها دنیا را جایی زیباتر برای زندگی خود و دیگران کنند.
ما با داشتن این ویژگیها و ابزارهای تکمیلی به انسانهایی خود باور تبدیل میشویم که میتوانیم زندگیمان را نه به شکل دلخواه دیگران، بلکه به سبک خودمان بسازیم، با عملکرد خود و تاثیرگذاری مثبت بر دیگران دین خود به جهان هستی ادا و بدین ترتیب از خالق جهان هستی تشکر کنیم. در کتاب سمفونی زندگی با هم به بررسی تمام ویژگیها و ابزارهای ذکر شده با زبانی ساده و روان میپردازیم.
مگر روح خدا در ما دمیده نشده است؟ مگر ما اشرف مخلوقات نیستیم؟ پس چرا گاهی در باور تواناییهای خود و شناخت اینکه چه کارهای بزرگی میتوانیم انجام دهیم، ناتوانیم؟
اگر باور داشته باشیم که خداوند هیچ چیز را بدون حکمت و خرد نمیآفریند، میتوانیم دریابیم که آفریده شدنمان نیز تصادفی نیست. ما برای ساختن زندگی خود و اثرگذاری در جهان، باید تلاش کنیم. این مهم تحقق نمییابد مگر اینکه به خودباوری رسیده باشیم.
در واقع شالودهٔ باور به خود و باور به خداوند باید به عنوان قدرت برتر در ذهن ما پایهریزی شود. میبایست با تغییر زاویهٔ دید نسبت به خود و جهان پیرامون خود اقدام به ساختن زندگی به سبک دلخواه و برآورده کردن رویاهایمان کنیم؛ در غیر این صورت دیگران زندگی ما را به سبک دلخواه خودشان خواهند ساخت و ما تنها نظارهگر خواهیم بود.
در وجود همهٔ ما یک فردوس برین وجود دارد. وظیفه ما به عنوان انسان خردمند این است که با کاوش در خود آن را پیدا و در زندگی سعادتمند از آن استفاده کنیم. خبر خوش اینجاست که ما میتوانیم با اطلاعاتی که در کتاب سمفونی زندگی آمده است گوهرهٔ وجود خود را شناسایی و نسبت به پرورش آنها اقدام کنیم. فقط باید کمی صبوری داشته باشیم و به اطلاعاتی که از این کتاب در مییابیم جامهٔ عمل بپوشانیم.
در بخشی از کتاب سمفونی زندگی میخوانید:
در دوران میانسالی و سالمندی بیشترین نیازهای ما نمود عینی پیدا میکند. در این دوران بیش از پیش نیاز به خودشکوفایی در ما به وجود میآید. در مقاطع قبل در صورت بروز بیماریهای روانی، میتوان آنها را بسیار راحتتر از دوران میانسالی و سالمندی جبران نمود؛ لذا مراقبت از خود در این دوران ضروری است. مواردی همچون شرایط بد اقتصادی، نداشتن مسکن، ناامنی وضعیتهای عمومی جوامع میتواند در این دوره به شدت تأثیر منفی بر روان ما بگذارد. نیازهایی همچون تعلق خاطر، نیاز به موفقیت، پذیرش ما توسط دیگران و حس ارزشمندی در اوج خود قرار دارد. داشتن زندگی ارزشمند در این دوران قابل درک است. در این دوران است که فلسفهی زندگی برایمان از اهمیت زیادی برخوردار میباشد.
بله

















