اگزیستانسیالیسم یکی از اساسیترین جریانهای فکری است که البته پیدایش آن در غرب معاصر در کنار مارکسیسم ذهن بسیاری از اندیشمندان را به خود مشغول کرده و آنان را برآن داشته است که تاملاتی عمیق در باره آن داشته باشند. اگر «کییرکگارد» دانمارکی را، هم آنطور که بعدا خواهد آمد، اولین متفکر معاصر بدانیم که پایههای اگزیستانسیالیسم را بنیان نهاد و معاصر با مارکس و مارکسیسم است؛ رویکرد او و مارکس بیشترین پهنه اندیشههای معاصر را به نوعی در بر گرفته است. اگزیستانسیالیسم در کاوشهای خود عمیقترین زوایای پنهان آدمی را میکاود و به حرکت در میآورد.
با مطالعه و ورود به مقولههای اساسی آن اضطرابی وصفناشدنی و هیجانی شدید به آدمی دست میدهد. به قول، علی شریعتی، اگزیستانسیالیسم «وجود» را به حرکت در میآورد و مسائل اگزیستانسیالیسم به قدری وسیع و درهم پیچیده است که از یک طرف در فلسفه و ریاضیات و از سوی دیگر از عرفان و مذهب سر در میآورد. در این مقال از شعر نیز نمیگذرد و خود را در شعر و نمایشنامههای تفکر برانگیز متجلی میکند. همه اینها موجب میشود که از اگزیستانسیالیسم جریانی عمیق فکری و ایدئولوژیک رقم بخورد و آن را در صدر بیشتر فلسفههای قرن بیستم میلادی قرار دهد.
بله





















