کسی که فراموش نمیکند، رنجِ زیستن را به یاد میآورد «لیانو برانسا- شاعر فرانسوی»
کافه فراموشی، نخستین مجموعه داستان مرتضی بخشایش است. اگرچه او اکثر شخصیتها و موقعیتهای کتاب را در فرانسه قرار داده، سبک گزارشنویسی و مقالهنویسی کتاب باعث شده خیلی از داستانها کاملا واقعی به نظر برسد.
داستانهای این کتاب روایت آدمهایی است که نمیتوانند از گذشته خود جدا شوند و مرتب به آن رجوع میکنند.
از متن کتاب:
آن شب جز خداحافظی و شب بخیر هیچ حرف دیگری بین آنها رد و بدل نشد. اما از فردای آن روز داستان زندگی رنیو و پترو رنگ و روی تازهای گرفت. رنگ و رویی که درخشانی خود را مدیون عشق بود. آنها هر روز با هم حرف میزدند، ساعاتی را با هم بودند و زیباترین رویاهایشان را برای یکدیگر تصویر میکردند. البته روزهای زیبا دوام چندانی نداشت و چند ماه بعد که پترو از دانشگاه تکنولوژی پاریس، بورس تحصیلی گرفت و پدر و مادرش هم تصمیم گرفتند دلف را ترک و به آنجا بروند، آنها نیز از هم جدا شدند. روزی که پترو به پاریس میرفت در یادداشت کوتاهی که به رنیو داد اینطور نوشت:
«دوباره که فرشته کوچکم را ببینم، مفهوم اینکه چقدر دوستش دارم را بهتر خواهد فهمید».
بله


















