ماجرای «دلنوشتههای بر گِل» حکایت بانویی است که توانسته دلش با گِلش حرف بزند و هم از این روست که سفالینههای دستساز او با من و تو صحبت میکنند؛ گاه به نجوا، گاهی هم کمی بلندتر از فریاد.
او که در گذر زمان خود در کورۀ حوادث پخته شده، حالا آنچنان پخته حرف میزند، که خوردن صحبتهایش برای خیلیها دلچسب است و گوارا.
منیژه آرمین هم دست به قلم است و هم دستی در آب و گِل دارد؛ نویسنده و سفالگر.
کتاب حاضر گفتوگویی است با او، با سفالها، دستنوشتهها و شاگردانش.
یادمان باشد شنیدن از زبان منیژه آرمین، گفتنِ سرِ دلبران است در حدیث دیگران و یادآور حقیقت روز است. چرا که بیحضور صحبت یار همه عالم به هیچ نستانیم.
بله





















