لازمه هدایت و تربیت انسان در گرو شناخت و توصیف صحیح از اوست. انسان به حکم رابطهٔ خالقیت و مخلوقیت، آفریده و بنده خداوند است. چنین انسانی میتواند در پرتو وحی الهی به خرد و اندیشهٔ خود نورانیت بخشد و در راستای پیمودن راههای کمال و سعادت، به اوامر خداوند ملتزم و از پیشگاه او مدد میجوید. بدین منوال انسان خداجو، ارزشهای الهی را در رفتار و گفتار خویش لحاظ کرده و گرایشها و امیال خود را با اتکاء به عنایات خداوندی سمت و سوء میبخشد. البته این در صورتی است که دربارهٔ انسان و مبانی انسانشناختی بر پایهٔ نگرش دینی و با پشتوانه گرایشهای دینی داوری کنیم. به همین دلیل است که توصیف و شناخت از انسان و در نتیجه تربیت او، در مکاتب مختلف با نگرشهایی مانند لائیک و سکولار، به گونهای دیگر رقم خواهد خورد.
مبانی انسانشناختی تربیت اسلامی آن دسته از گزارههای توصیفی مدلل درباره واقعیت وجود انسان است، که از تعالیم اسلامی یا معارف اصیل اسلامی در مقام توصیف خصوصیات عموم افراد بشر یا از مباحث مربوط به تعریف انسان در فلسفه انسانشناسی اسلامی استخراج شدهاند و باید آنها را به لحاظ نقش محوری در تبیین و ترسیم سیمای کلی انسان در نظریهٔ فلسفی تربیت، سنگ بنای اصلی هر گونه توصیف و تبیینی از فلسفهٔ تربیت یا رویکرد اسلامی دانست (سند تحول نظام تعلیم و تربیت، ص 57). لذا بنابر اهمیت موضوع از این منظر، ابتدا مفاهیم اصلی و بنیادی مطرح شده در متون اسلامی درباره انسان و ابعاد وجودی وی همچون روح، فطرت، نفس، قلب و عقل به اختصار و مجمل مورد بررسی قرار میگیرند و در ادامه به تشریح و بررسی موضوع اصلی، یعنی فطرت پرداخته میشود.
بله





















