پشت تصویر چین مدرن و قدرتمند، زندگی کسانی که سهمی از رفاه و پیشرفت ندارند، چگونه میگذرد؟ کتاب نعش کش نوشتهی لیائو یی وو، ما را به دنیای آدمهایی میبرد که صدایشان کمتر شنیده شده است؛ از کارگران و تهیدستان تا زندانیان سیاسی و صاحبان مشاغل عجیب. این اثر با روایتهایی تکاندهنده، پرده از واقعیتهای پنهان جامعهی چین برمیدارد و تصویری انسانی از فقر، نابرابری و رنج مردمی ترسیم میکند که در حاشیهی تاریخ ایستادهاند.
دربارهی کتاب نعش کش
در گوشه و کنار جامعهی چین، آدمهایی زندگی میکنند که سرگذشتشان کمتر جایی ثبت شده است؛ از نعشکشها و گریهکنهای حرفهای گرفته تا کارگران مهاجر، راهبان، دزدان و کسانی که قربانی تحولات سیاسی شدهاند. هر کدام از این انسانها تجربهای متفاوت و گاه تلخ از زندگی دارند و دریچهای تازه به سوی جامعهای باز میکنند که شناخت آن، بدون شنیدن صدای حاشیهنشینانش ممکن نیست.
اما چرا باید تاریخ یک کشور را از زبان کسانی شنید که معمولا جایی در روایتهای رسمی ندارند؟ نویسنده با گردآوری 27 روایت شفاهی، تلاش میکند نشان دهد پشت آمارهای اقتصادی، شعارهای سیاسی و تصویر چین به عنوان قدرتی جهانی، زندگیهایی قرار دارند که زیر فشار تغییرات اجتماعی و مناسبات قدرت شکل گرفتهاند. کتاب نعش کش اثر لیائو یی وو از همین منظر، تلاشی برای ثبت تاریخ از پایین به بالاست؛ تاریخی که بهجای تمرکز بر حاکمان و برندگان تحولات، سراغ کسانی میرود که هزینهی این تغییرات را پرداختهاند.

تاریخ شفاهی از حاشیهی جامعهی چین
تفاوت این اثر با یک گزارش جامعهشناختی معمولی در شیوهی روایت آن است. نویسنده به جای تکیه بر آمار و نظریههای کلی، به تجربههای زیستهی انسانها مجال ظهور میدهد. هر گفتوگو، علاوه بر بازگویی یک سرگذشت شخصی، تصویری از مناسبات قدرت، باورهای فرهنگی و شرایط تاریخی چین به ما نشان میدهد. به همین دلیل، تاریخ شفاهی چین در این کتاب نه مجموعهای خشک از اطلاعات، بلکه روایتی زنده از آدمهایی با آرزوها، تناقضها، ضعفها و شیوههای خاص خود برای ادامهی زندگی است.
درونمایههای کتاب نعش کش نیز به همین اندازه متنوعاند. فقر و نابرابری اجتماعی، طرد شدن از جامعه، مشاغل دشوار، سنتها و آیینهای محلی و پیامدهای تحولات سیاسی در کنار یکدیگر قرار میگیرند. برخی روایتها از سرکوب و زخمهای به جا مانده از گذشته حرف میزنند و برخی دیگر، دشواری بقا در جامعهای دستخوش تغییر را آشکار میکنند. از این منظر، کتاب به مسئلهی حقوق بشر در چین نیز نزدیک میشود؛ نه فقط از طریق اشاره به زندانیان سیاسی و قربانیان سرکوب، بلکه با نشان دادن زندگی کسانی که به دلایل گوناگون از فرصت، امنیت یا منزلت اجتماعی محروم ماندهاند.
روایتهای واقعی از فقر و نابرابری
کتاب نعش کش نشر ققنوس خط داستانی واحدی ندارد؛ روایتهای مستقل آن در کنار یکدیگر تصویری چندوجهی از جامعهی چین میسازند. گفتوگوها در فاصلهی سالهای 1990 تا 2003 انجام شدهاند و نویسنده در بازپرداخت آنها از یادداشتها و حافظهی خود بهره گرفته است. تنوع شخصیتها و تجربههایشان، خواننده را از دل مشاغل نامتعارف و آیینهای محلی به سوی خاطرات تلخ تحولات سیاسی میبرد و نشان میدهد که زندگی واقعی، پیچیدهتر از هر تصویر یکدست و رسمی است.
خرید کتاب نعش کش: روایتهای واقعی از فرودستان چین نوشتهی لیائو یی وو میتواند شما را با چهرهای متفاوت و فراموشنشدنی از چین روبهرو کند؛ این اثر یادآوری میکند که برای شناخت یک کشور، گاهی باید به سراغ کسانی رفت که صدایشان در هیاهوی تاریخ گم شده است. این کتاب از انتشارات ققنوس با ترجمهی فرشاد رضایی، برای کسانی مناسب است که میخواهند فراتر از اخبار و تصویرهای رایج، با لایههای کمتر دیده شدهی جامعهی چین آشنا شوند.
نکوداشتهای کتاب نعش کش
- افشاگرانه و سرشار از شکیبایی و بخشایش... هر مصاحبهی بازآفرینیشده، تصویری از انسانی مشخص را در یکی از لحظات سرنوشتساز تاریخ چین ثبت میکند. (The New York Times Book Review)
- شگفتانگیز و روشنگر، حتی در جزئیات ظاهرا پیش پا افتاده... لیائو یی وو ما را با جنبههایی جذاب از زندگی انواع کارگران آشنا میکند. کتابی که نمیتوان بهراحتی آن را کنار گذاشت. (Bookforum)
- خواندن کتاب نعش کش مانند قدم زدن در کنار لیائو یی وو است؛ هر چند که پاهای ما تاول نزده و بدنهایمان از گرسنگی ناتوان نشدهاند، اما در پایان عمیقا متاثر خواهیم بود. (San Francisco Chronicle)
کتاب نعش کش برای شما مناسب است اگر
- به تاریخ شفاهی چین و روایتهای واقعی از زندگی مردم عادی علاقه دارید.
- میخواهید دربارهی فقر و نابرابری اجتماعی و پیامدهای تحولات سیاسی بیشتر بدانید.
- به موضوع حقوق بشر در چین و تجربهی گروههای به حاشیه راندهشده توجه دارید.
- از کتابهای غیرداستانی و روایتهایی لذت میبرید که پشت واقعیتهای تاریخی، زندگی و رنج انسانها را آشکار میکنند.
در بخشی از کتاب نعش کش: روایتهای واقعی از فرودستان چین میخوانیم
- پیش آمده که زنی را مجبور به خودفروشی کنی؟
- زن اگر سالم باشد هر کاری هم بکنی حاضر به خودفروشی نمیشود. ولی اکثر زنها فرقی با ما مردها ندارند. دنبال ماجراجویی و پول مفتاند. بله، من در این پنج سال بالای بیست زن را فروختهام، ولی این زنها خودشان پیش من میآمدند. من که اسلحه روی سرشان نگذاشته بودم. ما که راهزن و آدمربا نیستیم. اصلاً برای اغوای این زنها حتی دروغ و دغل هم لازم نمیشد. در شمال یک عالم مرد عزب داریم. کار من این بود که این مرغ عشقها را از فاصلۀ چندهزارکیلومتری به هم برسانم. حالا گیریم شروع رابطهشان خیلی هم خجسته و پرشور نبوده باشد. گاهی عروس قصد میکرد خودکشی کند. ولی، بعد از رفع دودلی یا جفتکپرانیهای دم حجله، اکثراً با سرنوشتشان کنار میآمدند. گذشت زمان هم زندگی را برایشان خوشتر و همسازتر میکرد.
لتوکوب زنها در دهات خیلی عادی است. اگر مردی زنش را نزند یا آنقدر پیر باشد که نتواند عصایش را بلند کند، اصلاً مرد به حسابش نمیآورند. یکبار من و زنم با پُشتهای ذرت از سرِ زمین برمیگشتیم. من حسابی حالیبهحالی شدم و میخواستم دست به کار شوم. زنم گفت باید حداقل تا شب صبر کنم. من دستبردار نبودم. او گفت خیلی خسته است. من هم خونم به جوش آمد. خواستم چماقی بردارم؛ ولی دست جنباند و از خانه بیرون زد. دنبالش دویدم. پرید در حوضچۀ دِه و میخواست خودش را غرق کند. عجب! فکر میکنی چه شد؟ آب تا کمرش بیشتر نبود. وقتی دید هیکلش زیر آب نمیرود افتاد به گریهوزاری.
خب، آن دخترهایی که من به شمالغرب فرستادم اقبالشان بلندتر از زنم بود. به قول معروف «زن و شوهری است و دعوا و کتکش». من فقط میخواستم تقاضای بازار را جواب بدهم.
- تو آن زنها را گول زدی و با دغلبازی به این راه کشاندی. زندگیشان را نابود کردی.
بله























