مسافران عزیز، لطفاً آرامش خود را حفظ کنید! صحنهی اول کتاب مسافر فرانکفورت اثر بانوی ادبیات معمایی آگاتا کریستی در کابین یک هواپیما شکل میگیرد؛ جایی که خلبان آن، مسافران را از یک فرود اضطراری خبردار میکند. در میان مسافران یک دیپلمات بریتانیایی نشسته است، کسی که به زودی به سوژهی مرکزی این داستان مهیج تبدیل میشود، مخصوصاً وقتی یک زن غریبه از راه میرسد و از او خواهش میکند که به حفظ جانش کمک کند.
دربارهی کتاب مسافر فرانکفورت
یکی از طرفداران دنیای رمانهای جاسوسی دربارهی کتاب مسافر فرانکفورت اینطور مینویسد: «این رمان از آگاتا کریستی با تمام کتابهایی که از او خواندهام فرق میکند.» در این داستان، خبری از جانیان دیوانه یا دزد جواهر و کلاهبرداران ارث و میراث نیست. در این تریلر سیاسی که همزمان با تولد 80سالگی نویسنده به قفسهی کتابفروشیها رسید، شاهد شبکهای گسترده از خرابکاران، توطئهگران و دسیسهچینانی هستیم که همواره در پشت نقاب زندگی میکنند.
برای «سر استفورد نای» سفر با هواپیما تجربهای تکراری است. فرود اضطراری به علت شرایط جوی نامناسب نیز از آن حوادثی نیست که این دیپلمات بریتانیایی را نگران کند. بنابراین وقتی که پرواز به اجبار در ژنو متوقف شد، سر استفورد نای با آرامشخاطر خود را به سالن ترانزیت رساند. حال و هوای کتاب مسافر فرانکفورت آگاتا کریستی نیز چندان صاف و آفتابی نخواهد ماند. ورود یک زن مرموز، چرخهی حوادث این داستان معمایی را به سوی دیگری هدایت میکند.

یک آغاز کوبنده: جان من در خطر است!
زن «مریآن» نام دارد، یا بهتر است بگوییم خود را اینطور معرفی میکند. او همانقدر برای سر استفورد غریبه است که دیگر رهگذران فرودگاه، با این تفاوت که زن بلافاصله پس از رویارویی با مرد دیپلمات وضعیت خود را برای او شرح میدهد. آن هم فقط در یک جمله: «جان من در خطر است.» گرچه که برخورد ابتدایی زن از نظر سر استفورد عجیب به نظر میرسد اما خواستهی بعدی زن از آن هم عجیبتر است.
اگر کسی در فرودگاه جلوی راه شما را بگیرد و التماس کند که بابت نجات جانش گذرنامه، بلیط و دیگر وسایلتان را برای فرار در اختیار او بگذارید، آیا لحظهای به این تصمیم نسنجیده خواهید اندیشید؟ در کتابهای آگاتا کریستی هیچ دیوانگیای بعید نیست. حتی اگر آن دیوانه یک دیپلمات کارکشته باشد!
پلهبهپله در دام تعلیق آگاتا کریستی
آگاتا کریستی برای پرتاب کردن ذهن مخاطب به رشتهحوادث پرگره داستان نیاز به مقدمهچینی ندارد. یک پرواز نیمهکاره، یک دیپلمات آبرومند و یک زن ناشناس برای شکل دادن به پیرنگ اصلی رمان او کافی هستند. نویسنده، وقایع رمان ضدجاسوسی خود را با لحن شوخطبع و روحیهی نازکبینی که امضای مشترک آثار اوست، آغاز میکند و بعد با زیرکی تمام گرههای معمایی را پلهبهپله سر راه مخاطب میچیند و او را با حس تعلیق و عطش دنبال کردن وقایع تنها میگذارد.
این دو ویژگی، مرور کتاب مسافر فرانکفورت نشر البرز را در درجهی اول به تجربهای خاطرهساز تبدیل میکند. اما در درجهی دوم نیز باید به ویژگیهایی اشاره کرد که این اثر را از دیگر نوشتههای نویسنده متمایز میکند.
آگاتا کریستی عاشق استفاده از سوژهی تغییر هویت و جعل آن در روند داستانی خود است و در این رمان دلهرهآور نیز به همین دستمایهی محبوب چنگ میزند. حضور پیامهای رمزی و توطئههای پنهان و دسیسهچینیهای مهلک هم چاشنی خاص نویسنده در این رمان است. با این همه پررنگترین و خاصترین ویژگی رمان مسافر فرانکفورت را باید پرداختن به جنایات و توطئههای بینالمللی دانست.
رمان مسافر فرانکفورت: اینبار بدون مارپل و پوآرو!
نویسندهی ماندگار رمانهای معمایی در این داستان از روند معمول رمانهایش یعنی درامهای جنایی خانگی فاصله میگیرد و ردایی از جنس جرایم بینالمللی و جنایات امنیتی بر تن شروران داستانهای خود میاندازد. و مهمتر آن که در این بین از هوش کارآگاهان مشهور داستانهایش یعنی هرکول پوآرو و خانم مارپل نیز کمک نمیگیرد. این ویژگی در کنار پرداختن به سوژهی نئونازیسم باعث شده که این رمان علاوه بر فضای رازآلود خود، حال و هوای سیاسی نیز بگیرد.
«سر استفورد نای» نمیداند با تصمیم عجولانه برای کمک به زن غریبه خود را در چه گردابی اسیر میکند. وقایع پیشبینیناشده یکی پس از دیگری از زندگی دیپلمات داستان سر در میآورند، از سوءقصد به جان تا سرقت وسایل. او وقتی به خود میآید که پشت میز ادارهی سرویسهای امنیتی مشغول بازجویی شدن است.
سر استفورد نای حالا بدون آن که بخواهد به یکی از خطرناکترین پروندههای امنیتی حال حاضر پا گذاشته است. پیشنهاد میکنیم با خرید کتاب مسافر فرانکفورت خودتان ادامهی این ماجرای پرتعلیق و هیجان را دنبال کنید. این کتاب با تلاش نشر البرز و ترجمهای از حمیدرضا بلندسران به دست شما میرسد.
نکوداشتهای کتاب مسافر فرانکفورت
- من دنیای داستانهای معمایی را با رمانهای آگاتا کریستی شناختم. او ملکهی داستانهای رازآلود است و برای همیشه نیز در این مقام خواهد ماند. (جان لسکوا، نویسندهٔ پرفروش نیویورکتایمز)
- به طرز شگفتانگیزی سرگرمکننده است! (نشریهی آبزرور)
- هوشمندی و ظرافت به کار رفته در داستان مسافر فرانکفورت مثل دیگر داستانهای آگاتا کریستی درخشان است. (ساندی تایمز)
کتاب مسافر فرانکفورت برای شما مناسب است اگر
- میخواهید طعم دلهره و هیجان را با سر زدن به ادبیات جاسوسی تجربه کنید.
- به دنبال تجربهای متفاوت و ماندگار از مرور کتابهای آگاتا کریستی هستید.
- میخواهید فهرست خواندههای خود از بهترین کتابهای معمایی را تکمیل کنید.
- از مرور درامهای سیاسی با حضور نقشههای توطئهآمیز، روابط امنیتی پیچیده و دسیسههای پنهان لذت میبرید.
در بخشی از کتاب مسافر فرانکفورت میخوانیم
سر استفورد نای به آپارتمانش برگشت. زن درشتاندامی از آشپزخانۀ کوچک خانه بیرون پرید و به او خوشامد گفت: «میبینم که سالم و تندرست برگشتهاید، قربان. امان از دست این هواپیماهای پردردسر. شما خودتان که خبر نداشتید، نه؟»
سر استفورد نای گفت: «کاملاً درست است، خانم وُریت. هواپیما دو ساعت تأخیر داشت.»
خانم وُریت گفت: «درست عین ماشینها، مگر نه؟ یعنی آدم اصلاً نمیفهمد چه مرگشان است، مگر نه؟ بهاصطلاح وقتی آن بالاها هستی فقط کمی دلشورهاش بیشتر است، مگر نه؟ اگر اتفاقی بیفتد آدم نمیتواند خودش را مثل ماشین به جدول کنار خیابان بزند، مگر نه؟ این هم از شما. من که خودم اصلاً سوار این چیزها نمیشوم، حالا نه اینکه قبلاً سوار میشدم؟!»
پی حرفش را گرفت و گفت: «یککم خِرتوپرت سفارش دادم. امیدوارم مشکلی نباشد. تخممرغ، کره، قهوه و چای.»
مثل یک راهنمای تور خاور نزدیک که جزئیات کاخ فرعون را برای بازدیدکنندگان توضیح میدهد، وراجی میکرد و کلمات با سرعت تمام از دهانش خارج میشدند. مکث کرد تا نفسی تازه کند. سپس گفت: «بفرمایید. فکر کنم تنها چیزی باشد که الان دلتان بخواهد. خردل فرانسوی هم سفارش دادهام.»
«مال دیژون که نیست؟ همیشه سعی میکنند هرچیزی را که از دیژون میآورند به شما قالب کنند.»
«نمیدانم قبلیها محصول کدامیکیشان بود. ولی این یکی مارک استر دراگون است. همانی که خیلی خوشتان میآید، درست نمیگویم؟»
سر استفورد گفت: «کاملاً درست است. شما محشرید.»
بله





























