تن زن، میدان رزم است و ارتشهای از بن تا دندان مسلح در پی فتح آن هستند. کتاب زایش شهروندان اثر فیروزه کاشانی ثابت ما را با سیاستهای فرزندآوری دولتهای ایران در طول تاریخ معاصر آشنا میکند. در سدهی اخیر، تولیدمثل از انتخاب شخصی به اقدامی در راستای «ملتسازی سیاسی» تبدیل شد و دولتها کوشیدند تا با بالا بردن سلامت زنان، آنها را به سربازان بهتری برای «نسلسازی» تبدیل کنند. این کتاب تاریخ تحول نقش اجتماعی زنان و مبارزات زنها علیه زنستیزی سازمانیافته را شرح میدهد.
دربارهی کتاب زایش شهروندان
زندگی شما، به شما مربوط نیست. شما شهروندی با کد ملی و شمارهای مشخص هستید که موظفید تا در راستای سیاستهای دولتهای گوناگون زندگی کنید. معمولیترین بخشهای زندگی شما وابسته به صلاحدید سیاستمداران است، بهویژه اگر زن باشید.
از نظر حاکمان، زنان شهروند نیستند، بلکه شهروندساز هستند و تمام اعمال و رفتارهایشان باید در چارچوبی گنجانده شود که به تولیدمثل و سپس تربیت فرزندی متناسب با خواستههای دولت بینجامد. کتاب زایش شهروندان نوشتهی فیروزه کاشانی ثابت اثری فمینیستی است که به تاریخچهی تحول زنان پرداخته و جایگاه مادری را که از «انتخاب شخصی» به «وظیفهای ملی» تغییر کرد، برای ما شرح میدهد.
هیچکس نمیتواند به این پرسش پاسخ دقیق بدهد که شرایط زیست زنان از چند دههی پیش تاکنون بهتر شده یا نه. آمار مرگومیر زنان بر اثر زایمان بسیار پایینتر از هشتاد سال پیش است. جمعیت زنان تحصیلکرده و شاغل نسبت به گذشته بالاتر است و به سلامت و بهداشت بیشتر از قبل توجه میشود؛ اما تمام این مؤلفهها موجب آزادی زنان از قیود سنتی و کمرنگ شدن مردسالاری نشدهاند.
زنان در گذشته هیچ نقشی در عرصهی عمومی نداشتند و حالا از آنان توقع میرود در قالب سربازان تولیدمثل و تربیت نسل آینده مبتنی بر ایدئولوژی حاکم، ایفای نقش کنند. کتاب زایش شهروندان بدون ارزشگذاری و سعی در اثبات اینکه وضعیت گذشته بهتر بوده یا اکنون، ما را به دل تاریخ میبرد و به سوی زمان حال میآورد تا با دگردیسی وضعیت زیست زنان آشنا شویم.
حقوق زنان در حصار چالشهای جمعیتی ایران
«تا ملت، سالم نباشد، کشور پیشرفت نخواهد کرد.» این یک واقعیت بدیهی است که دولتمردان دربار پادشاهان قاجار، پس از کشته شدن صدها هزار نفر بر اثر طاعون، حصبه و وبا و... به آن پی بردند. حفظ سلامت نسل آینده تنها در شرایطی محقق میشود که تربیتکنندگان آن نسل، سالم باشند و برای پرورش نسلی سالم و نیرومند که بتواند میهن را نجات دهد، باید سلامت مادران و زنان را تضمین کرد. کتاب زایش شهروندان از فیروزه کاشانی ثابت با کمک آمار و مستندات، چگونگی بالا بردن سلامت و امید به زندگی در زنان را به ما نشان میدهد.
یکی از شیوههای انجام این کار، تبلیغات سوء و منفی علیه زایمان خانگی و قابلهها بود. پزشکان تازه از اروپا برگشته و آشنا با طب مدرن، مهمترین دلیل مرگومیر زنان در فرایند زایمان را به شیوهی زایمان خانگی ربط دادند و از همین طریق، به دنیا آوردن نوزاد را که حرفهای کاملاً زنانه بود، به حوزهای تحت سلطهٔ پزشکان مرد تبدیل کردند. این اقدام تبعات منفی و نتایج مثبتی داشت. بخش خوب قضیه این بود که مادران و کودکان کمتری در فرایند جراحی و زایمان فوت میشدند، اما در عین حال با پیامدهای منفی نیز همراه بود.

زنان فقیر که توان پرداخت هزینههای جراحی و استفاده از طب مدرن را نداشتند، تحت ظلم و تبعیض مضاعفی قرار گرفتند و قابلهها نیز از چرخهی بازار کار حذف شدند. کتاب زایش شهروندان نشر بیدگل از مداخلهی دولت در فرایند تولیدمثل نیز سخن میگوید. هنگامی که زایمان از کاری خانگی به امری اجتماعی تبدیل شد، دولت تصمیم گرفت که چه میزان پول صرف عمل سزارین شود و چه تعداد زن بهطور طبیعی زایمان کنند. زایمان نوین، میزان آسیب دیدن جسمانی زنان را کاهش داد، اما تولیدمثل را به کاری تحت کنترل دولت تبدیل کرد.
حقوق زنان در ایران؛ از کشف حجاب تا حجاب اجباری
پوشش زنان در ایران، در هیچ دورهای از تاریخ، امری شخصی و انتخابی نبوده است. زنان طبق عرف و فرهنگ زمان قاجار روبنده به صورت خود میبستند و در دوران رضاخان با زور و حکم دولتی، ناچار به کشف حجاب شدند و در دورهی جمهوری اسلامی نیز مجبور شدند پوشش اسلامی را رعایت کنند. فیروزه کاشانی ثابت در کتاب زایش شهروندان، رویکرد جمهوری اسلامی و حکومتهای پیشین ایران دربارهی «حقوق زنان» را چندان متفاوت از یکدیگر نمیبیند.
از قرن نوزدهم به بعد، در جهان و بهطور افراطی در ایران، بدن زن به زمین بازی دولتها تبدیل شد. زنان بهعنوان «ملتساز» و «پرورشدهندگان آیندهی میهن» خطاب شدند. البته نکتهی مهمی که فیروزه کاشانی ثابت از آن غافل نمانده، توجه به مبارزات و جنبشهای زنان در ایران علیه سیاستهای زنستیزانهی دولتهاست. زنان از دوران قاجار تا همین حالا، بهطور هدفمند و به میزان تحسینبرانگیزی موفقیتآمیز، در برابر کنترلگری حکومتها بر روح و جسم زن مقاومت و با آن مبارزه کردهاند و این مسیر را بدون خستگی و کاملاً امیدوارانه ادامه میدهند.
با خرید کتاب زایش شهروندان، ترجمهی سمیه طباطبایی (کتاب به زبان انگلیسی منتشر شده است)، نسبت به سیاستهای دولتها دربارهی فرزندآوری و تولیدمثل آگاهی بیشتری کسب میکنید و درمییابید که بدن زنان چگونه به عرصهی نبردهای سیاسی تبدیل شد.
نکوداشت کتاب زایش شهروندان
-
کتاب زایش شهروندان به ما نشان میدهد که چگونه پیشرفت پزشکی و ملیگرایی توانست بر حقوق مدنی، سیاسی و آموزش زنان اثر بگذارد. این اثر گرانقدر از منابع و مستندات بسیاری برخوردار است و میتواند به پژوهشگران حوزهی جنسیت و محققان مطالعات تاریخ زنان در فرایند تحقیقاتشان کمک کند. (آنا وانزان، ایرانشناس)
کتاب زایش شهروندان برای شما مناسب است اگر
- میخواهید با تاریخ جنبش زنان در ایران و تأثیر سیاستهای فرزندآوری در دهههای گوناگون بر حقوق و نقش اجتماعی زنان آشنا شوید.
- در جستوجوی کتابهای حقوق زنان و پژوهشهایی هستید که گذار از دوران سنتی به مدرنیته و تغییر جایگاه زنان در خانواده و جامعه را شرح دهند.
- به کتابهای فمینیستی علاقه دارید و در پی عوامل وقوع تبعیض علیه زنان و راهکارهایی برای بهبود وضعیت زیست زنان هستید.
در بخشی از کتاب زایش شهروندان: زنان و سیاستهای مادری در ایران میخوانیم
مطالعۀ بهداشت، برخلاف پزشکی، افقهایی نو برای مشارکت زنان و روشنگری فرهنگی گشود، دقیقاً به این دلیل که بهداشت رشتهای نخبهگرا تلقی نمیشد؛ بلکه دانشی عامهگرا بود؛ رشتهای که برای اقشار فرودست، از جمله زنان، مناسبتر بود. یک پزشک باید سالها تلاش میکرد تا متخصص شود، درحالیکه، به گفتۀ یکی از ناظران: «علم حفظالصحۀ را میتوان بدون هیچ زحمتی و امتداد زیانی به اذهان عموم رساند.» دانشجویان پزشکی در ایران سرانجام زنان را نیز در زمرۀ خود پذیرفتند، اما این گام مهم دههها بعد برداشته شد. تا آن موقع، آموزش بهداشت سعی داشت تا با اقدامات ساده از تشدید بیماریهای خطرناک همهگیر پیشگیری کند. در این فرایند، مادران و قابلهها مجرای اصلی آموزش و اجرای بهداشت، بهویژه دربارۀ نوزادان، بودند.
مادرگرایان بر سلامت باروری زنان متمرکز شدند و نگرانیهای خود را دربارۀ کاهش جمعیت، عملکرد قابلهها و وضعیت نامناسب بهداشت مکتوب کردند. در این فرایند، چهرههای مردانه (بهورزان، پزشکان و رهبران مذهبی) که ممکن بود تجربۀ عملی چندانی در زمینۀ زایمان نداشته باشند، بهتدریج از اقتدار زنان قابلۀ باتجربه در فرایند زایمان کاستند. جنبش بهداشت گرچه فرصتی را برای داوطلب شدن و سرمایهگذاری در سلامت مادران فراهم آورد، ولی از طریق مدارس و درمانگاههای مدرن به تقویت پدرسالاری نیز کمک کرد. این تحولات در فرهنگ مراقبتهای بهداشتی مادرانه، روابط جنسیتی را در ایران تغییر داد. درحالیکه نهادهای جدید بهداشتی و آموزشی اغلب اقتدار مردانه را حفظ میکردند، در نهایت برخی از ابزارهای لازم را در اختیار زنان گذاشتند تا در سیاستهای متغیر باروری و مادری استقلال خود را ابراز کنند.
پزشکان مدرن از یک سو طب مدرن را در محیطهای تخصصی آموزشی میآموختند و از دیگر سو با همین اعتبار، به انتقاد از طب سنتی، مامایی و مراقبت از کودکان (که برخلاف علم پزشکی مدرن، اغلب بهصورت غیررسمی و غیرعلمی منتقل میشد) میپرداختند.
بله




















