محمد فاقدی و مرتضی تاجیک در کتاب معلم به مثابه دراماتورژ به این پرسش میپردازند که چرا بسیاری از کلاسهای درس و جلسات آموزشی نمیتوانند تجربهای عمیق و معنادار برای دانشآموز ایجاد کنند؟ نویسندگان پاسخ این مسئله را در بازتعریف نقش معلم جستوجو میکنند. از نگاه آنها، معلم نباید صرفا انتقال دهندهی اطلاعات باشد؛ او میتواند مانند یک دراماتورژ، محتوای آموزشی را تحلیل و آن را به تجربهای ملموس برای دانشآموزان تبدیل کند.
دربارهی کتاب معلم به مثابه دراماتورژ
دراماتورژی در آموزش، در این کتاب به معنای اجرای نمایش در کلاس یا سرگرم کردن دانشآموزان نیست. دراماتورژ در تئاتر کسی است که متن را میکاود، ساختار و زمینهی آن را میشناسد و میان اثر و مخاطب ارتباط برقرار میکند. محمد فاقدی و مرتضی تاجیک در کتاب معلم به مثابه دراماتورژ، همین منطق را وارد فرایند تدریس میکنند.
از دید نویسندگان این کتاب، معلم پیش از ورود به کلاس، باید از خود بپرسد مسئلهی اصلی این درس چیست، چه نسبتی با زندگی امروز دانشآموز دارد و چگونه میتوان آن را از مجموعهای از اطلاعات پراکنده به مسئلهای تبدیل کرد که ارزش کشف و گفتوگو داشته باشد. با این نگاه، کلاس دیگر فقط مکانی برای سخنرانی یکطرفهی معلم نیست و دانشآموز نیز از نقش شنوندهای منفعل، به بازیگری فعال در فرایند آموزش بدل میشود.
آموزش نوین با دراماتورژی در تدریس
کتاب معلم به مثابه دراماتورژ بیان میکند که یادگیری مشارکتی میتواند از طریق گفتوگو، ایفای نقش، شبیهسازی موقعیتها و مواجهه با پرسشها و تعارضهایی شکل بگیرد که در جامعه و دنیای واقعی در جریان است. بدین شکل، معلم بهسان کارگردان تئاتری، با چیدن و طراحی فضا، نقشها و شیوهی آموزش، موقعیتی را آگاهانه طراحی میکند تا دانشآموزان بتوانند پیرامون موضوع درس بیندیشد و فعالانه نسبت به یادگیری آن، بکوشند.

محمد فاقدی و مرتضی تاجیک بر لزوم فاصله گرفتن از شیوهی آموزشیای تاکید دارند که در آن تمرکز تنها بر روی حفظ سادهی اطلاعات است. آنها با استفاده از اندیشههایی مانند آموزش بانکی از پائولو فریره، بر ضرورت تفکر انتقادی، پرسشگری و کنشگری دانشآموز تاکید میکنند. در این الگو، دانش چیزی آماده برای انتقال و مصرف نیست، بلکه مفهومی است که باید دربارهی آن پرسید، آن را از زاویههای مختلف بررسی کرد و به کمک گفتوگو و اندیشه، به فهمی عمیقتر از آن دست پیدا کرد.
خرید کتاب معلم به مثابه دراماتورژ به شما کمک میکند تا با حرکت به سوی نوعی از آموزش نوین، دانشآموزان را از مصرفکنندگان صرف اطلاعات به مهرههای فعال در روند آموزش و یادگیری تبدیل کنید. بدین شکل کلاس درس از محیطی سرد و خشک به فضایی سازنده برای گفتوگو، خلاقیت و کشف و شهودی فعالانه بدل میشود که هم شما و هم دانشآموزان از حضور در آن، احساس خوشایندی را تجربه میکنند. این اثر توسط انتشارات حسابدار منتشر شده است.
کتاب معلم به مثابه دراماتورژ برای شما مناسب است اگر
- مدرس و معلم هستید و میخواهید با چندی از جدیدترین و نوآورترین شیوههای تدریس آشنا شوید.
- به شیوههای تدریس و آموزش مشارکتی علاقه دارید و دوست دارید دانشآموزان را از شنوندگانی منفعل به پرسشگرانی فعال تبدیل کنید.
- به کاربرد تئاتر، روایت، نقشآفرینی و موقعیتهای نمایشی در فرایند یادگیری علاقهمندید.
- پرورش تفکر انتقادی و خلاقیت در دانشآموزان را بخشی اساسی از وظیفهی آموزش میدانید و به دنبال خلاقیت در آموزش هستید.
در بخشی از کتاب معلم به مثابه دراماتورژ: دراماتورژی در کلاس درس میخوانیم
تا اینجای کتاب بارها این جمله کلیدی را تکرار کردهایم: معلم بهمثابه دراماتورژ. اما این یک لقب تجملی یا استعارهای شاعرانه نیست. این یک بازتعریف بنیادین از حرفه معلمی است. بیایید صریح باشیم: مدل رایج معلمی در بسیاری از مدارس ما مدلی فرسوده و ناکارآمد است. در این مدل، معلم یک سخنران است؛ کسی که بر فراز یک سن فرضی میایستد، دانش را در اختیار دارد و آن را به سوی مخاطبانی که در تاریکی جهل نشستهاند پرتاب میکند. این مدل، همان آموزش بانکی فریره است که در فصل اول نقد کردیم.
در نقطه مقابل، برخی رویکردهای نوین معلم را به یک تسهیلگر تقلیل دادهاند؛ کسی که صرفا کنار میایستد، ابزارها را فراهم میکند و تماشا میکند تا دانشآموزان خودشان همه چیز را کشف کنند. اگرچه این مدل از مدل سخنران بسیار بهتر است، اما آیا تصویری کامل از یک معلم بزرگ ارائه میدهد؟ آیا یک معلم بزرگ، در لحظات ناب تدریس خود فقط یک ناظر منفعل است؟
مدل سوم و گمشده ما، معلم بهمثابه دراماتورژ است. این معلم، نه یک سخنران یکطرفه است و نه یک تسهیلگر کنار ایستاده. او یک هنرمند-تحلیلگر است که در متن و بطن فرایند یادگیری حضور دارد. او مانند یک دراماتورژ، پیش از هر اجرا (تدریس)، محتوای آموزشی را موشکافانه تحلیل و سپس آن را به یک تجربه زنده برای بازیگران (دانشآموزان) طراحی میکند و در حین اجرا، او نه روی صحنه است و نه در میان تماشاگران، بلکه در جایگاه ویژه یک بازیگردان عمل میکند. کسی که جریان درام را هدایت میکند، ریتم را تنظیم مینماید و مطمئن میشود که هر بازیگری، عمیقا با نقش خود درگیر شده است.
بله












