با پوچی روبهرو شوید، اما زندگی کنید! کتاب چطور اگزیستانسیالیست باشیم به قلم گری کاکس، نگاهی صریح، طنزآمیز و سرگرمکننده به آزادی، مسئولیت و انتخاب دارد و از این رهگذر کاربرد مفاهیم نهفته در فلسفهی اگزیستانسیالیسم را در زندگی روزمره عیان میکند. اگر از فلسفه، تصویری تاریک و پیچیده در ذهن دارید، کاکس با زبانی ساده نشان میدهد که این فلسفه میتواند راهی برای واقعبینانهتر و مسئولانهتر زندگی کردن باشد.
دربارهی کتاب چطور اگزیستانسیالیست باشیم
اگر قرار باشد برای زندگیتان یک مقصر پیدا کنید، تقصیر را به گردن چه کسی میاندازید؟ شرایط؟ جامعه یا شانس؟ گری کاکس با همین ایده کتاب چطور اگزیستانسیالیست باشیم را پیش رویتان قرار میدهد و با زبانی صریح و گاه گزنده و در عین حال با شوخطبعی ظریفش ما را با یکی از ایدههای نه چندان پرطرفدار اگزیستانسیالیسم روبهرو میکند؛ اینکه ما مسئول زندگی خودمان هستیم.
اگر شما هم فکر میکنید که فلسفهی اگزیستانسیالیسم، سرشار از مفاهیم ترسآلودی مثل اضطراب، پوچی، بیمعنایی و مرگ است، پس باید پای حرفهای گری کاکس بنشینید. چون باور دارد اگزیستانسیالیسم میتواند فلسفهای برای زندگی کردن باشد. فلسفهای که بهجای وعدهدادن یک زندگی بیدردسر، از شما میخواهد واقعیتر زندگی کنید؛ کمتر غر بزنید، کمتر بهانه بیاورید و با آزادی و مسئولیتی که دارید، انتخاب کنید که چه کسی باشید.
مواجههی متفاوت گری کاکس با اضطراب، آزادی و مسئولیت
کتاب چطور اگزیستانسیالیست باشیم زبان دشوار دانشگاهی را کنار میگذارد و با بهرهگیری از اندیشههای فلاسفهای همچون فریدریش نیچه، ژان پل سارتر و آلبر کامو، مفاهیمی مانند آزادی، مسئولیت، معنا و اضطراب را در زندگی روزمره به کار میبرد. به این ترتیب دیگر مسئله این نیست که بتوانیم معنای آزادی را در نگاه سارتر درک کنیم، بلکه به این فکر میکنیم که در زمان نارضایتی از زندگی تا چه اندازه انتخابهای خودمان را میبینیم و چقدر همه چیز را به شرایط یا اطرافیان نسبت میدهیم.

گری کاکس فرهنگ بهانهتراشی عصر معاصر را مورد نکوهش قرار میدهد و بدون انکار محدودیتهای زندگی، به انسان مدرن یادآوری میکند که به جای فرار از مسئولیت یک قدم به عقب بردارد و در مورد میزان نقش خود پرسش کند.
اگزیستانسیالیسم به زبان ساده
کتاب چطور اگزیستانسیالیست باشیم انتشارات لیوسا که با ترجمهی سیدحسام فروزان به فارسی برگردانده شده، فلسفه را از دل کتابهای سنگین و قطور بیرون آورده و آن را با بیانی طناز و قابل درک وارد زندگی روزمره کرده است. به همین دلیل افرادی هم که پیشزمینهی مطالعاتی در حوزهی فلسفه ندارند، میتوانند همگام با ایدههای فلسفهی اگزیستانسیالیسم، از توصیههای گری کاکس بهره بگیرند.
این کتاب خودیاری به جای آنکه سادهانگارانه به شما وعده بدهد که با خواندن این کتاب، معنای زندگی را خواهید یافت یا زندگی برایتان آسانتر میشود، به شما نشان میدهد که بهترین راه، پذیرش واقعیتها، کنار گذاشتن بهانهها و پذیرفتن مسئولیت است.
پس اگر آمادهاید که به جای پناه بردن به بهانهها با واقعیت روبهرو شوید و سهم خودتان را در انتخابها و زندگیتان بپذیرید با خرید کتاب چطور اگزیستانسیالیست باشیم از یک تماشاگر زندگی به جایگاه انتخابکننده برگردید؛ جایی که حتی ندانستن پاسخ، شما را از تصمیمگیری معاف نمیکند.
نکوداشتهای کتاب چطور اگزیستانسیالیست باشیم
- یک کتاب خودیاری فلسفی آموزنده، هوشمندانه و سرگرمکننده برای آشنایی با فلسفهی اگزیستانسیالیسم. (Good Book Guide)
- این کتاب مقدمهای مناسب برای علاقهمندان به مطالعهی فلسفهی اگزیستانسیالیسم است و بهعنوان یک راهنمای کاربردی، بر مفاهیمی مانند آزادی فردی و مسئولیتپذیری تأکید میکند. همچنین اهمیت گرفتن تصمیمهای روشن و پذیرفتن آنها را، چه درست باشند و چه نادرست، مورد توجه قرار میدهد. (وبسایت The House Partnership)
کتاب چطور اگزیستانسیالیست باشیم برای شما مناسب است اگر
- در تلاش هستید تا با زبانی ساده به پاسخی برای پرسش پرتکرار اگزیستانسیالیسم چیست؟ برسید و مفاهیم آزادی، معنای زندگی، انتخاب، اضطراب و مسئولیت را به شکل بهتری درک کنید.
- از خواندن کتابهای خودیاری فلسفی لذت میبرید و دلتان میخواهد با تأمل در مفاهیم عمیق زندگی به شکل تازهای به رفتارها و انتخابهای خود فکر کنید.
- با پرسشهای بنیادین دربارهی انتخاب، آزادی فردی، مسئولیت تصمیمها و شیوهی مواجهه با زندگی درگیرید.
در بخشی از کتاب چطور اگزیستانسیالیست باشیم: چگونه اگزیستانسیالیست باشیم، یا چگونه واقعی زندگی کنیم، افسار زندگی را به دست بگیریم و بهانه تراشی را کنار بگذاریم میخوانیم
سوءباور اغلب بهعنوان خودفریبی یا دروغگفتن به خود توصیف میشود، زیرا از روی ظاهر شبیه به خودفریبی بهنظر میرسد، اما این توصیف، در بهترین حالت سادهسازی بیشازحد و در بدترین حالت گمراهکننده و نادرست است. سوءباور نمیتواند خودفریبی باشد، زیرا خودفریبی به معنای واقعی دروغگفتن به خود، غیرممکن است. یک نفر نمیتواند موفق شود به خودش دروغ بگوید، همانطور که نمیتواند هنگام بازی شطرنج با خودش تقلب کند. «میخواهم ببینم اگر چند مهره را مخفیانه از صفحه بردارم، آیا متوجه میشوم یا نه؟» یک نفر بهسادگی نمیتواند بدون اطلاع خودش تقلب کند. هرگاه کسی دروغ میگوید، میداند که در حال دروغ گفتن است. همانطور که سارتر میگوید: «ذات دروغ مستلزم این است که دروغگو درواقع بهطور کامل مالک حقیقتی است که در حال پنهانکردن آن است.» (هستی و نیستی).
دروغ شامل تلاش عمدی برای گمراهکردن دیگران است و متکی بر این واقعیت است که خودآگاهی یک نفر، خودآگاهیای است که دیگری مستقیماً از آن آگاه نیست. دروغگفتن مستلزم وجود دو خودآگاهی مرتبط بیرونی است، یک دوگانگی روانی از فریبدهنده و فریبخورده. چنین دوگانگی روانیای نمیتواند در وحدت یک خودآگاهی واحد وجود داشته باشد. خودآگاهی شفاف است؛ افکار تنها تا زمانی وجود دارند که فرد از آنها آگاه باشد.
به دلیل شفافبودن، خودآگاهی نمیتواند به بخشهایی تقسیم شود که در آن افکار از یکدیگر پنهان باشند. با رد وجود دوگانگی روانی در یک خودآگاهی واحد، سارتر تمایز مشهور زیگموند فروید، روانکاو اتریشی، بین خودآگاه و ناخودآگاه را نیز رد میکند. سارتر برای نشاندادن مضحکبودن موضع فروید استدلال میکند که خودآگاهی نمیتواند برخی افکار ناخواسته را سرکوب کند و آنها را در ناخودآگاه زندانی نماید، بدون اینکه واقعاً بداند چه چیزی را سرکوب میکند. سارتر میگوید: «اگر زبان و اسطورهپردازی مادیگرایانۀ روانکاوی را رد کنیم، درمییابیم که سانسور برای اعمال فعالیت خود با درایت، باید بداند چه چیزی را سرکوب میکند.» (هستی و نیستی، ص ۷۵).
بله























