کتاب بیگانگان رمانی نوجوان به قلم اس.ای. هینتون است که با روایت زندگی پونیبوی، به چالشهای گذر از دوران بلوغ و رسیدن به بزرگسالی، دوستی، اختلاف طبقاتی و خشونت میپردازد. در این رمان اجتماعی نوجوان، پونیبوی در میان درگیری دو گروه نوجوان و فاصلهی طبقاتی، کمکم نگاهش به آدمها و خودش تغییر میکند. در این کتاب متوجه خواهیم شد که گاهی بزرگشدن از جایی شروع میشود که دیگر نمیتوانیم مثل قبل به دنیا نگاه کنیم.
دربارهی کتاب بیگانگان
یک شهر فقط با خیابانها و ساختمانهایش تقسیمبندی و جداسازی نمیشود، بلکه آدمها هم میتوانند به دور خود حصاری بکشند که عبور از آن به قیمت درگیر شدن با تنهایی یا حتی خشونت باشد. رمان بیگانگان اثر اس. ای. هینتون (سوزان هینتون)، داستان نوجوانانی است که در چنین شهری با چنین مرزهایی زندگی میکنند. نوجوانانی که اگرچه در ظاهر به طبقات متفاوتی از جامعه تعلق دارند اما ترسها، آرزوها و نیازهای مشترکی در پسِ تفاوتهایشان پنهان شده است.
پونیبوی پسر چهاردهسالهی داستان، راوی این رمان است؛ پسری نوجوان که عضو گروه گریسرهاست؛ گروهی از نوجوانان طبقهی کارگر که با گروه دیگری در تقابل و کشمکشاند. اس. ای. هینتون با روایت این تقابلها و تفاوتها، این رمان واقعگرایانه را در نوجوانی خلق کرد و در هجدهسالگی آن را منتشر کرد تا از حقایقی بگوید که خودش بهعنوان یک نوجوان آنها را لمس و تجربه کرده است.
یک رمان نوجوان برای شکستن کلیشهها
قهرمان رمان بیگانگان اس. ای. هینتون، یک پسر خیابانی است، اما برخلاف تصور غالب، پونیبوی بیش از آنکه خلافکار باشد، پسری حساس و خیالپرداز است که نهتنها به کتاب و فیلم علاقه دارد، بلکه در مدرسه هم نمرههای خوبی میگیرد. پسری که به چیزهایی فراتر از سطح زندگی نگاه میکند و برای کشف خودش و جایگاهش در جهان تلاش میکند.

نویسندهی این رمان نوجوان، سادهانگارانه خوب و بد را مرزبندی نمیکند و آدمهای داستان را با قطعیت در دستههای سفید و سیاه قرار نمیدهد. گریسرها فقیرترند و بعضی از آنها دستی در کارهای خلاف قانون داشتهاند، اما رفاقت، وفاداری و حمایت از یکدیگر در میانشان موج میزند. در سوی دیگر ماجرا گروه دیگری قرار دارد که با وجود رفاه بیشتری که دارند، نمیتوانند از فشارها، تنهاییها و چالشهای زندگی بگریزند.
اس. ای. هینتون با قرار دادن این دو گروه در مقابل یکدیگر، بسیاری از کلیشهها دربارهی طبقهی اجتماعی را به چالش میکشد و ما را دعوت میکند تا از زاویهی دیگری به تعریف آدم خوب و آدم بد نگاه کنیم.
روایت اس. ای. هینتون از پشت نقاب خشونت
کتاب بیگانگان انتشارات ماهونیا که پروین بختیاری برای ترجمهی آن کوشیده، ممکن است در ظاهر روایت دعوای دو گروه پسر نوجوان باشد، اما با دنبال کردن ماجرا، ذهنمان را به سمت پرسشهای عمیقی سوق میدهد؛ اینکه چطور میتوانیم بفهمیم واقعاً چه کسی هستیم؟ چطور میتوانیم در عین عضویت در یک گروه، خودمان را گم نکنیم؟ و انتخابهایمان تا چه اندازه حاصل خواستههای خودمان است و چقدر تحت تأثیر خانواده، دوستان و جامعه قرار دارد؟
پونیبوی قهرمان این رمان اجتماعی نوجوان در میانهی همین پرسشها دستوپا میزند.
جدا از چالشهای این پسر با جامعه، او با برادر بزرگش هم درگیر کشمکشهایی است و همین موضوع این اثر را از جنبههایی به یک رمان خانوادگی بدل میکند. اس. ای. هینتون تفاوتهای ظاهری و مشغولیات درونی افراد را بهخوبی نشان میدهد و به همین خاطر است که به تدریج در مییابیم کسانی که در ظاهر خطرناک به نظر میرسند تا چه حد آسیبپذیر و سرشار از ترساند.
پس اگر میخواهید ببینید پشت دعوای دو گروه نوجوان چه ترسها و رؤیاهایی پنهان شده است، با خرید کتاب بیگانگان وارد دنیای پونیبوی شوید؛ جایی که مرز میان «ما» و «آنها» آنقدرها هم روشن نیست.
جوایز و افتخارات کتاب بیگانگان
- دریافت جایزهی BILBY بهعنوان بهترین کتاب برای نوجوانان دورهی متوسطه در سال 1991
- برندهی جایزهی مارگارت ای. ادواردز در سال 1988
- برندهی جایزهی کتاب کودک ماساچوست
- اثر انتخابشده بهعنوان یکی از بهترین کتابهای نوجوانان از سوی نیویورک هرالد تریبون
- کتاب منتخب جشنوارهی کتاب بهاری شیکاگو تریبون بوک ورلد
- کتاب منتخب انجمن کتابخانههای آمریکا (ALA)
نکوداشتهای کتاب بیگانگان
- رمان بیگانگان، مسیر داستان نوجوان را تغییر داد؛ ادبیاتی که تا پیش از آن بیشتر به بازیکنان فوتبال و دلدادگیهای دبیرستانی میپرداخت، حالا جهانی تاریکتر و واقعگرایانهتر از زندگی نوجوانان را به تصویر میکشید. (نیویورک تایمز)
- روایتی پرکشش و سرشار از تنش و لحظات دراماتیک. (شیکاگو تریبون)
- کتاب، تصویری صریح از زندگی کسانی ارائه میدهد که تنها و ناخواسته، گرفتار شرایطی هستند که خود انتخابش نکردهاند. در کنار خشونت و بیپیرایگیِ روایت، امیدی صادقانه نیز در داستان جریان دارد. (نشنال آبزرور)
اقتباس سینمایی از کتاب بیگانگان
- در سال 1983 فرانسیس فورد کاپولا با اقتباس از این رمان فیلم بیگانگان را روی پرده برد. جالب اینجاست که سوزان هینتون هم در این فیلم نقش کوتاهی ایفا کرد.
کتاب بیگانگان برای شما مناسب است اگر
- نوجوان هستید و به داستان اجتماعی واقعگرایانه علاقه دارید.
- دلتان میخواهد یک رمان اجتماعی نوجوان بخوانید که از تعارضهای خانوادگی، دوستی، خشونت و چالشهای دوران بلوغ میگوید.
- میخواهید به سراغ یک رمان نوجوان بروید که نقش مهمی در شکلگیری ادبیات نوجوان معاصر داشته است.
- دوست دارید یک رمان نوجوان متفاوت بخوانید که ماهرانه گوشههای تاریک زندگی را نشان بدهد.
در بخشی از کتاب بیگانگان میخوانیم
باک مریل، شریک سوارکاری دالی بود. همان کسی بود که برایش کار پیدا کرد تا برای اسلشجی، سوارکاری کند. باک چند اسب نژاد خالی پرورش داد و بیشتر درآمدش از مسابقات ثابت بود و کمی هم از طریق قاچاق پول درمیآورد. داری و سودا بهم دستور داده بودند که به پانزدهکیلومتری خانهاش نزدیک نشوم. من هم مشکلی با این قضیه نداشتم. از باک مریل خوشم نمیآمد. یک گاوچران دراز و لاغر بود با موهای بور و دندانهای خرگوشی. البته قبلاً دندانخرگوشی بود؛ یعنی قبل از اینکه در یک دعوا دو تا دندان جلویش را از دست بدهد. آنها را نداشت. او عاشق هنک ویلیامز بود؛ آدم میتواند چقدر چندش باشد؟
وقتی در زدیم، باک جواب داد. صدای بلند موسیقی سطح پایین همراه او به گوش رسید. جلنگجلنگ لیوانها، قهقهههای بلند و زمخت، خندههای ریز زنانه و آواز هنک ویلیامز. مثل سمباده روی مخم رفت. یک قوطی آبجو در دستش بود و به ما زل زد. «چی میخواید؟»
جانی آب دهانش را قورت داد. «دالی!» به پشت سرش نگاه کرد. «باید دالی رو ببینیم.» باک بهتندی گفت: «سرش شلوغه.» یک نفر در پذیرایی فریاد زد: «آها! اوهو.» صدایش تقریباً اعصابم را به هم ریخت.
دستور دادم: «بهش بگو جانی و پونی اومدن.» باک را میشناختم. تنها راه برای اینکه از طریق او به چیزی برسید، قلدری بود. به گمانم برای همین دالاس خیلی راحت از پسش برمیآمد. گرچه باک بیستوپنجساله بود و دالی هفده سال داشت. «میآد.» باک یک لحظه به من زل زد. بعد تلوتلوخوران رفت. مستوپاتیل بود. برای همین دلواپس شدم. اگر دالی مست بود و حال خطرناکی داشت...
چند دقیقۀ بعد آمد. فقط یک شلوار جین آبی و فاقکوتاه به تن داشت. موهای سینهاش را خاراند. بهقدر کافی هوشیار بود. برای همین تعجب کردم. شاید خیلی وقت نبود که به اینجا آمده بود. «خیلی خب بچهها. چی ازم میخواید؟»
بله

















