چارلز هولم در کتاب 25 سوگیری شناختی، الگوهای ذهنی تثبیتشدهای را بررسی میکند که در سالهای نخست زندگی ما نجاتبخش بودهاند و به بقای ما کمک میکردهاند. بسیاری از این الگوها در سالهای میانی زندگی، کارکرد خود را از دست دادهاند، اما همچنان راهنمای ما در برداشتها و تصمیمگیریها هستند. درحالیکه دنیای پیرامون و شرایط ما ممکن است بهکلی تغییر کرده باشد و این راهنماییها بیش از آنکه کمککننده باشند، مانند مانعی قوی در برابر رشد فردی و اجتماعی عمل کنند.
دربارهی کتاب 25 سوگیری شناختی
پیشفرضهای ما میتوانند بر تصمیمگیریهای ما در موقعیتهای جدید تاثیر بگذارند و به این ترتیب سرنوشت ما را بهکلی تغییر دهند. بنابراین بازنگری شیوهی تفکر و استراتژیهای انتخابی که طی سالها در ذهن ما نهادینه شدهاند، برای شکوفایی استعدادها و بالا بردن کیفیت زندگی ضروری است. کتاب 25 سوگیری شناختی اثر چارلز هولم با معرفی انواع خطاهای شناختی به ما کمک میکند تا ریشهی تصمیمهای اشتباه خود را در ذهنمان ردگیری کنیم و اصول تفکر منطقی و مناسب زندگی زمان حال خود را کشف کنیم.
تقسیمبندی سوگیریهای شناختی رایج
سوگیریهای رایج ذهن انسان به چهار دستهی اصلی تقسیم میشوند: 1. سوگیریهای مرتبط با کثرت اطلاعات که به دلیل دریافت حجم بیرویهی دادهها اتفاق میافتند. 2. سوگیریهای مرتبط با معنا و تفسیر که خلا معنا عامل شکلگیری آنهاست. 3. سوگیریهای مرتبط با اقدام سریع که در زمان بحران و نیاز به واکنش سریع پدیدار میشوند و 4. سوگیریهای حافظهای که با خاطرات و چگونگی به یاد آوردن آنها ارتباط دارند. هر کدام از این چهار دسته زیرمجموعههایی دارند و در مجموع به 25 شیوهی متفاوت در لحظههای تصمیمگیری سر راهمان قرار میگیرند.
سوگیری تاییدی دشمن اصلی تفکر منطقی
در کتاب 25 سوگیری شناختی دربارهی برخی از سوگیریها در فضاهای درمانی بیشتر صحبت شده و حتی برای عموم مردم آشنا هستند، اما بعضی دیگر ناشناختهتر و پیچیدهترند. سوگیری تاییدی، یکی از رایجترین سوگیریهای این روزهاست، چراکه الگوریتمهای فضاهای اجتماعی آنلاین آن را تشدید میکند. تمایل ناخودآگاه به توجه و پیدا کردن اطلاعاتی که باورهای پیشین ما را تایید میکنند و نادیده گرفتن منابعی که ضد باورهای ما هستند، باعث میشود بهطور موقت احساس امنیت کنیم، اما آیا این دایرهی امن به رشد تفکر منطقی ما کمک میکند یا ذهن ما را به روی جهان واقعی میبندد؟

اثر هالهای، یکی از علتهای شکست در روابط عاطفی
اثر هالهای، یکی دیگر از بیست و پنج سوگیریهای شناختی است که چارلز هولم به ما معرفی میکند و میتواند یکی از عوامل شکست در روابط عاطفی بسیاری از افراد باشد. این اثر بهویژه در شروع رابطه، باعث میشود شناخت بهدرستی شکل نگیرد و مشکلات فراوانی در طولانیمدت ایجاد شود. زمانی که ما بهشدت تحت تاثیر یک یا چند ویژگی مثبت فردی قرار میگیریم و این باعث میشود تمام ویژگیهای دیگر او را بهگونهای مثبت تعبیر کنیم، اثر هالهای در ذهن ما اتفاق افتاده است. مثلا زیبایی یک فرد دلیلی میشود که او را مهربانتر از آنچه واقعا هست درک کنیم.
خرید کتاب 25 سوگیری شناختی، شما را به واکاوی و بازنگری ذهن خود ترغیب میکند. پس از مطالعهی این اثر از چارلز هولم میتوانید انتخابهای آگاهانهتری در زندگی خود داشته باشید و بهجای تصمیمگیری بر پایهی الگوهای منقضیشده، از معیارهای بهروزشدهی خود استفاده کنید. انتشارات گونیا این اثر را با ترجمهی کامبیز منوچهریان برای علاقهمندان به تغییرات درونی و رشد شخصیتی منتشر کرده است.
نکوداشتهای کتاب 25 سوگیری شناختی
- کتاب 25 سوگیری شناختی فشرده و خلاصه است، اما اطلاعات فراوانی دربارهی خطاهای ذهنی ما میدهد. این خطاها مقابل آگاهی و درک عمیق ما از خودمان قرار میگیرند و اجازه نمیدهند برداشتهای درستی داشته باشیم. چارلز هولم سوگیریها را بسیار کاربردی تعریف میکند و راهکارهای عملی برای دوری از آنها ارائه میدهد. (کاربر گودریدز)
- خواندن این اثر زمان کمی گرفت اما من را با سوگیریهایی آشنا کرد که قبلا در خودم کشف نکرده بودم. آگاهی از اینکه هر سوگیری ذهنی چطور مانع شناخت حقیقت میشود واقعا دانش ارزشمندی است. (کاربر آمازون)
کتاب 25 سوگیری شناختی برای شما مناسب است اگر
- به شناخت عملکرد ذهن خود علاقه دارید.
- مدام دچار تصمیمها و انتخابهای نادرست میشوید و نمیتوانید ریشهی آن را درون خودتان پیدا کنید.
- به رشد شخصیت، تقویت مهارتهای اجتماعی و رشد فردی اهمیت میدهید.
- میخواهید جنبههای روانشناسی تصمیمها و انتخابهایتان را بهتر بشناسید.
در بخشی از کتاب 25 سوگیری شناختی: کشف اصول تفکر منطقی میخوانیم
سوگیری خطای بازنگری
«این ماشین رو تازه داده بودم رنگ کنن. میدونستم اینجوری میشه.»
این عبارتی است که مارک بعد از اینکه چند خط را بر روی درِ ماشینش دید، به زبان آورد. سوگیری خطای بازنگری همچنین به اثر «همهاش را میدانستم» یا «جبرگرایی پیشرونده» معروف است. این خطا وقتی رخ میدهد که افراد اعتقاد دارند اتفاقی که برایشان افتاده را پیشبینی کرده بودند علیرغم اینکه هیچ دلیلی برای اثبات این ادعا ندارند.
فقط بعد از اتفاقات افراد ادعا میکنند که احتمال وقوع آنها را میدادند. این بحث در مورد هر دو جنبه مثبت و منفی قضیه صدق میکند.
نیاز مبرم ما به قابلفهم کردن دنیای اطرافمان ما را در معرض این سوگیری قرار میدهد. اینکه بدانیم میتوانیم چیزهایی را که برایمان اتفاق میافتند، پیشبینی کنیم به ما کمک میکند تا در این دنیای غیرقابلپیشبینی بیشتر احساس امنیت کنیم.
مطالعات نشان میدهند که ما چگونه اطلاعاتی را بهصورت گزینشی به خاطر میآوریم تا خودمان را قانع کنیم که یک اتفاق باید رخ میداد. در دو وضعیت خطای بازنگری با احتمال بیشتری فکر ما را درگیر خواهد کرد.
1- اثر اجتنابناپذیری: وقتی وقایع طوری هستند که بهسادگی قابل حدساند؛ مثلا کیف شما را زدهاند چون تنها قدم میزدید.
2- اثر پیشبینی پذیری: وقتیکه یک رخداد شما را شگفتزده نمیکند؛ مثلا تیم فوتبال محبوبتان بازنده شد چون بازیکن کلیدیاش مصدوم شده بود.
بله















