کتاب آیرونی یکی از مهمترین منابعی است که برای یادگیری و درک این مفهوم پیچیده در ادبیات و فلسفه منتشر شده است. داگلاس کالین موکه، در نگارش این اثر وجوه مختلف آیرونی را از منظر ریشهشناسی و کاربرد مورد بررسی قرار داده و کتابی جامع و متمرکز بر این اصطلاح مهم ادبی را خلق کرده است.
دربارهی کتاب آیرونی
تکنیکی برای بیان گفتن ناگفتهها؛ در متون ادبی و فلسفی اصطلاحات زیادی وجود دارند که اگرچه مشهورند اما بهندرت در جای درست خود استفاده میشوند. داگلاس کالین موکه در کتاب آیرونی به یکی از مهمترین این موارد پرداخته است. آیرونی اصطلاحی است که برخی آن را تجاهلالعارف نامیدهاند و برخی برای توصیف آن واژههایی چون وارونه گویی، گواژه و حتی گوشهوکنایه به کار بردهاند؛ اما واقعا آیرونی چیست؟
داگلاس کالین موکه در کتاب آیرونی، اگرچه وجوه گوناگون این اصطلاح ادبی را بررسی میکند، اما از ارائه تعریفی قطعی و جزماندیشانه از آن میپرهیزد. او در سراسر کتاب میکوشد با تأکید بر ماهیت پویا و متغیر آیرونی، مسیری برای درک این مفهوم ترسیم کند؛ مسیری که نشان میدهد دریافت آیرونی نهتنها به بافت و موقعیت متن وابسته است، بلکه با ذهنیت مخاطب و شرایط تاریخی و فرهنگی دوران او نیز پیوند دارد. نویسنده این اثر را بادقت یک واژهپژوه و شوق و شور یک شیفتهی ادبیات پیریزی کرده است؛ از همین رو، مفهوم آیرونی در این کتاب نه یک تعریف آکادمیک ثابت، بلکه پدیدهای چندلایه و جذاب است.
کالبدشکافی یک واژه در کتاب آیرونی
این کتاب از همان ابتدا، یعنی در پیشگفتار، وارد تحلیل دقیق انواع معنای آیرونی در فرهنگ ایرانی میشود. در این بخش گفته میشود که هریک از مترجمان این واژه را به چه مفهومی در متون خود مورداستفاده قرار دادهاند. همین انتخاب هوشمندانه باعث میشود مخاطب با گسترهی وسیع معانی این اصطلاح ادبی آشنا شود و نسبت به دریافتهای گذشتهی خود دچار تردید شود.
شاید بتوان بزرگترین دستاورد کتاب آیرونی را همین دانست که از سطح باورهای عامیانه عبور میکند و این تعریف ساده را که میگوید «آیرونی یعنی گفتن چیزی که منظورمان عکس آن است» به چالش میکشد. داگلاس کالین موکه به زیبایی نشان میدهد که آیرونی پیش از آنکه یک ترفند زبانی باشد، یک مفهوم چندلایهی عمیق است. ژرفای آیرونی در این حقیقت نهفته است که همواره دو سطح از معنا یا واقعیت را پیش روی مخاطب میگذارد؛ یک سطح ظاهر و یک سطح پنهان که معمولا مهمتر است.

تفاوت آیرونی در کلام و آیرونی در نگاه
یکی از مهمترین رویکردهای این اثر، توضیح تفاوتهای بین آیرونیک بودن و آیرونیک دیدن است. نویسنده در این بخش از کتاب توضیح میدهد که این تفاوت، مرز میان یک صنعت ادبی و طرز فکر را مشخص میکند. برایناساس، آیرونیک بودن به معنای جهان کلامی و ترفندهای خاصی است که گوینده آنها را عامدانه مورداستفاده قرار میدهد.
شیوههایی چون تهکم، ایفای نقش سادهلوح، خودکاهی، خودزنی و... مواردی از آیرونیک بودن هستند که گوینده با اتخاذ آنها ساختار ادراک مخاطب را به چالش میکشد. در این بخش از کتاب آیرونی میتوان به مثالهایی چون سقراط در یونان باستان و بهلول در ایران اشاره کرد.
آیرونیک دیدن اما موضوعی کاملا متفاوت است که نویسنده در این کتاب به آن پرداخته است. این الگو در مورد نگاه موشکافانهی ناظری است که متوجه تضادهای عمیق و دردناکی میان خواستهها و پندارهای خود با تقدیر و قضاوقدر الهی میشود. این ادراک بهنوعی شالودهای از جهان هستی است که در آثار سترگ همچون «دنکیشوت» بهنمایشدرآمده است. در این میان، آیرونی در داستان نیز میتواند از همین تضاد میان ظاهر و معنای پنهان شکل بگیرد.
ادبیات خانهی اصلی «آیرونی» است
بحث مهمی که داگلاس کالین موکه در نیمهی کتاب به آن پرداخته این است که در میان تمام هنرها، این ادبیات است که بستر طبیعی پرورش آیرونی بوده است. او در این بخش، انواع هنر را در دودسته هنرهای بازنمودی و هنرهای غیربازنمودی تقسیمبندی میکند.
نویسنده در کتاب آیرونی توضیح میدهد که در هنرهای غیر بازنمودی یا ساختاری (معماری، موسیقی و...) با مصالح واقعی کار میکنند و مستقیما به چیزی خارج از خود اشاره ندارند. در مقابل شعر و ادبیات قرار دارد که بر پایهی زبان و بازنمایی بنا شده است و زبان این امکان را در اختیار هنرمند قرار میدهد که دولایه از معنا (ظاهری و باطنی) را انتقال دهد. به همین دلیل است که آیرونی در ادبیات از دوران کهن یونان باستان (ادیپ شهریار سوفوکل) تا به امروز (فرانتس کافکا، توماس مان و...) همواره صحنهی اصلی ترسیم تناقضات هستی بوده است.
از یونان باستان تا پوچی مدرن همراه با آیرونی
سیر تاریخی کتاب آیرونی خواننده را به سفری جذاب در تحول معنای این صنعت ادبی دعوت میکند. نویسنده نشان میدهد که چگونه واژهای که در کمدیهای یونان باستان برای توصیف شخصیت آیرون (فردی که خود را ملعبه دست دیگران میکرد) به کار میرفت و بعدتر در روش سقراطی نقد جهل مجسم بود، در عصر مدرنیسم به یک جهانبینی مهم تبدیل شد.
نویسندهی کتاب آیرونی نشان میدهد که این مفهوم دیگر تنها یک آرایه ادبی نیست، بلکه پناهگاهی فکری برای جزماندیشی، سادهلوحی و سادهسازی جهان است. از این منظر مفهوم آیرونی با شکاکیت پیوند میخورد و یادآور میشود که واقعیت پیچیدهتر و چندوجهیتر از آن است که در قالبهای مرسوم بگنجد.
آیرونی: لبخندی به پهنای دردها
نکتهی برجستهی دیگری که داگلاس کالین موکه در کتاب آیرونی نشر مرکز به آن پرداخته، ماهیت دوگانه آیرونی است. او با ارجاع به نظریات آلن تامسون نشان میدهد که آیرونی اصیل، ترکیبی زهرآلود از درد و خنده است. آیرونی خندهای خردمندانه اما تلخ است که از آگاهی بر ناهمخوانیهای جهان برخاسته و در عمق ادراک مخاطب نفوذ میکند.
حسن افشار که با قلم شیوای خود این کتاب را به فارسی برگردانده در یادداشت ارزشمند خود، به ظرفیتهای زبان فارسی اشاره میکند و پیوند ناگسستنی آیرونی را با طنز فارسی نشان داده است. این اثر به همت نشر مرکز منتشر شده و در اختیار ادبپژوهان قرار گرفته است.
این اثر میتواند برای مخاطبانی که به آرایههای ادبی علاقهمندند، منبعی مهم و قابلاستناد باشد. با خرید کتاب آیرونی، دیدی وسیع نسبت به این مفهوم مهم هنری - ادبی پیدا خواهید کرد.
کتاب آیرونی برای شما مناسب است اگر
- پژوهشگر زبان و ادبیات هستید و قصد دارید معنای دقیق صنایع ادبی را فرابگیرید و با انواع آن، از جمله آیرونی نمایشی، آشنا شوید.
- نویسنده و شاعر هستید و میخواهید با کارکردهای متنوع آیرونی در روایت آشنا شوید.
- به بررسی گونههایی مانند آیرونی موقعیت و آیرونی کلامی در آثار ادبی علاقهمند هستید.
در بخشی از کتاب آیرونی میخوانیم
نمایشنامهنویس مجبور نیست که پیشاپیش خبر وقایع را به تماشاگر بدهد. درعینحال نمایش بهحکم طبیعتش اثری است که انسان بارها به تماشای آن میرود، درحالیکه مثلاً رمان را موقعی که میخوانیم پیشتر نخواندهایم. بههرتقدیر اطلاعیافتن از داستان نمایش حتی پیش از بار نخستی که میبینیمش آسانتر به نظر میرسد و بدین جهت نمایشنامهنویس ترجیح میدهد که بهجای غافلگیری از آیرونی استفاده کند.
طبیعت تئاتر ملاحظات دیگری را هم اقتضا میکند. درحالیکه رمان معمولاً وقایع را بعد از اینکه اتفاق افتادهاند به صیغهی ماضی نقل میکند، نمایشْ واقعه را در حال وقوع نشان میدهد. رمان سفرهی دلش را برای خواننده باز میکند و میگوید «بگذار تعریف کنم که چه شد»؛ نمایش میگوید «نگاه کن ببین چه میشود.» منظور این نیست که نمایش و حتی تراژدی نوعا اشباع از تقدیر و پیشگوییهایی است که تحقق خواهند یافت؛ غرض این است که اختیار اشخاص در نمایش محدودتر به نظر میرسد. ایجاز نسبی نمایش و نتیجتا صرفهجویی و فشردگی بیشتر ساختارش شاید عامل دیگری باشد که نسبت بازیگر زنده را با خویشاوند بیادعاترش عروسک خیمهشببازی حفظ میکند. اینکه میتوان کتاب را بست یا رادیو را خاموش کرد در قالب فصلهای کتاب یا سریال رادیویی «درونی» شده است و شاید این نیز که نمیتوان نمایش را متوقف کرد در قالب حس وقوع ناگزیر وقایع «درونی» شده باشد.
بله





















