کتاب گلههای کارگری از چرخ ستمگری اثر سروناز احمدی، نمایشنامهای مستند است که ایده و اجرای آن در بند زنان و با مشارکت زنان زندانی شکل گرفت؛ نمایشنامهای دربارهی کار، تجربهی زنان، حقوق کارگران و شکلهای گوناگون ناامنی شغلی که به جای داستانی خیالی، از زندگی واقعی مشارکتکنندگان آغاز میکند.
دربارهی کتاب گلههای کارگری از چرخ ستمگری
ایدهی این کتاب از پیشنهادی برای اجرای یک نمایش به مناسبت روز جهانی کارگر آغاز میشود. سروناز احمدی برای پیدا کردن یک نمایشنامهی کارگری سراغ آثار موجود در زندان میرود و در این جستوجو با بروشور سیزده صفحهای نمایش «عباس آقا، کارگر ایرانناسیونال» نوشتهی سعید سلطانپور روبهرو میشود؛ اثری که بر روایت واقعی زندگی یک کارگر استوار بود.
در توضیحات مربوط به این تئاتر مستند نکتهای توجه سروناز احمدی را جلب میکند. متن نمایش لزوما چیزی جدا از زندگی آدمها نیست و میتواند از تجربهها، ترانهها، حرکتها و روایتهای واقعی مردم ساخته شود. همین ایده مسیر را عوض میکند؛ به جای پیدا کردن یک نمایشنامهی آماده، چرا خود زنان بند با تجربههای کاریشان نمایش را نسازند؟ از همین جاست که نمایشنامهی گلههای کارگری از چرخ ستمگری شکل میگیرد.

فرم و اجرای تئاتر مستند گلههای کارگری از چرخ ستمگری
در این نمایشنامه قرار نیست یک شخصیت خیالی از ابتدا تا انتها داستانی از پیش تعیین شده را بازی کند. روایتها از زندگی واقعی مشارکتکنندگان میآیند و بر سه محور شکل میگیرند: تجربهی ستم و دشواری در محیط کار، مقاومتهای فردی و جمعی و خواستههایی برای تغییر شرایط. به این ترتیب تجربهی شخصی هر زن به مادهای برای ساختن روایتی گستردهتر از کار تبدیل میشود.
فرم اجرا در قالب دادگاهی طنزآمیز و مطربی طراحی شده است. شخصیت مطرب با بازی سروناز احمدی دادگاه را برپا میکند و صندلی شاکی و قاضی را در برابر خود قرار میدهد. در کتاب گلههای کارگری از چرخ ستمگری، زنان نابازیگر تکبهتک در جایگاه شاکی مینشینند و دربارهی شغل و تجربههای کاری خود و گروهی که نمایندهی آن هستند صحبت میکنند؛ تجربههایی که از محیطهای کاری متفاوت میآیند.
کارگر در نمایش گلههای کارگری از چرخ ستمگری
یکی از پرسشهای محوری نمایش این است که کارگر دقیقا به چه کسی گفته میشود. نمایشنامهی حاضر این مفهوم را به کارگر کارخانه محدود نمیکند و زن خانهدار، معلم، مهندس، روزنامهنگار، فریلنسر و ... را در کنار یکدیگر قرار میدهد. تفاوت میان این شغلها زیاد است، اما نمایش از خلال روایتهای آنها به نقاط مشترکی در تجربهی کار توجه میکند؛ از ناامنی شغلی گرفته تا دستمزد و تبعیض. در این نگاه، حقوق کارگران تنها مسئلهی یک گروه مشخص نیست.
حقوق زنان در کتاب گلههای کارگری از چرخ ستمگری
مسئلهی حقوق زنان در این اثر فقط به حضور زنان در بازار کار محدود نمیشود. روایتها به تجربههایی مانند تبعیض جنسیتی، بیاعتمادی به توانایی زنان، محدودیت در ارتقای شغلی و نگاه جنسی در محیط کار میپردازند؛ مسائلی که برای شخصیتهای مختلف شکلهای متفاوتی پیدا میکنند.
یکی از روایتهای قابل توجه این کتاب به زنی به نام کُبی مربوط میشود؛ زنی خانهدار که روایت او فرصتی برای پرسیدن یک سوال ساده اما مهم فراهم میکند: اگر فعالیتی مانند خانهداری ضروری و زمانبر است، چرا صرفا به دلیل نداشتن دستمزد نباید کار محسوب شود؟ نمایشنامه از همین زاویه کار خانگی را موضوعی جدی در بحث کار و حقوق زنان قرار میدهد.
نمایش گلههای کارگری از چرخ ستمگری فقط دربارهی ستم نیست
اگر این کتاب را فقط مجموعهای از روایتهای تلخ دربارهی استثمار و تبعیض بدانیم، بخش مهمی از ایدهی آن را از دست میدهیم. زنان نمایش فقط از آنچه بر آنها گذشته صحبت نمیکنند؛ دربارهی مقاومتهایی که در محیط کار دیدهاند، تغییراتی که میخواهند و راههایی که برای رسیدن به شرایط بهتر تصور میکنند نیز صحبت میکنند.
این تاکید اهمیت دارد، زیرا در چنین روایتی انسانهای ستمدیده صرفا قربانیان بیقدرت نیستند. کتاب گلههای کارگری از چرخ ستمگری تجربههای فردی را کنار هم قرار میدهد تا امکان دیدن همبستگی و کنش جمعی فراهم شود. در نتیجه مشکلات کاری از حالت تجربهای شخصی خارج میشوند و به موضوعی برای گفتوگوی جمعی تبدیل میشوند.
تئاتر مستند در زندان زنان
این اثر را نمیتوان صرفا نمایشنامهای دربارهی زندان، حقوق زنان یا مشکلات کارگران دانست. این نمایشنامه نمونهای از تئاتر مستند در زندان است که از دل تجربهی واقعی زنان شکل میگیرد و تجربههای پراکندهی کار، تبعیض، ناامنی، مقاومت و همبستگی را در قالب یک روایت مشارکتی کنار هم مینشاند.
برای خوانندهای که به ادبیات زندان زنان، تئاتر مستند، حقوق زنان و حقوق کارگران علاقه دارد، خرید کتاب گلههای کارگری از چرخ ستمگری: نمایشی مستند در زندان نوشتهی سروناز احمدی فرصتی برای خواندن متنی است که در آن، خود زندگی به پیرنگ نمایش تبدیل شده است؛ روایتی از تجربههای واقعی کار و تلاش جمعی برای فهمیدن آنچه در پس این تجربهها مشترک است. این کتاب توسط انتشارات مردمنگار به چاپ رسیده است.
کتاب گلههای کارگری از چرخ ستمگری برای شما مناسب است اگر
- به تئاتر مستند و روایتهای واقعی از زندگی آدمها علاقه دارید.
- دربارهی حقوق زنان، حقوق کارگران و تبعیض در محیط کار کنجکاوید.
- میخواهید بدانید تجربهی شخصی زنان زندانی چگونه به یک نمایش جمعی تبدیل شده است.
- آثاری را میپسندید که میان کار، مقاومت، همبستگی و مشارکت اجتماعی پیوند برقرار میکنند.
در بخشی از کتاب گلههای کارگری از چرخ ستمگری: نمایشی مستند در زندان میخوانیم
مهندس: (در میان جمعیت میایستد) خانم قاضی... گفتن مدرسه، من یاد مقنعۀ کج خودم و مقنعۀ مثلثی معلمامون افتادم. (دو دستش را شبیه گوشۀ بالای مثلث بالای سرش به هم میزند تا شکل مقنعۀ معلمها را نشان دهد.) البته من که بعد مدرسه، همیشه مقنعهام دور گردنم بود نه رو سرم، یه خط چشم کجوکولهای هم میکشیدم، ولی حتماً میکشیدم. بگذریم... منم شکایت دارم؛ از بارایی که بهخاطر زنبودنت سرکار رو دوشت میذارن. (رو به تماشاگرها:) شما خودتون وقتی کلمۀ مهندس رو میشنوید یه مرد تو ذهنتون میاد یا یه زن؟ من مهندسم و زنم. یعنی مدام باید میشنیدم که (با تمسخر) زن نمیتونه مهندس باشه؛ اگه مهندسه زنه اصلاً امکان نداره که کارش خوب باشه؛ چه معنی داره زن پاشو تو کفش مردا کنه؟ من تو میم. کار میکردم. همیشه مدیرام مرد بودن. هیچوقت اجازه نمیدادن یه زن از سطح کارشناس مسئول یا مدیرکل بالاتر بره. میدونین بهونۀ یکیشون چی بود؟ میگفت میخوام تو جلسات راحت فحش بدم. ما صنعتی بودیم که نیاز داشتیم مدام دانشمون رو بهروز کنیم. نیروها باید میرفتن کشورای پیشرفته آموزش ببینن، منتها کارشناسای فنی زن رو نمیفرستادن یه کشور دیگه. ما زنا اونجا خیلی جنگیدیم تا آخرسر قبول کردن. ولی باز شرطوشروط داشت. اجازۀ همسر میخواستن، باید تعهد محضری میدادیم که مهاجرت نمیکنیم و تعهدای دیگه. برای رفتن، همه نیروها، چه مرد چه زن، باید امتحانای فنی و زبان میدادن، ولی رفتنِ زنا رو آخرسر مدیرامون هم که همه مرد بودن، باید تأیید میکردن. تازه اگه تأیید میکردن، بازم شرطوشروط داشت.
بله



















