کتاب اقتصاد ایران در تنگنای توسعه اثر حمید زمانزاده و سید محمدصادق الحسینی با مقدمهی موسی غنینژاد، با نگاهی اقتصادی و نهادگرایانه، علل توسعهنیافتگی ایران را بررسی میکند. نویسندگان از ساختار بازار و دولت تا اقتصاد نفتی، رشد، بیکاری، فقر، تورم در ایران و سیاستگذاری را تحلیل میکنند و تصویری منسجم از مشکلات اقتصاد ایران و مسیر اصلاح آن ارائه میدهند.
دربارهی کتاب اقتصاد ایران در تنگنای توسعه
چرا ایران بهعنوان کشوری برخوردار از منابع طبیعی فراوان، نیروی انسانی تحصیلکرده و سابقهی طولانی در اندیشیدن به توسعه، همچنان با تورم، بیکاری، فقر، نابرابری اقتصادی و ناپایداری در رشد اقتصادی مواجه است؟ آیا شما هم مدام به این پرسش فکر میکنید و میخواهید بدانید که آیا ریشهی مشکلات اقتصاد ایران در کمبود سرمایه و فناوری است یا پای مسئلهی عمیقتری در میان است؟ حمید زمانزاده و سید محمدصادق الحسینی تلاش داشتهاند تا در کتاب اقتصاد ایران در تنگنای توسعه به این پرسشْ پاسخی دقیق و همهجانبه بدهند.
این دو اقتصاددان، با پرهیز از روایتهای صرفاً سیاسی یا توصیفی، با بهرهگیری از مفاهیم و ابزارهای علم اقتصاد مسئلهی توسعهی ایران را در چارچوبی گسترده بررسی میکنند، بیآنکه در دام توضیحهای ساده و تکعلتی دربارهی عقبماندگی ایران از توسعه اقتصادی بیفتند.
اقتصاد نفتی ایران؛ فرصت یا عامل بحران؟
پس از مقدمهی مفصل موسی غنینژاد، کتاب اقتصاد ایران در تنگنای توسعه در اولین قدم ذرهبین خود را بر نهادها و ساختار نظام اقتصادی قرار میدهد و با تحلیلی موشکافانه از این حقیقت میگوید که بازار در خلأ عمل نمیکند بلکه نیازمند قواعد، حقوق مالکیت، قراردادهای قابل اجرا، حاکمیت قانون و چارچوب نهادی کارآمد است. زیرا رقابت در این بستر میتواند منابع را به سمت فعالیتهای کارآمد هدایت کند.

یکی از ایدههای مهم حمید زمانزاده و سید محمد صادق الحسینی در این اثر این است که مشکل اقتصادی ایران تنها با نفت قابل توضیح نیست. زیرا عقیده دارند اگر نفت درون ساختاری قرار بگیرد که دولت و بازار را به شکل ناکارآمدی به یکدیگر پیوند دهد، نفت به مشکلی جدی بدل میشود. از طرفی وابستگی بودجه دولت به نفت باعث شده اقتصاد ایران تحت تأثیر رونق و رکود نفتی قرار بگیرد.
موانع توسعه در ایران از نگاه تاریخ
بخش تاریخی کتاب اقتصاد ایران در تنگنای توسعه نیز حائز اهمیت بسیاری است. نویسندگان با نگاه به مسیر گذشته، از اقتصاد باستان گرفته تا اقتصاد مدرن و دولت رانتی، به تحلیل اقتصاد ایران میپردازند. به این ترتیب مشکلات اقتصاد ایران را نه در قالب اتفاقاتی جداگانه، بلکه زنجیرهای از رخدادهای تاریخی و انباشته نشان میدهند.
حمید زمانزاده و سید محمدصادق الحسینی پس از بررسی ساختار اقتصادی به عملکرد اقتصادی ایران میرسند و به موضوعات مهمی نظیر تولید و درآمد سرانه، رشد اقتصادی، بیکاری، فقر، توزیع درآمد و تورم در ایران میپردازند. از این رهگذر به خوبی نشان میدهند که چگونه ساختار بر عملکرد و در نتیجه بر شاخصهای ملموس زندگی افراد جامعه اثر میگذارد. در پایان نیز مقولهی مهم سیاستگذاری اقتصادی و راههای اصلاح ساختاری و عملکردی را مورد تبیین قرار میدهند.
پس اگر قصد دارید فراتر از تیترهای خبری و بحثهای روزمرهی اقتصادی، به شکل عمیقتری اقتصاد ایران را درک کنید، با خرید کتاب اقتصاد ایران در تنگنای توسعه نشر مرکز میتوانید هدف خود را عملی سازید و بدون گرفتاری در مدلهای فنی و پیچیده، با زبانی ساده و روان مفاهیم اقتصادی را درک کنید.
کتاب اقتصاد ایران در تنگنای توسعه برای شما مناسب است اگر
- دانشجوی رشتهی اقتصاد هستید و در تلاشید تا با یک کتاب منسجم با کاربردهای نظریههای توسعه، اقتصاد سیاسی و نهادگرایی در تحلیل اقتصاد ایران آشنا شوید.
- بهعنوان دانشجو یا پژوهشگر حوزههای علوم سیاسی و جامعهشناسی میخواهید رابطهی میان ساختارهای سیاسی، نهادها، دولت و عملکرد اقتصادی را درک کنید.
- نسبت به مسائل اقتصادی دغدغهمند هستید و در پی کتابی میگردید که با توضیحاتی ساده، ریشهی مشکلات اقتصاد ایران را برایتان روشن کند.
- میخواهید بدانید چرا توسعهی اقتصادی ایران با کشورهای پیشرفته متفاوت است.
در بخشی از کتاب اقتصاد ایران در تنگنای توسعه میخوانیم
تغییر میزان پول موجود در اقتصاد، مهمترین ابزار سیاست پولی است. ظاهر سیاست چاپ و نشر ایجاد و توزیع گستردهی پول (سیاست پولی انبساطی) برای بسیاری از مردم و البته سیاستمداران، ظاهری جذاب و عامهپسند دارد: مردم پول بیشتر خواهند داشت، بیشتر خرج خواهند کرد و سفرههایشان بزرگتر و رنگینتر خواهد شد. تولیدکنندگان پول بیشتری خواهند داشت، سرمایهگذاری بیشتری خواهند کرد و در نتیجه کالای بیشتری تولید میکنند، اشتغال افزایش و بیکاری کاهش خواهد یافت و البته سیاستمداران نیز از اینکه با بذل و بخششی بیپایان، پول بیشتری را در جامعه توزیع و از این راه محبوبیتی کسب کنند، خوشحال و مسرور خواهند بود. اما مردم، درست زمانی که از بذل و بخششهای بیپایان دولت در ایجاد و توزیع پول خوشحال و مسرورند، بهایی گزاف برای این خوشحالیشان میپردازند. در حالی که این امر برایشان ملموس نیست که چنین بهای گزافی نتیجهی همان سیاستی است که مایهی خوشحالی و مسرت آنان بوده است. سؤالی که در صدد پاسخگویی به آن هستیم، این است که باطن سیاست پولی انبساطی چگونه است و سیاست پولی مطلوب برای بهبود عملکرد اقتصادی، چه نوع سیاست پولی است؟
جهت اعمال سیاست پولی، ابتدا باید اهداف سیاست پولی را تصریح کنیم. عموماً دو هدف عمده برای سیاست پولی مطرح میشود: اول، حفظ ثبات سطح عمومی قیمتها و کنترل تورم و دوم، حفظ اشتغال و تحریک رشد اقتصادی. در ابتدا باید بررسی کرد که آیا سیاست پولی قادر به تأمین این اهداف خواهد بود و سپس بر اساس آن، خط مشی سیاست پولی طراحی و اعمال شود. جهت درک بهتر نحوهی تأثیر سیاست پولی بر تورم، تولید و رشد اقتصادی، ماهیت و کارکرد پول در اقتصاد را بررسی میکنیم. ماهیّت و کارکرد پول یکی از مباحث مهم اقتصادی است که فصلی بزرگ را در تاریخ اندیشهی اقتصادی به خود اختصاص داده است. وضع پیش نخواهد آمد...».
بله
















