

برای خواندن کتاب اسم شوهر من تهران است و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب اسم شوهر من تهران است: مجموعه داستان
کتاب اسم شوهر من تهران است نوشتهی زهره شعبانی، مجموعهای است شامل 9 داستان کوتاه که از دل دنیای زنانه برآمده و بیشک ارزش دنبال کردن دارند؛ هم از بابت جهانبینی متفاوتِ هر ماجرا، و هم برای سوژههای غافلگیرکنندهی آن؛ مثلِ ماجرای داستان «ساچلی» که راوی آن قصد ترک وطن دارد و یا شخصیت اصلی داستان «زنی در طبقهی چهارم» که خود را میان پنجرههای آجرکشی شده حبس کرده است.
دربارهی کتاب اسم شوهر من تهران است
«شوهر قشنگ مال مردم است!» راوی داستان اول از مجموعه داستانهای ایرانی زهره شعبانی از همان ابتدا بنا به گلایه میکند، مصیبتهای بیانتهای خانهداری و از آن بدتر غم داشتن یک شوهر معتاد و دود زده، اتمسفر روایت ابتدایی کتاب اسم شوهر من تهران است را سروسامان میدهد، البته این انتهای کار نیست. در هر نُه داستان از این مجموعه داستان کوتاه فارسی شاهد طرح داستانی تازهای از تجربهی زیستهی زنان خواهیم بود که همگی با نخی از دغدغههای ذهنی نویسنده به یکدیگر گره خوردهاند.
درام خانوادگی، تریلر روانشناختی، و حتی سبک داستانی سورئال، خوب که به هر یک از داستانهای کتاب اسم شوهر من تهران است نگاه بیندازید سرنخی از ژانرهای مختلف پیدا خواهید کرد، اما اگر بخواهید یک ژانر غالب برای داستانهای زهره شعبانی در این مجموعه پیدا کنید قطعا آن ژانر رئالیسم اجتماعی است.
دو چکیده از مجموعهی اسم شوهر من تهران است
در داستان «ای عیسی کجایی؟» الهه در نقش یک بدکاره به روی صحنهی اجرا میرود، اما تئاتری که قرار بود فقط یک بازنمایی باورپذیر از مجازاتی خشونتآمیز باشد به یک یورش تکاندهنده و نمایشی از جنون تبدیل میشود.
در داستان دیگر، زنی برای کمک به اسبابکشی خواهر باردارش نزد او میرود اما آنچه که بر دیوارهای خانه میبیند گذشتههای تاریک اهالی آن خانه را روشن میکند. در هشت داستان از کتاب اسم شوهر من تهران است نشر مرکز، ماجرا از زبان یک زن روایت میشود و در یک داستان استثنائی راوی نه یک مرد، بلکه یک کوچه است.
نگاهی به داستانهای زهره شعبانی: ساده اما کوبنده!
خالق این مجموعهی داستانی زبانی ساده و بیآلایش را برای روایت نه داستان کوتاه خود به کار میگیرد؛ تمامی راویها همان لحن و بیانی را دارند که مورد استفادهی هرروزهی ماست؛ برای همین خرید کتاب اسم شوهر من تهران است را باید پیش از همه به آن دسته از خوانندگانی پیشنهاد کرد که از پیچیدگیهای روایی و ادبیات متکلف دوری میجویند.
اما سادگی و سرراستی مجموعهی داستانی زهره شعبانی ابدا به معنی سبُک بودن روایتها نیست، در حقیقت مرور این نه روایت کوتاه از آن تجربههایی است که احتمالا پس از بستن کتاب نیز شما را درگیر خود نگه میدارد و دلیل این موضوع هم باید در ابتدا سوژههای انتخابشدهی خاص آن است و در قدم بعدی، اتمسفری که بدون حاشیه رفتن، بسیار قدرتمند و حتی سنگین است. نشر مرکز این کتاب را به دست علاقهمندان میسپارد.
جوایز و افتخارات کتاب اسم شوهر من تهران است
- اثر تقدیرشدهی بخش مجموعه داستان کوتاه دهمین دورهی جایزهی ادبی جلال آل احمد
- اثر تقدیرشدهی بخش ادبیات (نثر معاصر) سی و پنجمین دورهی جایزهی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران
کتاب اسم شوهر من تهران است برای شما مناسب است اگر
- به دنبال یک وقفهی گیرا از جنس مجموعه داستانهای کوتاه، بین دلمشغولیهای روزمره هستید.
- از دنبالکنندگان ادبیات معاصر ایران هستید و از مرور آثار نویسندگان تحسینشدهی سالهای اخیر لذت میبرید.
- به داستاننویسی علاقه دارید و میخواهید کولهبار خود را از مطالعهی داستانهای فارسی به ویژه داستانهای رئالیسم اجتماعی پربارتر کنید.
- از طرفداران روایتهای زنانه هستید و از مرور داستانهایی که دلمشغولیها و احساسات زنان را دنبال میکنند، استقبال میکنید.
در بخشی از کتاب اسم شوهر من تهران است: مجموعه داستان میخوانیم
با خاموش شدن چراغها، پچپچهها قطع شد. پرده بالا رفت. پرویز از اتاق به تاریکی سن نگاه کرد. نوری به تدریج صحنه را که درختی وسط آن قرار گرفته بود و کف آنرا سنگهای ریز و درشت پوشانده بود روشن کرد. منتظر صدای طبلها ماند. سکوت که ادامهدار شد به اتاق نور و صدا نگاه کرد. مسئول صدا دستپاچه شده بود. سیاوش را دید که بهسمتش رفت و چند ثانیه بعد صدای بم طبلها بلند شد. پرویز با طبلها زمزمه کرد: تاتاپ... تاتاپ... تاتاپ... به نظرش خوب نبود. باید برای اجرای فردا اصلاًحش میکرد. با خودش گفت «این بهترین اجرای عمر منه. باید همهچیز بینظیر باشه.» صدای طبلها قطع شد. سکوت و بعد صدای فریادِ زنان. دوازده زن، کشانکشان، زنی زیبا و جامهدریده را به وسط سن آوردند. زن زیبا از دست عدهای از زنها رها و در چنگ عدهای دیگر گرفتار میشد. فریاد زد: «بهخدا گناهی نکردهام.» یکی از زنها موهایش را چنگ زد و گفت: «کسی که زنا میکند از دروغ باکی ندارد.» و موهایش را کشید. زن زیبا وقتی سعی میکرد موهایش را از چنگ زنان بیرون بیاورد گفت: «به خدا قسم من مردی را فریفته خویش نکردم.» زنان لگدمالش کردند. ادامه داد: «مگر به اصرارِ خود مرد.»
پرویز به الهه و دوازده شاگردش نگاه کرد. با الهه که در میان زنها گرفتار بود تکرار کرد: «من بدنم را بخشیدم. این بود توانایی من در دَهِش.» دوازده زن او را زدند و الهه ناله کرد. یکی از زنها گفت: «بیحیا! مردان ما چون به بستر تو میآمدند دیگر به ما مایل نبودند.» الهه آرام گفت: «چون من بیچشمداشت میبخشیدم.»
فهرست مطالب کتاب
گنجشک تریاکی
کاش سودابه مرده باشد
ساچلی
ای عیسی کجایی؟
کوچه فوتبال
زنی در طبقه ی چهارم
گلپونه ها
مجسمه
شهرزاد با موهای وز شده
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب اسم شوهر من تهران است: مجموعه داستان |
| نویسنده | زهره شعبانی |
| ناشر چاپی | نشر مرکز |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 96 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-964-213-306-2 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۱۰۰,۰۰۰ تومان €2.99 خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| دستهها |
بله

















