



برای خواندن کتاب چراغها را من خاموش میکنم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب چراغها را من خاموش میکنم
کتاب چراغها را من خاموش میکنم اثر زویا پیرزاد یکی از ماندگارترین رمانهای معاصر فارسی و از گزینههای جدی در میان آثار نویسندهای است که روایت زندگی زنان را با نگاهی ظریف و جزئینگر دنبال میکند. این رمان داستان زندگی کلاریس آیوازیان، زنی ارمنی و خانهدار است؛ زنی که در میان خانواده، کارهای روزمره و انتظارات اطرافیان، به تدریج با بخشهایی از وجود خودش روبهرو میشود.
دربارهی کتاب چراغها را من خاموش میکنم
متن کتاب چراغها را من خاموش میکنم (I Will Turn Off the Lights) از زویا پیرزاد در آبادان و در دههی 1340 میگذرد؛ جایی که کلاریس، زن ارمنی میانسالی، همراه همسرش آرتوش و سه فرزندشان زندگی میکند.
او خانهدار است و بخش بزرگی از زندگیاش در میان کارهای تکراری خانه، رسیدگی به فرزندان، مهمانیهای خانوادگی و ارتباط با همسایهها میگذرد. همهچیز در ظاهر مرتب و آشناست؛ همان زندگیای که هر روز از نو تکرار میشود و شب با خاموش شدن چراغها به پایان میرسد. اما در ذهن کلاریس پرسشها و احساساتی وجود دارند که به این سادگی خاموش نمیشوند.
ورود خانوادهی سیمونیان به همسایگی کلاریس، یکی از اتفاقهایی است که نظم همیشگی زندگی او را عوض میکند. آشنایی با امیل سیمونیان و ارتباط کلاریس با این خانواده باعث میشود او به چیزهایی فکر کند که پیش از آن کمتر فرصت یا جرئت فکر کردن به آنها را داشته است. با این حال، رمان چراغها را من خاموش میکنم را نمیتوان صرفا یک داستان عاشقانه دانست. زویا پیرزاد بیشتر از آنکه دربارهی شکلگیری یک عشق تازه بنویسد، دربارهی زنی مینویسد که در جریان اتفاقهای به ظاهر سادهی زندگی، دوباره خودش را میبیند.

شخصیتپردازی کلاریس آیوازیان در کتاب چراغها را من خاموش میکنم
یکی از مهمترین دلایل ماندگاری کتاب چراغها را من خاموش میکنم شخصیتپردازی دقیق و باورپذیر کلاریس آیوازیان است. کلاریس نه قهرمانی است که برای تغییر زندگیاش دست به تصمیمهای بزرگ بزند و نه زنی که بتوان نارضایتی او را با یک احساس مشخص توضیح داد. او همسر، مادر، دختر و خواهری مسئولیتپذیر است و خانوادهاش را دوست دارد؛ با این حال، در میان همین نقشها احساس میکند بخشی از خواستهها و هویت فردیاش کمتر دیده شده است.
کلاریس در رمان چراغها را من خاموش میکنم شخصیتی درونگرا و دقیق است که بسیاری از احساساتش را به زبان نمیآورد. او به اتفاقهای کوچک اطرافش توجه میکند و همین جزئیات، مسیر تحول شخصیتش را شکل میدهند. جذابیت کلاریس در این است که تغییر او ناگهانی و نمایشی نیست؛ خواننده قدمبهقدم متوجه میشود که مواجههی او با آدمهای تازه و موقعیتهای متفاوت، نگاهش را به خودش و زندگیاش تغییر میدهد. به همین دلیل، شخصیت کلاریس برای بسیاری از خوانندگان آشنا و قابل لمس است.
شخصیتهای رمان چراغها را من خاموش میکنم
در این میان، شخصیتهای اصلی کتاب چراغها را من خاموش میکنم بیش از آنکه با توضیحهای مستقیم نویسنده معرفی شوند، از طریق رفتار، گفتوگو، سکوت و واکنشهایشان شناخته میشوند. این شخصیتها تنها برای پیش بردن داستان حضور ندارند، بلکه هرکدام بخشی از فضای خانوادگی و اجتماعی رمان را شکل میدهند. آرتوش، همسر کلاریس، فرزندان او، خانوادهی سیمونیان و دیگر آدمهایی که در زندگی روزمرهی کلاریس حضور دارند، تصویری از روابط خانوادگی و اجتماعی آن دوره به دست میدهند.
در نقد کتاب چراغها را من خاموش میکنم چه میتوان گفت؟
کی از مهمترین نکاتی که در نقد کتاب چراغها را من خاموش میکنم باید به آن توجه کرد، شیوهی روایت زویا پیرزاد است. نویسنده برای نشان دادن بحرانهای درونی شخصیت اصلی، به سراغ اتفاقهای عجیب و پرهیجان نمیرود. در این رمان، خرید روزانه، آماده کردن غذا، مهمانی رفتن، صحبت با همسایهها و رسیدگی به بچهها میتوانند به اندازهی یک اتفاق بزرگ داستانی معنا داشته باشند.
یکی از نقاط قوت داستان چراغها را من خاموش میکنم همین توجه به جزئیات است. زویا پیرزاد احساسات شخصیتها را معمولا با توضیحهای طولانی بیان نمیکند و اجازه میدهد خواننده آنها را از خلال رفتار و گفتوگو کشف کند. یک مکث، یک جملهی کوتاه یا حتی یک واکنش ساده میتواند چیزی را دربارهی شخصیتها آشکار کند که مستقیما گفته نشده است. به همین دلیل، زندگی روزمره در این رمان نه حاشیهی داستان، بلکه خود داستان است.

سبک زنانه کتابهای زویا پیرزاد
سبک زنانه کتابهای زویا پیرزاد را میتوان در توجه او به تجربههای روزمره، روابط خانوادگی، احساسات ناگفته و موقعیتهایی دید که در بسیاری از روایتهای داستانی کمتر در مرکز توجه قرار میگیرند. کتاب چراغها را من خاموش میکنم نمونهی شاخصی از همین شیوه است؛ زیرا داستان از زاویهی زندگی زنی روایت میشود که بخش زیادی از هویت او در نقشهای خانوادگی تعریف شده، اما در درون خود نیازها، پرسشها و خواستههای مستقلی دارد.
در کتاب چراغها را من خاموش میکنم، زن بودن صرفا یک ویژگی شخصیتی نیست، بلکه بخشی از تجربهای است که بر انتخابها، روابط و نگاه کلاریس به خودش و اطرافیانش تاثیر میگذارد. زویا پیرزاد بدون شعار دادن یا قضاوت شخصیت اصلی، به سراغ همین لایههای ظریف میرود و نشان میدهد که ممکن است یک زندگی ظاهرا آرام، در درون خود پر از پرسش و دگرگونی باشد.
زویا پیرزاد و تصویر آبادان در چراغها را من خاموش میکنم
یکی دیگر از ویژگیهای مهم رمان چراغها را من خاموش میکنم فضایی است که نویسنده از آبادان دههی 1340 ترسیم میکند. روابط همسایگی، مناسبات خانوادگی، سبک زندگی و فرهنگ ارمنیهای آبادان در کنار داستان کلاریس قرار میگیرند و جهان رمان را شکل میدهند. این جزئیات باعث میشوند رمان علاوه بر روایت زندگی یک خانواده، تصویری از فضای اجتماعی و فرهنگی یک دورهی مشخص نیز ارائه کند.
کتاب چراغها را من خاموش میکنم داستانی دربارهی عشق است، اما تنها دربارهی عشق نیست. این رمان دربارهی ازدواج، مادری، خانواده، تنهایی، روزمرگی، هویت فردی و میل به تغییر نیز حرف میزند. شاید ویژگی بهترین کتاب زویا پیرزاد این باشد که برای بیان این موضوعات به سراغ اتفاقهای بزرگ نمیرود و تغییرات مهم زندگی را از میان همان اتفاقهای کوچک و معمولی بیرون میکشد.
اگر به رمانهای ایرانی شخصیتمحور، روایتهای آرام و داستانهایی دربارهی زندگی زنان علاقه دارید، کتاب چراغها را من خاموش میکنم میتواند انتخاب مناسبی برای شما باشد. اگر بخواهیم از میان رمانهای زویا پیرزاد یک کتاب را به عنوان نقطهی شروعی برای شناخت جهان داستانی او معرفی کنیم، این رمان به دلیل شخصیتپردازی دقیق، نثر روان و توجه به جزئیات زندگی روزمره، یکی از بهترین گزینههاست.
برای آشنایی با زندگی کلاریس و جهان داستانی زویا پیرزاد، خرید کتاب چراغها را من خاموش میکنم از نشر مرکز میتواند تجربهای دلنشین باشد؛ رمانی که پس از تمام شدنش، شما را وادار میکند به چراغهای روشن و خاموش زندگی خود کمی دقیقتر نگاه کنید.
جملات زیبای کتاب چراغها را من خاموش میکنم
- ناگهان آمدند و ناگهان رفتند. مثل باران آبادان که تا میآمدی فکر کنی میبارد، دیگر نمیبارید.
- پروانهای از جلو صورتم گذشت. سفید بود با خالهای قهوهیی. تا فکر کنم «چه پروانهی قشنگی»، یکی دیگر دیدم و بعد یکی دیگر و... هر هفت هشت تا رفتند نشستند روی بوتهى گل سرخ. گفته بود «پروانهها هم مهاجرت میکنند.» به آسمان نگاه کردم. آبی بود. بیحتی یک لکه ابر.
- حس کردم در جایی که هیچ انتظار نداشتم ناگهان آینهای جلویم گذاشتهاند و من توی این آینه دارم به خودم نگاه میکنم و خودِ توی آینه هیچ شبیه خودی که فکر میکردم نیست.
- چقدر دلم میخواست هنوز بچه بودم و دست میانداختم گردن پدرم و دلِ سیر گریه میکردم.
جوایز و افتخارات کتاب چراغها را من خاموش میکنم
- در فهرست برترین آثار داستانی ایران
- برندهی بهترین رمان دومین دورهی جایزهی بنیاد هوشنگ گلشیری
- برندهی لوح تقدیر نخستین دورهی جایزهی ادبی یلدا
- برندهی بهترین رمان جایزهی مهرگان ادب
- برندهی جایزهی بهترین رمان بیستمین دورهی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران
کتاب چراغها را من خاموش میکنم برای شما مناسب است اگر
- به رمانهای ایرانی و ادبیات معاصر فارسی علاقه دارید و دوست دارید داستانی با فضای بومی و شخصیتهای باورپذیر بخوانید.
- از داستانهای آرام و شخصیتمحور بیشتر از روایتهای پرحادثه لذت میبرید و جزئیات زندگی روزمره برایتان جالب است.
- به رمانهایی دربارهی زنان، خانواده، ازدواج، مادری و هویت فردی علاقه دارید.
- از نثر روان، جزئینگر و ظریف کتابهای زویا پیرزاد لذت میبرید.
در بخشی از کتاب چراغها را من خاموش میکنم میخوانیم
زیر چشمى مادر و آلیس را دیدم که داشتند با زن و شوهرى از بستگان دور حرف مىزدند. حوصلهى نه زن را داشتم و نه شوهر را. عضو گروه مذهبى "پیروان مریم" بودند و مدام در حال تبلیغ و اصرار که در جلسههاى گروه شرکت کنیم. براى این که چشمم به چشمشان نیفتد به تابلوى اعلانات تالار اجتماعات نگاه کردم. "زن و آزادى" سخنرانى خانم پروین نوراللهى ساعت شروع: یازده و نیم. به ساعتم نگاه کردم. نزدیک دوازده و نیم بود و حتماً آخرهاى سخنرانى. وارد تالار شدم و فکر کردم تا حالا نمىدانستم اسم کوچک منشى آرتوش پروین است.
روى اولین صندلى خالى نشستم. دو زن، یکى مسن و یکى جوان از صندلىهاى کِنارى نگاهم کردند، سر تکان دادند و لبخند زدند. زن مسن از توى پاکتى که گرفته بود وسط زانوها، بادام زمینى بر مىداشت و مىخورد و زن جوان تند و تند آدامس مىجوید. خانم نوراللهى داشت مىگفت «باز هم تکرار مىکنم که اولین خواست و هدف بانوان ایران داشتن حق رأى است.»
آخرین بار که نینا و گارنیک مهمان ما بودند، گارنیک و آرتوش بحثى طولانى شروع کردند. سرآخر گارنیک گفت «ما چرا باید خودمان را قاطى ماجرا کنیم؟» آرتوش گفت «ما ایرانى هستیم یا نه؟» گارنیک جواب داد «ما ارمنى هستیم یا نه؟» نینا گفت «حق رأى براى چى؟»
صداى خانم نوراللهى نازک بود و تهِ جملهها را مىکشید. «در خاتمه یادآورى مىکنم که ما تا کنون در این راه بسیار کوشیدهایم. خیلى فریادها از حلقوم زن ایرانى برخاسته. چیزى که هست این فریادها باهم نبوده و در یک جهت نبوده و هماهنگى نداشته...»
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب چراغها را من خاموش میکنم |
| نویسنده | زویا پیرزاد |
| ناشر چاپی | نشر مرکز |
| سال انتشار | ۱۴۰۵ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 296 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-964-305-656-8 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۲۹۴,۰۰۰ تومان €5.99 خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| دستهها |
بله






















