کتاب مارکس: از اسطوره تا واقعیت به سرپرستی اندرو بلاندن و راب لوکاس، مجموعهای از جستارهای پژوهشی دربارهی برداشتهای رایج از اندیشهی کارل مارکس است؛ این کتاب با گردآوری هشت مقاله از پژوهشگران مختلف، سراغ مفاهیمی مانند دولت، آزادی، کار، علم، تاریخ و سرمایه میرود تا نشان دهد بسیاری از داوریهای مشهور دربارهی مارکس چگونه شکل گرفتهاند و تا چه اندازه با آثار اصلی او سازگارند.
دربارهی کتاب مارکس: از اسطوره تا واقعیت
کتاب مارکس: از اسطوره تا واقعیت مجموعهای از مقالههای پژوهشی دربارهی برداشتهای شکلگرفته پیرامون اندیشهی کارل مارکس است. پروژهای که اندرو بلاندن و راب لوکاس در سال 2005 آغاز کردند تا خوانشی دقیقتر از آثار مارکس ارائه دهند. نویسندگان مقالات با بررسی متون اصلی، تاریخ مفاهیم و زمینههای فکری زمانهی مارکس، به سراغ تصاویری رفتهاند که در طول سالها دربارهی او ساخته شدهاند.
بررسی مفاهیم کلیدی مارکسیسم
کتاب مارکس: از اسطوره تا واقعیت هشت مقاله از پژوهشگران مختلف را گرد آورده است و ساختاری چندصدایی دارد. هر مقاله یک دیدگاه رایج دربارهی مارکس را بررسی میکند و نسبت آن را با نوشتههای خود او میسنجد. موضوعاتی مانند دولت، آزادی، کار، علم، تاریخ، سرمایه، ایدئولوژی و جامعهی پساسرمایهداری در این جستارها بررسی میشوند. اندرو بلاندن و راب لوکاس در این پروژه نقش گردآوری و هدایت مجموعه را بر عهده داشتهاند و پیشگفتار اثر را نوشتهاند.
نام مارکس در سدهی بیستم با جریانهای سیاسی و اجتماعی گستردهای پیوند خورد و همین جایگاه تاریخی، زمینهی شکلگیری تفسیرهای فراوانی دربارهی او را فراهم کرد. برخی خوانشها مارکس را از دریچهی تجربهی حکومتهای کمونیستی بررسی کردند و برخی دیگر او را در چارچوب سنتهای فلسفی و اقتصادی تحلیل کردند. کتاب مارکس: از اسطوره تا واقعیت با تمرکز بر شواهد متنی و تاریخی، مسیر بررسی این برداشتها را دنبال میکند و خواننده را به مطالعهی مستقیمتر آثار مارکس دعوت میکند.

تفسیرهای متفاوت از اندیشههای کارل مارکس
مقالههای حاضر در کتاب مارکس: از اسطوره تا واقعیت اندرو بلاندن و راب لوکاس به موضوعاتی چون مفهوم دیکتاتوری پرولتاریا، رابطهی مارکس با علم، خاستگاه ماتریالیسم دیالکتیکی و برداشتهای اقتصادی از نظریهی سرمایه میپردازند. برای نمونه، هال دریپر معنای تاریخی اصطلاح دیکتاتوری پرولتاریا را بررسی میکند و نشان میدهد که این واژه در قرن نوزدهم در فضای سیاسی متفاوتی به کار میرفت. پیتر استیلمن نیز با بررسی رابطهی اقتصاد و جامعه، خوانشهای سادهانگارانه از جبر اقتصادی را به چالش میکشد.
مارکس: از اسطوره تا واقعیت کتابی برای شناخت مسیرهای مختلف تفسیر اندیشهی مارکس است. این اثر خواننده را با فاصلهی میان آثار اصلی یک متفکر و روایتهایی که در طول زمان پیرامون او شکل گرفتهاند، آشنا میکند. ترجمهی صادق فلاحپور از این مجموعه در نشر چرخ، امکان دسترسی مخاطب فارسیزبان به بخشی از بحثهای معاصر دربارهی مارکس را فراهم کرده است.
خرید کتاب مارکس: از اسطوره تا واقعیت برای علاقهمندان به فلسفهی سیاسی، تاریخ اندیشه و نقدهای اجتماعی انتخابی قابل توجه به شمار میآید. این کتاب مخاطب را با مجموعهای از بحثهای تخصصی دربارهی مفاهیم کلیدی مارکسیسم همراه میکند و تصویری گستردهتر از مناقشههای پیرامون این متفکر ارائه میدهد.
کتاب مارکس: از اسطوره تا واقعیت برای شما مناسب است اگر
- به شناخت دقیقتر اندیشههای کارل مارکس و بررسی دیدگاههای رایج دربارهی او علاقه دارید.
- میخواهید تفاوت میان نوشتههای اصلی مارکس و تفسیرهای سیاسی شکلگرفته پیرامون او را بررسی کنید.
- به کتابهای فلسفه سیاسی، تاریخ اندیشه و نقدهای اجتماعی با رویکرد پژوهشی علاقهمند هستید.
- قصد دارید با خوانشهای انتقادی و پژوهشهای معاصر دربارهی مارکسیسم آشنا شوید.
در بخشی از کتاب مارکس: از اسطوره تا واقعیت میخوانیم
مفهوم سوسیالیسم علمی اثری از خود به جا گذاشته است که فراتر از کسانی میرود که با انگلس، کائوتسکی یا لنین احساس نزدیکی میکنند. آن تفکیک سوژه و ابژه که سوسیالیسم علمی حاکی از آن است هنوز بر شیوهی درک سرمایهداری در بحثهای تازهتر مارکسیستی اثرگذار است. سوسیالیسم علمی را، در شکل امروزین آن، گاهی اوقات «ساختارگرایی» نامیدهاند، هر چند نفوذ دیدگاه «علمی» به کسانی که خود را ساختارگرا میدانند محدود نمیشود، بلکه آن تفکیک «علمی» سوژه و ابژه خود را در مجموعهی کاملی از مقولهها و حوزههای پژوهشی نشان میدهد که حاصل کار افرادی است که تصورش را هم نمیکنند انتقادات به انگلس یا ساختارگرایی امروزین از هر نظر متوجه آنها نیز باشد. بنابراین، مهم است دریابیم مارکسیسم امروزین تا چه اندازه از پیشفرضهای سوسیالیسم علمی تأثیر پذیرفته است.
ویژگی اساسی سوسیالیسم علمی این پیشفرض است که علم را میشود عینیت دانست و ذهنیت را یکسره کنار گذاشت. این عینیت علمی، چنان که تصور میشد، دو محور یا دو ملاک دارد. تصور میشود عینیت به روند تحول اجتماعی اشاره دارد: حرکتی اجتماعی وجود دارد که مستقل از ارادهی افراد است. و بهعلاوه برای اشاره به شناختی که ما (مارکسیستها) از این حرکت تاریخی داریم به کار میرود: مارکسیسم همانا «کشف» درستِ قوانین حرکت عینیِ حاکم بر تحولات اجتماعی است. در هر یک از این دو محور، عینیت در شکلگیری درک ما از ابژه و سوژه مؤثر است.
بله

















