کتاب شام به قلم سزار آیرا، روایتگر داستانی ترسناک است که در آن مردگان از قبر برمیخیزند و خون زندگان را میمکند. این داستان آخرالزمانی با یک صحنهی معمولی مهمانی شام آغاز میشود که در آن گفتگوی مردی شصت ساله با مادر و میزبانشان را شاهد هستیم؛ صحنهای که در نگاه اول بیربط به فاجعه به نظر میرسد. اما نویسنده با زیرکی نشان میدهد این گفتگوی بیروح، آینهای از زندگی ساکنان شهر است؛ ساکنانی که گویی تفاوتی با مردگان متحرک ندارند.
دربارهی کتاب شام
این رمان ترسناک با یک مهمانی شام معمولی شروع میشود: مردی شصت ساله، مجرد و ورشکسته به همراه مادرش، مهمان دوست ثروتمندشان هستند. گفتگوها حول موضوعاتی بیاهمیت مثل عتیقهها و همسایهها میچرخد. اما وقتی مرد به خانه برمیگردد و تلویزیون را روشن میکند، با خبری هولناک مواجه میشود: مردگان از قبرها برخاستهاند و در حال شکار و مکیدن آندورفین موجود در خون زندگان هستند.
سزار آیرا با این چرخشِ ناگهانی، دنیای معمولی شخصیتها را به آشوب میکشد. جامعه ناگهان با ترسی همگانی مواجه میشود که در آن پدید آمدن زامبیها و هجومشان به شهرْ یک داستان هولناک و عجیب را رقم میزند که با هنر نویسنده بسیاری از صحنههای گروتسک در آن اتفاق میافتد. این اتفاق، آرامش ظاهری شهر را از بین میبرد و آن را به صحنهی درگیری و وحشت تبدیل میکند.
رمان کوتاه شام؛ القای یک ترس متفاوت
داستان در شهر کوچک پرینگلس میگذرد که زادگاه سزار آیرا است و کودکی نویسنده در آن سپری شده است. روایت کتاب شام به سه بخش اصلی تقسیم میشود؛ صحنهی شام، برخاستن مردگان و در نهایت پیامدهای این اتفاق برای شهر. نویسنده وقایع را به شکلی ناگهانی وارد داستان میکند و از درونِ دیالوگهای معمولی یک ضیافت، ناگهان به صحنهی هجوم مردگان به شهر برش میزند. این تغییر لحن، ضرباهنگ خاصی به داستان میبخشد.

جنسِ وحشتِ بهکاررفته در کتاب شام نشر چشمه، با داستانهای رایج زامبیمحور تفاوت دارد. زامبیهای این نوولا قرار نیست صرفاً هیولاهای ژانری باشند که برای ترساندن خواننده خلق شدهاند؛ بلکه در یک خوانش نمادین، عامل بیرونی برای نشان دادن وضعیت پوچ و بیهدف ساکنان شهرند. به تعبیر دیگر، حملهی مردگان را میتوان تصویر بیرونی خمودگی و بیروحی آدمهایی دانست که از پیش شبیه به مردگانی متحرک زندگی میکردند.
برای خواندن یک رمان ترسناک خارجی به قلم نویسندهای آوانگارد، خرید کتاب شام در دسترس شما قرار دارد. ونداد جلیلی این رمان کوتاه را ترجمه کرده و نشر چشمه آن را راهی بازار کتاب کرده است.
نکوداشتهای کتاب شام
- آیرا در این نوولا گرههایی در مغزتان ایجاد میکند. (بن رتلیف، نقد کتاب نیویورک تایمز)
- آثار آیرا مانند ویترینهای باریکی از شگفتی هستند، پر از ترکیبهای نامحتمل. غیرقابل پیشبینی بودن او استادانه است. (ریوکا گالچن، مجلهی هارپر)
- آثار سزار آیرا سرشار از نبوغ انکارناپذیر و غرابت فزاینده هستند. (پابلیشرز ویکلی)
کتاب شام برای شما مناسب است اگر
- به نوولاهایی با چاشنی سوررئالیسم علاقه دارید.
- از روایتهای آخرالزمانی که در آنها مرز میان زندگی روزمره و اتفاقات عجیب و کابوسوار ناگهان برداشته میشود، لذت میبرید.
- به آثاری علاقه دارید که از عناصر ژانر وحشت به شکل نمادین برای بررسی وضعیت روانی انسانها استفاده میکنند.
در بخشی از کتاب شام میخوانیم
امروزه در همهی شهرها، حتی آنهایی که کوچکتر از شهر ماست، تلویزیونِ ِکابلی هست. لابد کسبوکار پُردرآمدی است که سرمایهگذاری اندک میبرد و مزایای جنبی فراوان میآورد. اما پُر کردن ساعتهای پخش تلویزیون از برنامههای کموبیش پذیرفتنی کار دشواری است. شبکهی تلویزیون پرینگلس از این لحاظ به بنبستی قطعی خورده بود. بهراستی مفتضح بود با آن که هر روز بیشتر از چند ساعت برنامه پخش نمیکرد: برنامهی اخبار ظهرگاهی، برنامهی اخبار شبانه و پس از آن برنامهای دربارهی کشاورزی که یک نفر مهندس کشاورزی میزبانش باشد، گزارشهایی دیگر و بسته به آن که کدام روز هفته باشد فیلم سینمایی، ویدیوکلیپ، نمایش کنسرت موسیقی در تئاترو اسپانیول یا جلسهی شورای شهر. برنامههای اخبار پُر از خبرهایی دربارهی مدارس و سخت ملالآور بود. وضع همهچیزشان ناجور بود، نورپردازی، فیلمبرداری و تدوینشان بسیار بد بود و از اینها گذشته، برنامهها تکراری و چندوچونشان از پیش آشکار بود. حتی آنطور نبود که از فرط چرند بودن مایهی سرگرمی شود و هر چند درست است که انتقاد و عیبجویی آسانتر از به انجام رساندن کار است، ما اهالی پرینگلس حق داشتیم که غُر بزنیم. خبری از قوهی خلاقه، تخیل و ظرافت یا دستکم ذرهای جسارت در برنامهها نبود.
با اینهمه برنامهی تازهی شبهای یکشنبه نشانی از بهبود این حالوروز میداد. ماریا روسا، گویندهی جوان اخبار، مجری این برنامه بود و چنان طرح ریخته بودند که او همراه یک نفر فیلمبردار بر اسکوتری سوار شود و به کافهها و رستورانها و ضیافتها سر بزند. شنبههای قبل تکههایی از این برنامه دیده بودم. میشد ضعف برنامه را به سبب ناهماهنگی شمرد که البته در برنامهای تازه جای تعجب ندارد، اما حالوهوای ناجور و خامدستانهای داشت که پنداشتی با گذشتن زمان بهتر نخواهد شد. انگاشتی برایشان مهم نیست که کارشان خوب یا بد دربیاید و این گرایش بس رایج است و البته کنجکاوی برمیانگیزد.
بله
























