کتاب کافورپوش
۱۰۵۰۰۰ ۵۲,۵۰۰ تومان ۵۰%
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
کتاب کافورپوش

کتاب کافورپوش اثر عالیه عطایی از نشر چشمه (برنده جایزه مهرگان ادب)

کتاب الکترونیک
175 صفحه
EPUB
نشر چشمه

برای خواندن کتاب کافورپوش و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب کافورپوش

عالیه عطایی در کتاب کافورپوش، ما را همراه مانی و جست‌وجوی خستگی‌ناپذیرش برای یافتن خواهر دوقلویش می‌کند. در این کتاب برنده‌ی جایزه‌ی مهرگان ادب، مانی برای یافتن خواهر، به خیابان‌ها، کوچه پس‌کوچه‌های آشنا و غریبه و خاطرات گذشته‌های دور و نزدیک سرک می‌کشد، ولی هرچه این جست‌وجو ادامه می‌یابد، مسئله از یافتن فرد گمشده فراتر می‌رود و سازوکار ذهنی او است که بدل به جولانگاه اصلی روایت می‌شود.

درباره‌ی کتاب کافورپوش

مانی، شخصیت اصلی کتاب کافورپوش نوشته‌ی عالیه عطایی، فردی ناآرام و شدیدا درگیر گذشته است و رابطه‌ی او با خواهرش، مرکز اصلی قصه است. خواهری که بخشی از هویت مانی و بازتابی عینی از کودکی و سال‌های از دست رفته‌اش است. در کنار این، شخصیت‌هایی مثل نگین، همسر مانی و یعقوب، برادر ناتنی او، دیگر روابط خانوادگی را شکل می‌دهند که داستان از طریق هرکدام از این شخصیت‌ها، بخشی از گذشته، رفتار و آشفتگی ذهنی راوی را آشکار می‌کند.

آبجی در ذهن مانی صرفا یک خواهر نیست، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از هویتش است، به همین دلیل، گم شدنش صرفا حسی از فقدان در او برنمی‌انگیزد، بلکه احساسی گزنده از سرگشتگی را در وجودش بیدار می‌کند. وابستگی مانی به آبجی چنان پررنگ است که بسیاری از روابط دیگر زندگی‌اش نیز در نسبت با او معنا پیدا می‌کنند. مانی جهان اطرافش را از دریچه‌ی رابطه‌اش با خواهرش می‌سنجد و رابطه‌اش با همسر و دوستانش نیز تماما تحت تاثیر آن قرار دارند.

روایتی از برون‌ریزی‌های ذهنی ناآرام

رابطه‌ی شخصیت اصلی رمان کافورپوش با همسرش، نگین، سرشار از خشم، عشق، اجتناب و ناتوانی در ایجاد رابطه‌ای متعادل است. مانی بارها رفتار و خواسته‌های نگین را از دیدگاه شخصی و قضاوتگر خود تفسیر می‌کند و همین مسئله نشان می‌دهد که تا چه اندازه درک او از روابط انسانی تحت تاثیر تجربه‌های گذشته و آشفتگی‌های درونی‌اش قرار دارد. آشفتگی‌هایی که او را مدام میان گذشته و حال و اوهام بی‌انتهایش می‌چرخاند.

معرفی و دانلود کتاب کافورپوش

یعقوب، برادر ناتنی مانی، سویه‌ی دیگری از این بحران روابط را پیش می‌برد؛ مانی نسبت به او موضع روشن و مشخصی ندارد و پیوسته جایگاهش را در خانواده زیر سوال می‌برد. خشم و بدبینی او نسبت به یعقوب، نشان از رنجش‌های قدیمی و دلبستگی‌های حل نشده‌ای دارد که همگی ریشه در گذشته دارند. بدین شکل، روابط خانوادگی در این رمان روان‌شناختی، صرفا بخشی از پس‌زمینه‌ی داستان نیستند و یکی از ابزارهای اصلی عالیه عطایی در ساخت و پرداخت شخصیت و پیشبرد روایت به حساب می‌آیند.

داستان شخصیت‌محور در مرز خاطره، وهم و واقعیت

ساختار کتاب کافورپوش عالیه عطایی نیز با وضعیت ذهنی راوی هماهنگ است؛ روایت کتاب آشفتگی هدفمندی دارد که در ترتیب وقوع رویدادها و وقایع نیز خود را نشان می‌دهد. مانی پیوسته از لحظه‌ی حال، به خاطره‌ای در گذشته‌ی دور می‌رود و از یک موضوع‌، به موضوعی دیگر می‌پرد. گاهی چیزی را قطعیت تام بیان می‌کند و لحظه‌ای دگر، در صحت آن شک می‌کند. بنابراین خواننده می‌بایست روایت راوی را مدام بازبینی کند و میان آنچه رخ داده و آنچه مانی باور دارد فاصله بگذارد.

خرید کتاب کافورپوش شما را با روایتی غیرخطی، ذهنی و درگیرکننده روبه‌رو می‌کند که مرز میان واقعیت، خاطره و خیال ‌در آن رقیق می‌شود. عالیه عطایی از خلال ذهن آشفته‌ی مانی و روابط پیچیده‌ی او با خانواده، داستانی درباره‌ی فقدان، هویت، وابستگی و گذشته‌ای خلق می‌کند که همچنان بر زندگی اکنون شخصیت‌ها سایه انداخته است. این اثر توسط نشر چشمه منتشر شده است.

کتاب کافورپوش برای شما مناسب است اگر

  • به رمان روان‌شناختی و داستان شخصیت‌محور علاقه دارید.
  • از روایت غیرخطی و رفت‌وآمد میان گذشته و حال لذت می‌برید.
  • به ادبیات معاصر ایران علاقه دارید و می‌خواهید رمانی درگیرکننده و پیچیده را مطالعه کنید.
  • به کتاب‌های عالیه عطایی علاقه دارید و از مطالعه‌ی آثاری لذت می‌برید که خواننده را در کشف معنا و چیستی روایت شریک می‌کنند.

در بخشی از کتاب کافورپوش می‌خوانیم

از وقتی آبجی برگشته است، مدام می‌گوید «داداش، ملوس بیخود نمی‌گه شما تو طویله به دنیا اومده‌ین!»

روزی صدبار این جمله را تکرار می‌کند و آقا‌جان چشمک کج‌وکوله‌ای می‌زند که یعنی بی‌خیالِ حرفش شوید! بی‌خیال حرف من یا آبجی؟ حتماً منظورِ آقا‌جانْ ملوس است! این رفتار ملوس را می‌گذارم پای عصبانیتش که‌ باید به دنیا آمدن ما ربطی به گاو و گوسفند داشته باشد. اگر حافظه‌ی عجیب آبجی در به خاطر آوردن لحظه‌ی تولدمان نبود، حتماً حرفش را باور می‌کردیم. خوب شد که‌ این نعمتِ حافظه را دارد. حالا هم پشت‌سر آبجی توی بازار مال‌خرها راه‌ افتاده‌ام که ساعت بزرگ مچی‌ام را بفروشم. سعی می‌کنم به حافظه‌ی تاریخی‌اش اعتماد کنم. می‌گوید «همین دوروبرها بود!»

قبل‌ترها کسی را این‌جا دیده که ساعت را به قیمت خوبی می‌خریده است. ولی «همین دوروبرها» یعنی دقیقاً نمی‌داند کجا! می‌پرسم «چرا رفتی بفروشیش؟»

از حرف‌هایش این را می‌فهمم که ساعت دلش را زده و رفته که بفروشدش. حتی هما را هم شریک‌جرمش کرده است. روزی که سراغ هما رفته و ساعت را به او نشان داده، گفته است که قصد فروشش را دارد. بعدتر پای خواب را هم وسط می‌کشد، خوابی که در آن یعقوب خواسته ساعت را صاحب شود و من مخالفت کرده‌ام و دل آبجی از این بابت شکسته است.

برای آبجی خواب دیدن می‌تواند دلیلی منطقی برای عمل کردن باشد. به خواب‌هایش اعتقاد دارد و به نظرش کسی هم نمی‌تواند به درستیِ آن‌ها شک کند. آبجی ساده‌ترین است!

فهرست مطالب کتاب

تابستان و بهاری که رفته بود…
زمستانِ زودرس و پاییزی که در راه ماند…
سال کبیسه…

مشخصات کتاب الکترونیک

عنوان کتابکتاب کافورپوش
نویسندهعالیه عطایی
ناشر چاپینشر چشمه
سال انتشار۱۴۰۴
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات175
زبانفارسی
شابک978-622-01-0804-7
قیمت کتاب الکترونیک
۱۰۵۰۰۰ ۵۲,۵۰۰ تومان ۵۰%

€2.49 €1

خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان
دسته‌ها

کتاب کافورپوش بر اساس قرارداد رسمی با نشر چشمه در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب کافورپوش

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟