معرفی و دانلود کتاب کاکا کرمکی، پسری که پدرش درآمد
برای دانلود قانونی کتاب کاکا کرمکی، پسری که پدرش درآمد و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب کاکا کرمکی، پسری که پدرش درآمد
کتاب کاکا کرمکی، پسری که پدرش درآمد، داستان زخم خوردن و رشد پسری است که در سالهای نخستین جنگ زاده شده و مصیبتهای زیادی را از سر گذرانده. سلمان امین، نویسندهی برندهی جایزهی هوشنگ گلشیری، با لحنی بیپرده و صمیمی، شما را با یک داستان ایرانی اجتماعی تأملبرانگیز همراه میکند. ماجرا دربارهی کاکا، پسری بامزه است که در اوایل جنگ زاده شده و با مصیبتهای زیادی در بزرگسالی روبهرو میشود.
دربارهی کتاب کاکا کرمکی، پسری که پدرش درآمد
کتاب کاکا کرمکی، پسری که پدرش درآمد، داستان اجتماعی با مضمونِ معضلات ناشی از فقر، تلاش برای تغییر سرنوشت و جستجوی هویت در سایهی سنگین جنگ و آوارگی است. سلمان امین، با نثری صریح، بیپرده و آمیخته به طنزی تلخ، روایتی زنده و انسانی از رنج جنگزدهها را به تصویر کشیده است.
داستان کاکا کرمکی، پسری که پدرش درآمد، دربارهی پسری تُخس و بامزه به نام کاکا است. این پسر در خانوادهای جنگزده در خرمشهر زاده شده است. کاکا در کنار رفتارهای بامزه، ویژگیهای جسمیِ متفاوتی هم دارد. کاکای این داستان اجتماعی، انحراف چشمی دارد و ششانگشتی است. این ویژگیها، تنها بخشی از دنیای پیچیدهی کاکا هستند؛ دنیایی که در آن تفاوتهای جسمی در کنار سختیهای جنگ و فقر، هویت او را شکل دادهاند تا کاکا به نمادی از مقاومت و جستجوی معنا در میان ویرانهها تبدیل شود.

سلمان امین؛ راوی بیپردهی فقر، جنگ و آوارگی
کاکا در کنار فقر، بار مشکلات دیگر اعضای خانواده را نیز به دوش میکشد. مادر کاکا به سرطان سینه مبتلا است و خواهر دیگرش در اثر سرطان جان خود را از دست داده. دیگر خواهرهای کاکا نیز در کنار او نیستند تا این پسرْ همواره بهتنهایی با مشکلات دست به گریبان شود. این وضعیت در کتاب کاکا کرمکی، پسری که پدرش درآمد، کاکا را مجبور میکند تا تنها تکیهگاه خود و خانوادهی ویرانشدهاش باشد. تحمل بار سنگین فقر، بیماری و فقدان عزیزان، کاکا را به نوجوانی تبدیل میکند که باید در میان غمها، هویت گمشدهی خود را دوباره بیابد.
در حین مطالعهی کتاب کاکا کرمکی، پسری که پدرش درآمد، با ماجراهای قهرمان قصه از کودکی تا بزرگسالی همراه میشوید. سراسر ماجرا از زبان کاکا روایت شده است. راوی با لحنی بامزه و شوخطبعانه به مشکلات نگاه میکند تا طنزی تلخ در سرتاسر این رمان اجتماعی ایرانی جریان داشته باشد.
کاکا کرمکی، پسری که پدرش درآمد؛ امید در دل ویرانهها
داستان کتاب کاکا کرمکی، پسری که پدرش درآمد با ملاقات کاکا و پدر و مادرش در ترمینال اتوبوسرانی بینشهری آغاز میشود. کاکا، با شوخطبعی تمام، ملاقات با پدر و مادرش را که مدت مدیدی آنها را ندیده بود، روایت کرده است. در ادامه، توضیحاتی دربارهی خانوادهی کاکا را میخوانید. با مطالعهی این توضیحاتْ متوجه میشوید که کاکا، پنج خواهر بزرگتر از خودش دارد. قهرمان داستان، فرزند نارَس خانواده است و در شش ماهگی با سزارین زاده شده. تولد فرزندی پسر، پس از پنج دختر، اتفاق مهمی در خانوادهی کاکا بود؛ بااینحال این اتفاق، باعث بلندی اقبال کاکا نمیشود.
در ادامهی این رمان اجتماعی، ماجراهای بیشتری از بداقبالیهای این پسر بختبرگشته را میخوانید. سلمان امین با هنرمندی تمام، نشان داده که چگونه میتوان در میان ویرانهها و غمها، لبخند زد و امید را نگه داشت. خرید کتاب کاکا کرمکی، پسری که پدرش درآمد و مطالعهی آن، شما را به دنیایی میبرد که در پشت هر خندهی آن، اشکی پنهان است و هر شکستی، پلهای است برای بلندشدن و ادامهی زندگی.
اگر میخواهید با داستانی همراه شوید که آینهای از واقعیتهای تلخ جنگزدهها پیش روی شما قرار دهد، دانلود کتاب کاکا کرمکی، پسری که پدرش درآمد از نشر چشمه را به برنامهی مطالعاتی خود اضافه کنید.
کتاب کاکا کرمکی، پسری که پدرش درآمد برای شما مناسب است اگر
- در فکر خواندن یک داستان اجتماعی ایرانی با مضامین جنگ، فقر، بیماری و تلاش برای بقا در شرایط بسیار دشوار هستید.
- به دنبال کتابی هستید که هم شما را بخنداند و هم در عمق وجودتان تکان دهد و به فکر فرو ببرد.
- قصد خواندن روایتی انسانی و بیپرده از زندگی مردم باصفای خرمشهر و تأثیرات جنگ بر خانوادههای این منطقه را دارید.
در بخشی از کتاب کاکا کرمکی، پسری که پدرش درآمد میخوانیم
دو سهباری پیش آمده بود که شب را بیرون بمانم یا اینکه دمدمههای صبح برگشته باشم خانه، اما این سری یکخرده فرق داشت. آدم وقتی میداند جایی برای رفتن دارد، حتی اگر ویلانوسیلانِ خیابانها باشد، آواره نیست جفتِ کسانی که با کمربندِ نجات بندبازی میکنند. شاید سقوط نکنند، اما این فکر که سقوطشان مرگبار نیست، انگار کُلفتیِ طناب را ده برابر میکند. آنها بندباز نیستند. نمایش بندبازی میدهند. همهچیز به آن کمربند مربوط میشود. وقتی نباشد، طناب مثل مو باریک میشود این معجزهی اعتماد است.
توی پارک فلکهی دوم نشسته بودم، فلکهی دوم نازیآباد. شبی بهاری بود، خرداد 76. خیابانها عرصاتی بود بیاوببین! ملت مثل مور و ملخ از سر و کول هم بالا میرفتند قالوقیل و دامبولودیشا. فکر کردم عروسیای، کاروانکشیای چیزی است یا اینکه آزادی خرمشهر و پسرش را با هم جشن گرفتهاند! باز جای شکرش باقی بود که خشکوخالی خوشحالی نمیکردند، شیرینی و شربت هم زده بودند تنگش. خواستم بروم جلو که جگرم را جلا بدهم که خوشبختانه لازم نشد. یکیشان داوطلبانه آمد سمت من.
«سلام... سلام... بفرمایید.»
جوابش را ندادم. به جاش شیرینی برداشتم و شربت.
«بیشتر بردار.»
«بسه... خبریه؟»
«آره دیگه، نمیدونی مگه... سید رأی آورده. رئیسجمهور شد.»
«کی بهش رأی داده؟»
«مردم دیگه، ماها.»
«خب چرا خوشحالید؟ یعنی که خودتون رأی میدید، خودتون خوشحالی میکنید؟ الآن اون که رأی آورده مگه نباید خوشحال باشه؟»
کمی مکث کرد. به نظر نمیرسید که دستش انداخته باشم. حداقل به نفعش بود اینطوری فکر کند.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب کاکا کرمکی، پسری که پدرش درآمد |
| نویسنده | سلمان امین |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| سال انتشار | ۱۴۰۲ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 301 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-01-0059-1 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی ایرانی، کتابهای داستان و رمان روانشناسی ایرانی |






















