

برای خواندن کتاب سکوتها و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب سکوتها
کتاب سکوتها نوشتهی محبوبه موسوی داستانی وهمآلود دربارهی آدمهایی است که با گمگشتگی و فقدان دست به گریبان هستند و در میان جنگ، خاطره، واقعیت، روابط خانوادگی و سکوتهای ناگفته، گذشتهی خویش را جستوجو میکنند. این رمان کوتاه ایرانی با روایتهایی شخصیتمحور و پراکنده، در فضاهایی تاریک و هولناک، زندگی آدمهایی را به تصویر میکشد که چیزی برای گفتن دارند، اما توان گفتنش را ندارند.
دربارهی کتاب سکوتها
عباس خضیرابی در میان کوچهها، خانهها و خاطرات، به دنبال چیزی بیش از یک آدم گمشده میگردد. او با سفری از تهران به اصفهان خود را به خانهی پدربزرگ میرساند؛ خانهای که برایش هم آشناست و هم غریب و هر گوشهاش چیزی از گذشتهی پیچیدهی خانواده را پیش چشمش میآورد. رمان سکوتها از محبوبه موسوی روایت جستوجوی عباس برای یافتن حقیقتی گمشده در میان گذشته و خاطرات است.
اسفندیار در کودکی پس از درگیری با پدر خشنش، از خانه فرار کرده و سپس در خانهی مردی بزرگ شده که او را بهجای پسر ازدسترفتهاش پذیرفته و نام عباس را بر او گذاشته است. اسفندیار سالها با نام عباس زندگی و با پری دختردایی ناتنیاش ازدواج کرده؛ بیآنکه چیز زیادی دربارهی این خانه و ساکنانش بداند. سالها بعد که عباس از پری جدا شده و قصد دارد با زنی به نام محبوبه از کشور خارج شود، زندگیاش همچنان تحت تأثیر این گذشتهی پنهان قرار دارد و اتفاقات تلخ گذشته در کنار حرفهای گفته نشده، او را با پرسشهایی دربارهی هویت واقعی و گذشتهاش روبهرو میکند.
داستان عباس تنها روایت رمان سکوتها نیست. محبوبه موسوی در سوی دیگر، از زبان و نگاه سیروس داستان را ادامه میدهد. سیروس زندگی خود را در آبادان و در سالهای جنگ روایت میکند. او ماجرای دوستی خالهاش، زری را با محبوبه در شرایط جنگی آبادان میگوید و محبوبه همان شخصیتی است که دو مسیر داستان را به یکدیگر پیوند میدهد؛ زنی که هم با زری و گذشتهی سیروس ارتباط دارد و هم با عباس.

سکوتها؛ رمانی شخصیتمحور و چندلایه
رمان سکوتها محبوبه موسوی بیش از آنکه فقط بر یک خط داستانی واحد تکیه کند، شخصیتهای مختلفی را پیش روی خواننده قرار میدهد و هر بخش، قسمتی از جهان یکی از آنها را آشکار میکند. عباس، سیروس و دیگر شخصیتها به شیوههای مختلف با یکدیگر پیوند میخورند. سرنوشت هرکدام، بخشی از تصویر بزرگتر رمان را میسازد و گذشتهی پنهان و گمشدهی داستان را آشکار میکند.
این کتاب از محبوبه موسوی یک رمان روانشناختی از ادبیات داستانی معاصر ایران است که بر بحران هویت، احساس گمگشتگی و روابط انسانی تمرکز میکند و از خلال روایت زندگی عباس و سیروس، به مسئلهی تأثیر فقدان بر روابط انسانی میپردازد. این رمان با کنار هم قرار دادن روایتهایی قطعهقطعه، شخصیتمحور و چندلایه، پازلی از زندگی و گذشتهی شخصیتها میسازد که اندک اندک لذت کشف حقیقت را به مخاطب میدهد.
اگر به رمانهای ایرانی شخصیتمحور، روایتهای چندلایه و داستانهایی تاریک و وهمآلود دربارهی جستوجوی هویت و کشف حقایق پنهان علاقه دارید، خرید کتاب سکوتها چاپ نشر مرکز انتخاب مناسبی برای شما خواهد بود.
کتاب سکوتها برای شما مناسب است اگر
- به رمانهای روانشناختی و شخصیتمحور با تمرکز بر دنیای درونی آدمها علاقه دارید.
- داستانهایی را دوست دارید که با روایتهای پیچیده، قطعهقطعه و چندلایه بهتدریج ارتباط میان شخصیتها را آشکار میکنند.
- علاقهمندید یک رمان ایرانی معاصر دربارهی گمگشتگی، هویت، فقدان، سکوت و روابط پیچیده خانوادگی مطالعه کنید.
در بخشی از کتاب سکوتها میخوانیم
نخ که از دستم در رفت، دونههای قرمز و سیاه ریخت رو موکت کرمقهوهای راه راه. محبوبه گفت: «اِ... همهش تباه شد.» خالهزری وشگون ریزی از پشت دستم گرفت: «نمیشه تو بشینی سر جات یه دقّه؟» بعد، دوتایی، رو زمین، دنبال مهرههای قرمز و سیاه میگشتن. منم کمک کردم. دونههای سیاهی که رو راه قهوهای موکت افتاده بودن دیده نمیشدن. محبوبه همه رو جمع کرد، ریخت تو کاسه و گفت: «اونجا هنوز هس. برو اونا رو هم بیار.» و نشست با زری حرفزدن. موهای محبوبه مشکی بود و بلند. پرسیدم: «شما لیلا رو دیدین؟» خالهزری دوباره وشگون گرفت: لیلا کیه؟ [بعد رو کرد به محبوبه:] از خودش درمیاره. خیالاتیه... براش دعا گرفتیم، گفتیم شاید خوب بشه.
دست برد پشت سرم و دعا رو، که رو لباسم سنجاق شده بود، پیدا کرد. بیهوا دستشو کشید و نخ از دستم در رفت و دونهها پاش خورد. حالا خالهزری گفت: «اِ... باز که همه رو تباه کردی.» دونههای قرمز و سیاه سوراخ ریز داشتن. به من گفت: «میتونی از تو این سوراخ نخ بکشی؟... آفرین!»
نخ و سوزنو گرفتم. سوزن راحت میرفت تو سوراخ: یکی قرمز، یکی سیاه.
ممد گفت: «من قرمزارو میذارم، تو سیاهارو.»
من سیاها رو دوس نداشتم، قرمزارو میخواسّم. بعد، دوتایی چشمامونو بستیم. هرکی هرچی ورمیداشت، مال خودش بود. ممد گفت: «اول تو ببند.» بستم. هرچی ورداشته بودم سیاه بود. فقط یه قرمز تو دسّم بود. گفتم: «قبول نیس.» گفت: «اگه جر بزنی، ازمون میگیرنآ... حالا دوباره همه رو قاطی کن.» منم همه رو تو کاسه قاطی کردم. چشاشو بست و ورداشت. اما هرچی ورداشته بود قرمز بود... سیاها موندن برا من... گفتم: «قبول نیس.»... بعد، همهشونو پاش داد رو فرش... قرمزا و سیاها با هم...
خالهزری گفت: «نگفتم؟ یه نخکشیدنام بلد نیس. نمیدونم چهجوری میخواد بره مدرسِه.»
گفتم: «خودم جم میکنم.»
مشخصات کتاب الکترونیک
| عنوان کتاب | کتاب سکوتها |
| نویسنده | محبوبه موسوی |
| ناشر چاپی | نشر مرکز |
| سال انتشار | ۱۳۹۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 136 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-964-213-283-6 |
| قیمت کتاب الکترونیک | ۱۳۶۰۰۰ ۶۸,۰۰۰ تومان ۵۰% €2.99 €2 خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان |
| دستهها |
بله


















