کتاب گوی برفی - جلد دوم اثر پارک سویونگ رمانی فانتزی و پادآرمانشهری است که ادامهی ماجرای زندگی جئون چوبام که در جلد نخست مجموعهی گوی برفی با او آشنا شدیم روایت میشود. در این رمان فانتزی نوجوان، به شهری وارد خواهیم شد که همهچیز در آن دروغ است. همهی شهروندان بازیگران رسانهای هستند و محبوبترین شخصیت دختری بهنام ههری است؛ دختری که حالا جئون چوبام باید نقش او را بازی و حقیقت را افشا کند. این رمان در لیست آثار منتخب ویراستاران آمازون قرار دارد.
دربارهی کتاب گوی برفی - جلد دوم
اینجا هیچچیز حقیقت ندارد. مرگ و زندگی چندان با همدیگر متفاوت نیست. کسی که این دنیای برفی را اداره میکند، اجازه نمیدهد کارگرانی که فقط تماشاگر جهان فانتزی درون گوی هستند، از واقعیت باخبر شوند. اگر حتی یک نفر خارج از این گوی برفی متوجه شود که ههری وجود ندارد و فقط یک تصویر است، همه میفهمند درون آن دنیای برفی چه جنایتی در حال انجام است. کتاب گوی برفی 2 (Snowglobe 2) اثر پارک سویونگ (Soyoung Park) از رمانهای پادآرمانشهری است که ما را به دنیایی مملو از رذالت میبرد.
در این دنیا، همهی شهروندان بازیگرند. رفاه هر شهروند وابسته به میزان محبوبیتش در رسانه است و هرقدر تعداد بینندگان برنامهی تلویزیونی او پایین بیاید، رفاه زندگیاش کمتر میشود. خانوادهی ییبون مالک این شهر هستند و گوی برفی را در رسانهها همچون بهشتی بینقص معرفی کردهاند.

جلد دوم مجموعه گوی برفی؛ زندگی در پادآرمانشهر
شخصیت اول رمان گوی برفی جلد 2 دختری به نام جئون چوبام است. او اهل دنیای بیرون از گوی برفی است؛ جایی که هزاران کارگر در نیروگاهها و کارخانهها کار میکنند تا برق و نیازهای مردم داخل شهر را تأمین کنند. در عوض، از داخل شهر یک برنامهی تلویزیونی پخش میشود که دختری به نام ههری نقش اصلی آن است؛ دختری که مرده و کارگردان برنامهی تلویزیونی، جئون چوبام را بهخاطر شباهت بسیار زیادش به او، برای بازی در این برنامه دعوت کرده است.
جو یئوسو، همان دختری که اغلب اوقات نقش ههری را بازی میکرد، خودکشی کرده است. این واقعیتی است که هیچ بینندهای نباید از آن باخبر شود. البته این دختر تنها کسی نیست که بهعنوان ههری در برابر دوربین میایستاد. در جلد دوم کتاب گوی برفی اثر پارک سویونگ، به جهانی دعوت شدهایم که دختران شبیهسازیشده در آن زندگی میکنند.
رمان کرهای گوی برفی؛ ادامهی ماجراجویی پارک سویون
ظاهر، آرایش، لباسها و حرکات این دخترها یکسان است. همهی آنها در جلد 2 کتاب گوی برفی ههری هستند. کارگردان برنامهای که تمام این دنیا بهخاطر آن برپا شده است، با این دختران مانند قطعات یدکی رفتار میکند. حتی پس از مرگ نیز از جسد آنها نگهداری میشود تا اگر بازیگر نقش اول پیر شد یا ظاهرش دچار مشکل شد، از پوست یا دیگر اعضای بدن دختر مرده برای پیوند استفاده کنند. قرار بود این واقعیت، رازی بزرگ باقی بماند، اما حقیقت فاش شده و حالا همهی دختران شبیهسازیشده در یک اتاق زندگی میکنند.
دمای هوای گوی برفی با سیستمهای هوشمند کنترل میشود؛ واقعیتی که ساکنان شهر از آن بیخبرند. اگر این سیستمها از کار بیفتند، دمای هوای شهر به شکلی مرگبار افزایش مییابد؛ اتفاقی که همین حالا رخ داده است. برق قطع شده و دمای شهر مدام بالاتر میرود. این اتفاق، آغاز فاش شدن رازهای سربهمهر کتاب گوی برفی است.
با خرید کتاب گوی برفی جلد دوم اثر پارک سویونگ، به شهری دروغین دعوت میشوید؛ جایی که در رسانهها یک آرمانشهر به تمام معناست اما حقیقت هنگامی فاش میشود که وارد آن شهر رویایی شویم و با رویاهای فروپاشیدهی خود مواجه شویم. ترجمهی این اثر برعهدهی بهاره صادقی بوده است.
کتاب گوی برفی - جلد دوم برای شما مناسب است اگر
- اگر به رمانهای علمی تخیلی نوجوانانه علاقه دارید و دوست دارید اثری فانتزی با فضایی رازآلود و معمایی بخوانید، این کتاب میتواند انتخاب مناسبی برای شما باشد.
- میخواهید با یک رمان کرهای نوجوان در ژانر ادبیات دیستوپیا آشنا شوید که فضایی رازآلود دارد و به موضوعاتی همچون تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین میپردازد.
در بخشی از کتاب گوی برفی - جلد دوم میخوانیم
چند دقیقه بعد، همه مان سوار ونِ هیانگ هستیم و به سمت آن مقصد مرموز می رویم. ماشین شلوغ است و اُنگی هیچ جوره ساکت نمی شود؛ مدام با سرین حرف می زند، انگار وظیفه دارد او را سرگرم و راضی نگه دارد و این رفتار، بیشتر از آنچه دوست دارم اعتراف کنم، اذیتم می کند.
اینکه او از بین تمام آدم های ممکن، سرین را به من ترجیح داده، واقعاً آزاردهنده است. اما جلوی میل دیوانه وارم برای گرفتن یقه اش و دعوا کردن با او را می گیرم، چون... من به سرین حسودی نمی کنم یا حتی ذره ای هم از جانب او احساس خطر نمی کنم. من خیلی خونسردتر از این حرف ها هستم، مگر نه؟ به علاوه، نباید بگذارم سومیونگ یا شینه یا خدایی نکرده خودِ اُنگی بفهمند که چیزی اذیتم کرده، حتی اگر کرده باشد.
ولی خب واقعاً این پسر فکر می کند کیست؟ میانجی صلح؟ قدیسِ نگهبانِ دخترهای منزوی و جامعه ستیز؟ چرا اینقدر سخت تلاش می کند تا سرین را به جمع ما بکشاند؟
حالا دارد می گوید: «وای... نگاه کن، سرین! فاجعه سنج ده درجه رفته بالا!»
دارم با خودم می جنگم که این حرفش را با لحن مسخره تقلید نکنم، اما دیدن همان فاجعه سنج که در دوردست با رنگی تهدیدآمیز می درخشد، ناگهان مرا به خودم می آورد. روی صفحه نوشته: نود و سه.
فاجعه سنج چیزی شبیه دماسنج است، اما نه برای سنجش گرما، بلکه برای اندازه گیری و نشان دادن میزان نزدیکی ما به فاجعه ی بعدی در گوی برفی.
بله
























