پایان سفری حماسی، عاشقانه و جادویی در کتاب زندگی، رقم میخورد. دبورا هارکنس، با تکیه بر شخصیتهایی که در جلدهای قبلی سهگانهی کشف جادوگران، بهخوبی پرداخته شدهاند، ماجراجوییهای دیانا و متیو را در جلد سوم، به سرانجامی رضایتبخش میرساند. داستان این کتاب برندهی جایزهی گودریدز، حول محور دیانا بیشاپ، تاریخنگاری میگردد که نیروهای ماورایی دارد و از سفری عجیب در زمان بازگشته تا صفحههای گمشدهی کتاب زندگی را پیدا کند.
دربارهی کتاب زندگی
عشق، وفاداری، تاریخ و جادو، شخصیتهای کتاب زندگی را به نبردی برای تعیین سرنوشت دنیا میفرستد. دبورا هارکنس، با تصویرسازیهایی غنی، در جلد پایانی سهگانهی کشف جادوگران، بهخوبی توانسته لایههای پیچیدهی روابط عاشقانه، کشمکشهای قدرت و جستجوی هویت را در بستری از علم و جادو، به تصویر بکشد.
داستان دربارهی ماجراجوییهای دیانا بیشاپ، زنی مورخ با قدرتهای جادویی است. در این جلد، دیانا و متیو از سفری جادویی در دوران الیزابت بازمیگردند. آنها درصدد انتقام از جادوگران و خونآشامهایی هستند که فریبشان دادهاند. این آغاز فضایی از تعلیق و ابهام را در داستان ایجاد میکند تا از همان ابتدا، حس تنش و کنجکاوی در شما برانگیخته شود. با ادامهی ماجرا، اتفاقهای پیچیدهتری رخ میدهد که شخصیتها را درگیر نبردی برای بقا و کشف حقیقت میکند.
تلفیق علم و جادو برای رسیدن به عشقی ابدی
دو قهرمان داستان، پسر مطرودشدهی متیو، را پیدا میکنند. این پسر، خونآشامی مبتلا به «خشم خون» است. در ماجرایی احساسی، پسر خونآشام توسط شخصیتهای اول داستان کتاب زندگی کشته میشود. در ادامه، دانشمندی به کمک دیانا میآید تا با یاری گرفتن از علم، طلسمی شوم را از بین ببرند. نابودی این طلسم، شرایطی برای ازدواج میان گونههای مختلف موجودات فراطبیعی فراهم میکند.

دبورا هارکنس با طرح موضوع ازدواج میان موجودات فراطبیعی، پیام همزیستی و پذیرش تفاوتها را به این رمان علمی تخیلی اضافه کرده است. با خرید کتاب زندگی، میتوانید پایان یکی از پرفروشترین سهگانههای فانتزی عاشقانهی معاصر را بخوانید و سرنوشت شخصیتهای داستان را در نبردی برای بقا و کشف حقیقت، از نزدیک دنبال نمایید. انتشارات بهنام، این کتاب را با ترجمهای دقیق و شیوا از سوگند رجبی نسب، روانهی بازار کرده است.
جوایز و افتخارات کتاب زندگی
- برندهی بهترین کتاب فانتزی گودریدز در سال 2014
- پرفروشترین کتاب ساندی تایمز
- پرفروشترین کتاب نیویورک تایمز
نکوداشتهای کتاب زندگی
- دبورا هارکنس در این جلد پایانی، با تلفیقی بینظیر از جادو و علم، تاریخ و خیال، شور و قدرت، و راز و حقیقت، پایانی بهیادماندنی و تأثیرگذار را برای سهگانهی تمام ارواح خلق کرده که هیچ خوانندهای نباید از آن غافل شود. (یو.اس.ای تودی)
- هارکنس با خلق جهانی موازی و بدیع، خوانندگان را بهکلی در خود غرق کرده و مسحور روایتش ساخته است. آمیختگی جاهطلبانهی علم و تاریخ در این اثر، نوآورانه و سرشار از عمقی شگفتانگیز است. کتاب زندگی، با تلفیقی از شور، فتنه، خشونت و طنزی خوشایند، تجربهای بهیادماندنی را برای مخاطب رقم میزند. (لسآنجلس تایمز)
- کاوشهای دیانا و متیو برای یافتن ریشههای وجودی خود و رویارویی با خطراتی که پیوند نافرجامشان را تهدید میکند، با نظمی شگفتانگیز، به سرانجام میرسد. همراهی با این شخصیتها در مسیر رسیدن به پایانی که به سزاوارترین شکل، نصیبشان میشود، همچنان لذتبخش و خاطرهانگیز است. (کرکوس ریویوز)
سریال اقتباس شده از کتاب زندگی
-
در سالهای 2018 تا 2022 سریالی سه فصلی در شبکهی تلویزیونی اسکای وان و سپس در Sundance Now و AMC پخش شد. از بازیگران سریال کشف جادوگران میتوان به ترزا پالمر و متیو گود اشاره کرد.
کتاب زندگی برای شما مناسب است اگر
- کتاب کشف جادوگران و سایهی شب را خواندهاید و میخواهید از سرانجام قهرمانهای این مجموعه آگاه شوید.
- از خواندن داستانهای فانتزی عاشقانه لذت میبرید.
- سریال کشف جادوگران را دیدهاید و قصد مطالعهی منبع اصلی این سریال را دارید.
- ادبیات آمریکا و داستانهای خونآشامیاش را میپسندید.
در بخشی از کتاب زندگی: کتاب سوم سه گانه کشف جادوگران میخوانیم
متیو با ملایمت گفت: «دماغ ب اینجاست.» او دستى به قسمتى از شکمم کشید و گفت: «بچهى الف هم که همه جا هست.»
در سکوت ایستادیم تا زنجیرى که من و متیو را بهم متصل مىکرد آن دو رشتهى ظریف را هم در برگیرد. تا ماهها مىدانستم که فرزندان من و متیو در درونم رشد مىکنند، اما احساسش نکرده بودم. اکنون همه چیز متفاوت بود و من چهرههاى آنها را مىدیدم که براى رشد تلاش مىکنند.
متیو با کنجکاوى پرسید: «به چى فکر مىکنى؟»
«فکر نمىکنم. احساس مىکنم.» و توصیف چیزى که احساسش مىکردم غیر ممکن بود.
او آنقدر آرام خندید که انگار نمىخواست بچهها را بیدار کند.
به خود اطمینان دادم: «حال هردوتاشون خوبه. طبیعى و عالى هستن.»
متیو گفت: «کاملاً سالمن. اما بچههاى ما عادى نیستن و منم خدا رو از این بابت شکر مىکنم. امروز برنامهات چیه؟»
«مىخوام تو کتابخونه کار کنم.» سرنخ جادویى که یافته بودم و قرار بود حداقل سرنوشت یکى از صفحات کتاب زندگى را مشخص کند، مستلزم کار سخت و طاقتفرسا بود. من و لوسى مدام کار مىکردیم تا متوجه شویم دستنوشتهى ووینیچ چطور به دست کرشه آتاناسیوس و بعدها به یل رسیده تا به این طریق بتوانیم تصویر درخت را پیدا کنیم که چند لحظهاى روى آن دستنوشته ظاهر شده بود. ما در همان اتاق کوچک مىنشستیم که در آن طلسم را به کار گرفته بودم، چرا که در آن جا مىتوانستم بدون مزاحمت دانشجویان و اساتید در اتاق مجاور کار کنم. سپس به سراغ فهرست و یادداشتهاى کتابخانه در مورد دستنوشته مىرفتیم و تاکنون با کارشناسان مختلفى در امریکا و سایر کشورها نامهنگارى کرده اما به نتیجهاى نرسیده بودیم.
بله





















