معرفی و دانلود کتاب آدمهای موازی
برای دانلود قانونی کتاب آدمهای موازی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب آدمهای موازی
کتاب آدمهای موازی اثر زهره الحمدی یک رمان اجتماعی است که مشکلات زنان در جهان مردسالار را روایت میکند. دو زن به نامهای سارا و معصومه شخصیتهای اصلی این رمان فمینیستی هستند. هر کدام از آنها معضلات مختص به خود را دارند اما یک اتفاق، به نقطه تلاقی ماجرای زندگی آنها تبدیل میشود.
دربارهی کتاب آدمهای موازی
«این رابطه باید تمام شود.» این تصمیمی است که سارا برای رابطهاش با فرید گرفته است. او نمیخواهد با استاد پارسا در تدوین فیلم همکاری کند، نمیخواهد فیلمنامه بنویسد و نمیخواهد به مهمانی شب یلدای مرجان برود. تنها چیزی که میخواهد، یک بلیت بدون بازگشت به شیراز است. کتاب آدمهای موازی اثر زهره الحمدی، روایتگر زندگی دو زن به نامهای سارا و معصومه است؛ یکی دختری دانشجو و دیگری زنی بیوه و آرایشگر که همچنان تحت ستم و سلطهی پدرشوهرش زندگی میکند.
نقطهی تلاقی سارا و معصومه در رمان اجتماعی آدمهای موازی، «زیباسرای مهسا» است؛ آرایشگاهی که معصومه در آن موهای سارا را به بدترین شکل ممکن کوتاه کرده است. سارا میداند اگر با همین موها به شیراز برگردد، مادرش بابت این مدل مو گله و شکایت خواهد کرد. تا عید سه ماه باقی مانده و فردا شب یلداست. سارا هنوز برای تصمیمگیری دربارهی زندگی و رابطهاش مردد است؛ اما اتفاقی مهم، همچون پتکی بر سر او فرود میآید و وادارش میکند تکلیفش را مشخص کند.

آدمهای موازی؛ داستانی اجتماعی دربارهی زنان تحت ستم
معصومه دو دختر دارد: مریم و مهسا. مریم، دختر بزرگ او، سه سال پیش با پسرعموی خود ازدواج کرده است. ناصرخان پدر نیماست؛ مردی پولدار، زورگو و بیمنطق. بدتر از ناصرخان، منصورخان است؛ پدرشوهر معصومه که میخواهد نسلش ادامه پیدا کند. ناصرخان و منصورخان هر دو نوه میخواهند و نمیتوانند بپذیرند که عروسشان، با وجود خانهای بزرگ در بهترین نقطهی شهر و رفاه مالی، برایشان فرزندی به دنیا نمیآورد.
ناصرخان معصومه را تهدید کرده است که اگر نتواند دخترش را به بچهدار شدن وادار کند، هرچه به آنها داده پس میگیرد. زهره الحمدی در کتاب آدمهای موازی، منتشرشده توسط انتشارات نقشونگار، نشان میدهد که مردسالاری، هنگامی که با ثروت آمیخته شود، تا چه اندازه میتواند زنان را تحت فشار و ستم قرار دهد. از سوی دیگر، معصومه باید رویای دختر کوچکترش، مهسا، را که میخواهد به هنرستان موسیقی برود، محقق کند؛ اما اگر ناصرخان و منصورخان از آنها حمایت نکنند، رسیدن مهسا به خواستهاش غیرممکن خواهد بود.
زهره الحمدی در این رمان ایرانی، وضعیت زنان را در دو دنیای متفاوت به تصویر میکشد؛ دنیای سنتی که معصومه به آن تعلق دارد و دنیای مدرنی که سارا با چالشهای آن در مواجهه با زنان روبهروست. با خواندن کتاب آدمهای موازی، جامعهای را که در آن زندگی میکنیم بهتر خواهیم شناخت.
کتاب آدمهای موازی برای شما مناسب است اگر
- به رمانهای عامه پسند ایرانی علاقه دارید.
- از خواندن کتابهای درباره زنان و معضلات زنان در جامعه لذت میبرید و میخواهید با یکی از داستانهای ادبیات معاصر ایران، آشنا شوید.
در بخشی از کتاب آدمهای موازی میخوانیم
صدای زنگ واحدشان که بلند شد، از خواب پرید. گیج و منگ اطراف را نگاه کرد. گردنش بهخاطر بد خوابیدن روی مبل درد میکرد و انگشتهایش بیحس شده بودند. از جا بلند شد و قبل از باز کردن در، موبایلش را از کیف بیرون کشید تا ببیند ساعت چند است. گوشیِ خاموش شده را دوباره انداخت توی کیف و رفت طرف در. صدای فرهاد که از عمهاش میخواست در را باز کند او را کمی مردد کرد.
سرانجام در را باز کرد و بدون پاسخ دادن به سلام برادرزاده، کنار رفت تا وارد شود. وقتی فرهاد داشت کفشش را از پا در میآورد چند ثانیه خوب براندازش کرد؛ تهِ دلش به مریم حق میداد از چهارده سالگی عاشق و کشتهمردهی پسرداییاش باشد و وقتی در شانزده سالگی مجبورش کردند به عقد نیما درآید، یک هفته تمام اشک بریزد. نیما چه داشت جز ثروت پدرش؟ نه عرضه و مردانگی فرهاد را داشت، نه قد و هیکلش را. انگار از شکم مادر لوس و ننر و نازپرورده بار آمده بود و فرهاد کاری و مسؤولیتپذیر.
اگر بیآنکه بشناسدشان، آن دو را کنار هم میگذاشتند و از خود معصومه میپرسیدند کدام را به دامادی قبول میکنی، قطعاً انتخابش فرهاد بود. اما چه میتوانست بکند؟ اگر مریم را به نیمای نازکنارنجی نمیداد، علاوه بر اینکه یک شرّ حسابی در خانواده راه میافتاد، مطمئن بود آیندهی او بهتر از حالِ خودش نمیشد.
فرهاد کیسهی پلاستیکی را که دستش بود باز کرد و لولهخرطومی زیر ظرفشویی را از توی آن بیرون کشید:
«درسته؟ همینه اندازهش؟»
و پیش از آنکه پاسخی بگیرد رفت طرف آشپزخانه. معصومه تازه تصمیم گرفت چطور با پسر سیساله و خوشقدوبالای برادرش برخورد کند. صدایش را که نگرانی بیش از عصبانیت در آن موج میزد کمی بالا برد: «کی به شما گفته بیای ظرفشویی ما رو درست کنی؟»
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب آدمهای موازی |
| نویسنده | زهره الحمدی |
| ناشر چاپی | انتشارات نقش و نگار |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 221 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-8584-49-0 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی ایرانی |
















