کتاب از جبهه روسیه در جنگ با اوکراین، فرصتی نادر برای دیدن چهرهی واقعی جنگ از زاویهای کاملاً متفاوت در اختیار شما قرار میدهد. لوکا اشتاین مان، روزنامهنگار ایتالیایی - سوئیسی، ماحصل حضور چندین ماههی خود در میان سربازان روس و غیرنظامیهای شهر دنباس را در قالب تصویری بیواسطه و انسانی از جنگ، ترسیم کرده است. در حین مطالعه با انبوهی از لحظههای عینی، گفتوگوهای بیپرده و مشاهدههای تلخ و شیرین مواجه میشوید.
دربارهی کتاب از جبهه روسیه در جنگ با اوکراین
تنها خبرنگار غربیِ حاضر در میان سربازان روس، مشاهداتش را از دل جنگ در کتاب از جبهه روسیه در جنگ با اوکراین (Il fronte russo: La guerra in Ucraina raccontata dall'inviato tra i soldati di Putin (Italian Edition))، روایت کرده است. لوکا اشتاین مان (Luca Steinmann)، روزنامهنگار ایتالیایی - سوئیسی، با چندین ماه حضور در خط مقدم و منطقههای جنگزده، گزارشی بیپرده از جنگی ثبت کرده که کمتر از این زاویه دیده شده است.
لوکا اشتاین مان، در 18 فوریهی 2022 از طریق روسیه وارد دنباس میشود. این خبرنگارِ جوان، بیآنکه گمان کند ساعاتی بعد مرزهای منطقهای که پا به آن گذاشته برای همیشه بسته میشود، قدم به سرزمینی میگذارد که بهزودی به یکی از سختترین و داغترین جبهههای جنگ تبدیل خواهد شد. این سفر کوتاه در کتاب از جبهه روسیه در جنگ با اوکراین به ماجراجویی دراماتیکی بدل میشود که هنوز هم در اوکراین ادامه دارد.

جنگ اوکراین از دریچهای دیگر
مطالب کتاب از جبهه روسیه در جنگ با اوکراین، لحنی مستند و بیطرفانه دارند. روایتها، سرشار از احساسات انسانی است و شما را به عمق واقعیتهایی میبرند که در رسانههای غربی بازتاب پیدا نکردهاند. به همین دلیل، اطلاعاتی دربارهی این مناقشه پیدا میکنید که دیدگاه شما را نسبت به جنگ اوکراین متحول میکند.
بیشتر گزارشهای کتاب از جبهه روسیه در جنگ با اوکراین در دنباس رخ میدهد. دنباس، از 2014 گرفتار جنگی دولایه است. از یک سو، نبردی داخلی در این شهر جریان دارد و از طرف دیگر، درگیریهایی میان ارتش روس و ایالات متحده در دنباس رخ میدهد. مردم این شهر در کنار نگرانی دربارهی بمبارانها و درگیریهای نظامی، از دوپارگیهای سیاسی و مناقشات داخلی رنج میبرند.
ناگفتههای جنگ اوکراین از زبان لوکا اشتاین مان
کتاب از جبهه روسیه در جنگ با اوکراین، با زبانی روان و ساختاری روایتوار، شما را بهسادگی با تمامی ابعاد این جنگ پیچیده آشنا میکند. این ویژگی باعث میشود تا بهراحتی در این روایت میدانی غرق شوید و از دلِ آن، درکی عمیق و چند لایه از واقعیت جنگ به دست آورید.
اگر به دنبال روایتی هستید که از لابهلای سنگرها و پناهگاهها، تصویری بیپرده از جنگی ارائه میدهد که رسانههای رسمی از کنار آن عبور کردهاند، خرید کتاب از جبهه روسیه در جنگ با اوکراین را از دست ندهید. زویا سیدحسنی، برگردان این کتاب را از ایتالیایی با زبانی شیوا و روان به فارسی انجام داده است. انتشارات لگا، با چاپ این روایت میدانی، گنجینهای مستند در اختیار علاقهمندان به مطالعات جنگ و روابط بینالملل قرار داده است.
نکوداشتهای کتاب از جبهه روسیه در جنگ با اوکراین
- خوشبختانه و به لطفِ شم و درایتِ لوکا اشتاین مان، او در زمانِ حمله به اوکراین، در سمتِ روسیِ خط مقدم حضور داشته است. این کتاب، دیدگاهی مکمل و جذاب ارائه میدهد که روایتی دیگر از جنگ را به تصویر میکشد. نویسنده هرگز جانبدارانه قلم نمیزند و شهادتهایی از آن سویِ کمترشناختهشدهی مناقشه را بازگو میکند. (کاربر آمازون)
- مصاحبهها و برداشتهایی که از دلِ مردم جمعآوری شده، بهخوبی نشان میدهد که آنان در پیِ برچسبهای ایدئولوژیک نیستند؛ بلکه سالها است که به دنبال بازپسگیریِ زیستنِ عادیِ ازدسترفتهشان هستند. آنچه بیش از همه تکاندهنده است، ماندنِ مردمی است که با وجودِ محاصره، حاضر به ترکِ خانه و سرزمین خود نمیشوند؛ چراکه میدانند شاید هرگز نتوانند به آن بازگردند. این کتاب را به تمام کسانی پیشنهاد میکنم که میخواهند از زاویهای تازه، به واقعیتِ این مناقشه نگاه کنند. (کاربر آمازون)
کتاب از جبهه روسیه در جنگ با اوکراین برای شما مناسب است اگر
- به دنبال روایتی هستید که جنگ اوکراین را از زاویهای کاملاً متفاوت و از پشت خطوط دشمن به تصویر کشیده باشد.
- به مطالعات جنگ، روابط بینالملل و تاریخ معاصر اروپای شرقی علاقهمندید و میخواهید درک عمیقتری از پیچیدگیهای سیاسی و هویتی دنباس پیدا کنید.
- از خواندن گزارشهای میدانی لذت میبرید که در آنها، خبرنگار با حفظ استقلال حرفهای، میان روایتهای متضاد از طرفین درگیری حرکت میکند.
- در رشتههای علوم سیاسی، روابط بینالملل و مطالعات منطقهای تحصیل یا پژوهش میکنید و به منبعی دستاول برای درک عمیق مناقشهی میان اوکراین و روسیه نیاز دارید.
در بخشی از کتاب از جبهه روسیه در جنگ با اوکراین: به روایت فرستادهای در دل سربازان پوتین میخوانیم
بدون درنگ جوابم را میدهد: «من مثل همۀ آنهایی که ساکن اینجا هستند به روسی حرف میزنم، به روسی فکر میکنم و به روسی خواب میبینم. روسها برادران من هستند، ولی در سال 2014 نازیهای کییف انتظار داشتند که من علیه آنها بجنگم. نامردها.»
روی زمین تف میاندازد و با کفش آن را لگد میکند.
«جمهوری ما در کنار روسیه مبارزه میکند. اینجا وطن من است.»
واسیلی مثل همۀ آنهایی که در دُنباس زندگی میکنند صاحب سه پاسپورت است: یک پاسپورت اوکراینی صادرشده از کییف (زمانی که کنترل این منطقه را در دست داشت)، که برای تمدید آن میبایست از ایست بازرسی عبور و به یک ادارۀ پلیس اوکراینی مراجعه میکردی. پاسپورت دوم متعلق به جمهوری دونتسک میشد (یا لوهانسک)، صادر شده توسط مقامات جداییطلب که تقریباً در هیچ کجای دنیا به رسمیت شناخته نمیشد و سومی پاسپورت روسیه بود که در سالهای اخیر به شهروندان ساکن دُنباس اعطا شده بود.
برای واسیلی این تنها تابعیت و تنها هویت واقعیاش بود. «این زمینها به کارگران، معدنچیان و کمونیستها تعلق دارند. روسها همیشه این زمینها را تحتحمایت خود داشتهاند. در زمان اتحاد جماهیر شوروی آنها بودند که به توسعه و پیشرفت معادن میپرداختند، به ضمانت کار برای مردم بیچاره اهمیت میدادند و حق کسانی را که اهل کار نبودند کف دستشان میگذاشتند. آن زمانها روسها در کنار ما برای سرزمین روسیمان مبارزه میکردند. ما هرگز فراموش نخواهیم کرد. ما زیر بار قوانین نازیهای کییف نخواهیم رفت.»
چند نفری که دوروبَر او هستند به علامت تأیید سر تکان میدهند. باقی مراجعهکنندگان در گفتوگو شرکت نمیکنند. بعضی از آنها هم دور از جمع، ساکت و دستبهسینه در گوشهای نشستهاند درحالیکه از سرما خودشان را در پالتوهای ضخیم پوشاندهاند.
بله
















