کتاب از پشت میز عدلیه: خاطرات طنز یک قاضی دادگستری
برای دانلود قانونی کتاب از پشت میز عدلیه و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب از پشت میز عدلیه: خاطرات طنز یک قاضی دادگستری
کتاب از پشت میز عدلیه، در قالب ماجراهایی واقعی و با لحنی بامزه، شما را به پشت صحنهی دستگاه قضا میبرد. امین تویسرکانی، قاضی دادگستری و نویسندهی برگزیدهی جشنوارهی طنز مکتوب، تجربههای شخصی خود از برخورد با متهمان و مشکلات قضایی مردم را با چاشنی طنز آمیخته تا در حین مطالعه هم لبخند بر روی لبهای شما بنشیند و هم تصویری واقعی از پروندههای قضایی در ذهن شما شکل بگیرد.
دربارهی کتاب از پشت میز عدلیه
آیا تاکنون فکر کردهاید که یک قاضی دادگستری میتواند شما را بخنداند؟ اصلاً چطور ممکن است آدمی که هر روز با پروندههای قتل، طلاق و کیفقاپی سروکار دارد، شوخطبع باشد؟ امین تویسرکانی، قاضی دادگستری، در کتاب از پشت میز عدلیه ثابت کرده که میشود هم قاضی بود و هم از ته دل خنداند.
در کتاب از پشت میز عدلیه، خاطرههای واقعی امین تویسرکانی قاضی را میخوانید که با چاشنی طنز بازگو شدهاند. این ویژگی کتاب را از خاطرهنگاری خشک و رسمی به روایتی شیرین و صمیمی تبدیل کرده است. خاطرههای کتاب فقط جنبهی سرگرمی ندارند. این ماجراها با این هدف بیان شده تا جلوهی عصاقورتدادهی قضات در ذهن مردم تغییر کند و تصویری واقعی، انسانی و صمیمی از انسانهایی به دست دهد که همواره پشت میزهای بلند چوبی با چکشی در دست نشان داده شدهاند و دائم میگویند نظم جلسه را رعایت کنید.

امین تویسرکانی خاطرهای از نخستین روز کاریاش را به عنوان قاضی در ابتدای کتاب از پشت میز عدلیه تعریف میکند. در این خاطره، پیرمردی هشتادساله و آذریزبان، نزد او میرود. قاضی که نه زبان آذری بلد است و نه میتواند دستخط ناخوانای پروندهی کلانتری را بخواند، پرونده را به کلانتری اعاده میکند.
دعای خیر امین تویسرکانی قاضی به جان آقای کیف قاپ
قاضیِ کتاب از پشت میز عدلیه در خاطرهی بعدی با یک کیفقاپ روبهرو میشود. این کیفقاپِ بختبرگشته، آنچنان سرنوشت عجیبی پیدا کرده که حتی خودِ قاضی هم نمیداند باید برایش بخندد یا گریه کند. کیفقاپ، پس از سرقت کیف خانمی، با نیسان تصادف میکند و لگنش به سه قسمت غیرموازی تقسیم میشود. تصادف شدید، کیفقاپ را راهی بیمارستان میکند. در نتیجه، قاضی مجبور میشود تا برای تفهیم اتهام، بالای سر کیفقاپِ بستری حضور پیدا کند.
ماجرا زمانی در کتاب از پشت میز عدلیه جالبتر میشود که کیفقاپ ادعا میکند اصلاً قصد سرقت نداشته و با موتور در حال عبور بوده که کیف خانم به دستهی موتورش گیر کرده است. با سکوت قاضی و نگاهی عاقل اندر سفیه به چهرهی کیف قاپ، سارق به خودش میآید و میگوید: «غلط کردم». قاضی نیز که دلش برای کیفقاپ مصدوم سوخته، در دلش میگوید: «انشاءالله سرقتهای بعدی بیبلا».
کتابهای امین تویسرکانی، عموماً موضوعات طنز اجتماعی با نگاهی صمیمی و بیپرده به زندگی دارند. با مطالعهی کتاب از پشت میز عدلیه، متوجه میشوید که قاضیها هم مثل بقیه روحیهای مهربان دارند و پشت آن چهرهی رسمی، فردی با همهی ضعفها و قوتهای یک انسان معمولی قرار گرفته است.
اگر از مطالعهی خاطرهنگاریهای کلیشهای خسته شدهاید و میخواهید خاطرههای واقعی و بامزه از پشت صحنهی دستگاه قضا را بخوانید، خرید کتاب از پشت میز عدلیه را در اولویت قرار دهید. این کتاب طنز ایرانی را انتشارات چشمه در دسترس علاقهمندان قرار داده است.
کتاب از پشت میز عدلیه برای شما مناسب است اگر
- به ادبیات انتقادی با زبانی شیرین و لحنی بیپرده علاقه دارید.
- میخواهید یک کتاب طنز ایرانی با موضوع بازگویی خاطرههای یک قاضی دادگستری را مطالعه کنید.
- قصد دارید تا با خواندن خاطرههای واقعی یک قاضی دادگستری، در جریان ماجراهای پشت پردهی دستگاه قضا قرار بگیرید.
در بخشی از کتاب از پشت میز عدلیه: خاطرات طنز یک قاضی دادگستری میخوانیم
برای خیلیها جالب است بدانند که قُضات چگونه سر کار میروند. بارها دوستان و آشنایان از من پرسیدهاند که رانندهی خصوصی دارم یا با وسایل حملونقل عمومی سر کار میروم یا با خودروِ شخصی. دادگستری شاید در تأمین معیشت و امکانات رفاهی قُضات چندان قوی عمل نکرده باشد، اما خوشبختانه در مورد سرویسِ رفتوآمد قُضات سنگ تمام گذاشته است که البته به لحاظ شأن و جایگاه قضاوت و رعایت مسائل امنیتی این امر ضروری است.
تمام قُضات دادگستری یک خودرو و یک رانندهی اختصاصی در اختیار دارند. خودرو لاکچری نیست ولی تقریباً بدون استثنا این خودروها خارجی و مُد روز هستند که البته به فراخور سابقه و سمت قضاییِ دارندهی خودرو مدل آن متفاوت است. مثلاً قُضاتی که به پروندههای خیلی مهم رسیدگی میکنند و در معرض تهدیدهای امنیتی هستند، معمولاً لندکروز با شیشههای ضدگلوله در اختیار دارند، اما قُضات پروندههای معمولی اس یو وی یا سدانهای کرهای یا فرانسوی سوار میشوند. رانندههایی هم که به صورت کامل در اختیار قُضاتاند، اکثراً تحصیلکرده، آموزشدیده و با لباس فرم هستند.
پشت میز عدلیه روی صندلیام لم دادهام و با چشمهای بسته در حال تکمیل پازل فانتزی حملونقل دادگستری هستم که با صدای زنگ تلفن تصویر فانتزیام از هم میپاشد. تلفن را جواب میدهم. همکارم است که میگوید بالاخره سرویسمان آمده است و میتوانیم بالاخره با 45 دقیقه تأخیر به خانه برویم. در حیاط دادسرا رانندهی سرویس با پژو آر دیاش منتظر ما چهار قاضی است.
فهرست مطالب کتاب
مقدمه: خلاصهی پرونده
روز اول
عبرت بگیرید
فیلمفارسی
تهوع
خاطرهی کبود
بداههبازی
خاطرهی تصویری
ضایعات
داماد رئیسجمهور
جَوگیر
عذر بدتر از گناه
سی سال پیش
تکنیک جادویی قضاوت
آریایی عزیز، نکن!
ماساژ روحی
قاضیآزاری
پابوس
پناهجویان سیرالئون
استاد معظم دانشگاه
سکتهی قلبی
پرستیژ قضاوت
عدالت بیریخت
دفاعِ دندانشکن
کودکانه
تلنگر
کاتیوشاها در حال کارند
تهدید بودار
زندهباد بیکاری
محکمهپسند
یک تکهسنگ
رشوهی دراز
سرِ متهم
مالیخولیا
دریاچهی نمک
مست غرور
قضاوت بیقضاوت
پناه بگیرید
تشریح مخ
مسگر شوشتری
دلیل زنده
دستبند
احساسات پاک
جِلد
قضاوت معکوس
نافرمانیِ بدنی
سختترین سؤال
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب از پشت میز عدلیه: خاطرات طنز یک قاضی دادگستری |
| نویسنده | امین تویسرکانی |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 116 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-01-0021-8 |
| موضوع کتاب | کتابهای خاطرات، کتابهای داستان و رمان طنز ایرانی |



















