کتاب پدر خوانده
برای دانلود قانونی کتاب پدر خوانده و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب پدر خوانده
کتاب پدر خوانده، داستانی اجتماعی و عاطفی است که از زاویهی دید دختربچهای یتیم روایت میشود. زهرا ولی زاده، با لحنی ساده و بچگانه، شما را به درون ذهن دختری خردسال به نام ثریا میبرد. پدر ثریا فوت کرده و ورود مردی غریبه به خانوادهی آنها، زندگی این دختر و دیگر اعضای خانوادهاش را دستخوش تغییرات مهمی میکند.
دربارهی کتاب پدر خوانده
احساس نزدیکی با شخصیتهای داستان، زمانی بیشتر میشود که بدانید این قصه بر اساس واقعیت نوشته شده است. کتاب پدر خوانده این ویژگی را دارد. زهرا ولی زاده داستان را با الهام از رویدادهای واقعی به رشتهی تحریر درآورده است.
داستان کتاب پدر خوانده دربارهی دختری کوچک به نام ثریا است. پدر ثریا، جان خود را در مشاجرهای از دست داده است. این اتفاق ناگوار، باعث میشود تا ثریا در همان سنین کودکی با چهرهی خشن زندگی آشنا شود. پس از مرگ پدر، همسایهها و آشنایان یکی پس از دیگری از خانوادهی ثریا فاصله میگیرند. این وضعیت، خانوادهی ثریا را در موقعیت مالی وخیمی قرار میدهد.
در این گیرودار، مردی به نام هاشمآقا وارد خانوادهی ثریا میشود. پدر ثریا، مغازهی خرازی داشت و پس از مرگ، مغازه را به هاشمآقا اجاره میدهند. هاشم آقا، مردی عقیم است که روزگار را با کفاشی میگذارند. سایهی هاشمآقا در زندگی ثریا، داستان کتاب پدر خوانده را از یک روایت سادهی سوگواری به معمای عاطفی تبدیل میکند.
این سؤال در کتاب پدر خوانده در ذهن شما شکل میگیرد که آیا هاشمآقا همان پدر مهربانی است که آسمان برای ثریا فرستاده، یا کسی است که پشت نقاب سادگی، هدف دیگری در سر دارد.
با خرید کتاب پدر خوانده و مطالعهی آن، پاسخی برای این پرسش پیدا میکنید و در جریان سرنوشت ثریا قرار میگیرید. انتشارات آراکو با چاپ این داستان اجتماعی ایرانی، روایتی از امید در بستر روزهای سخت را پیش روی شما قرار داده است.
کتاب پدر خوانده برای شما مناسب است اگر
- به ادبیات داستانی اجتماعی ایرانی علاقه دارید و میخواهید رمانی دربارهی مشکلات خانوادگی کودکان یتیم مطالعه نمایید.
- از مطالعهی داستانهایی لذت میبرید که مشکلات خانوادگی از نگاه راوی خردسال بیان شده باشد.
- در فکر خواندن یک رمان اجتماعی ایرانی هستید که فضایی واقعی و شخصیتهایی ملموس داشته باشد.
در بخشی از کتاب پدر خوانده میخوانیم
هاشم دستشو رو سرم کشید و باهمون لبخند نفرتانگیز سر خم کرد توی صورتم و گفت: ای بیوفا، ببین چند ساله از بابا هاشمت یه خبر نگرفتی؟ تو که دختر مهربون و حرف گوش کنی برام بودی، منو بابا صدا میزدی چجور شد اینقدر بی مهر و عاطفه شدی ثریا؟
بعد رو پنجهی پا نشستو از همون شکلات مغز عسلیا درآورد و گذاشت تو مشتم.
- خب بگو ببینم دلت برای بابا هاشمت تنگ نشده بود؟ از وقتی مامان پورانِ نامردت زندگیمونو فروخت و به خیالِ خودش فرار کرد و به اون شکلِ فجیع کشته شد خدا میدونه چقدر تنها شدم! اما الان وقتشه از تنهایی دربیام هم من هم تو.
لبخندِ زشتش تا بناگوش کشیده شد و کولمو از دستم کشید، سر پا شد و کمی جدیتر گفت: ببین ثریا من تو یه محل دیگه یه خونه گرفتم از خونه ی مامان ثریاتم قشنگتره از امروز به بعدم قراره دیگه تو رو با خودم ببرم تا پدر و دختری زندگی کنیم.
ابروهاشو تو هم برد و اینبار باغیض گفت: تو که مخالف نیستی هان!؟ تو که نمیخوای بابا هاشمت تنها بمونه و غصه بخوره؟
چشماش ریزتر شد و آمادهی شنیدنِ جوابِ من سری به طرفین حرکت داد.
چی باید میگفتم! ترسیده بودم زبونم بند اومده بود، نگاهی به چپ و راست انداختم تا شاید آشنایی به چشمم بخوره و کمک بخوام، اما دریغ از یک آشنا
اما نمیخواستم و نباید تسلیمش میشدم و همراهِ این هیولا میرفتم، باید هر جوری که شده بود با تمامِ سرعت از دست هاشم فرار میکردم.
قبلِ اینکه هاشم بخواد سوالشو تکرار کنه قدمِ بلندی به عقب برداشتم و بسرعت پشت به هاشم تغییر جهت دادم و پاگذاشتم بفرار، صدای قدمهای هاشم رو پشتِ سرم میشنیدم و سرعتم و بیشتر میکرد؛ چند کوچه تا خونه ی عمه فخری فاصله نداشتم که هاشم مثلِ گرگی گرسنه از پشتِ سر چنگ به موهام انداخت و من رو متوقف کرد.
نفسنفسزنان تاخواستم دادوبیداد کنم هاشم دستش رو روی دهنم گذاشت و من رو کناری کشید و با عصبانیت گفت: تو یه الف بچه میخواستی از دستِ من فرار کنی، از دستِ هاشم! توهم میخواستی مثلِ پوران قالم بزاری دختر؟! ببین چی دارم بهت میگم اگه دادوبیداد راه بندازی و فرار کنی بدون دوباره گیرت میارم و مثلِ اون خواهرِ فضولت هولت میدم زیرِ ماشین تا جونت درآد، حتی عمتم میفرستم سینه قبرستون فهمیدی یا نه؟؟
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب پدر خوانده |
| نویسنده | زهرا ولی زاده |
| ناشر چاپی | انتشارات آراکو |
| سال انتشار | ۱۴۰۵ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 198 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-88192-7-3 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی ایرانی، کتابهای داستان و رمان واقعی ایرانی |


















