کتاب شریفه
برای دانلود قانونی کتاب شریفه و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب شریفه
در دل شب، سکوت و کویر، عشقی پاک زاده میشود که در دوری معنا مییابد. کتاب شریفه، داستان عشقی است که از دل نگاههای خجولِ پشتِ چادر، جان میگیرد و تا ابد پایدار، اما بیوصال میماند. زهره پورصباغ، این داستان عاشقانهی ایرانی را با لحنی دلنشین و سرشار از احساسات لطیف نگاشته است. شریفه، قهرمان داستان، دلباختهی پسر همسایه است. در مسیر این دلباختگی، آتش جنگ زبانه میکشد و اتفاقهای ناراحتکنندهای برای شریفه رخ میدهد.
دربارهی کتاب شریفه
کتاب شریفه، روایت عشقی است که در سکوتِ نگاههای پنهان و دلتنگیِ کویر زاده شده و تا ابد، بیآنکه به وصال برسد، در دل مانده است. زهره پورصباغ، با قلمی ساده، لطیف و سرشار از تصویرهای حسی، عشقی پاک و بیآلایش را به تصویر کشیده که در عینِ سادگی، عمیق است و در عین خاموشی، فریاد میزند.
داستان کتاب شریفه دربارهی دختری به همین نام است. این دختر در شهری کویری زندگی میکند. قهرمان داستان، تک دختر خانواده است و چند برادر دیگر دارد. زندگی شریفه، روزی رنگ عشق میگیرد که با رضا، پسر همسایه و دوست صمیمی برادرش، روبهرو میشود.
طعم شیرینی عشق در دل این دختر ماندگار نمیشود و پسرعمویش با پافشاری برای ازدواج با او، نقشههایش را بر هم میریزد. در این بین، آتش جنگ نیز زبانه میکشد و شخصیت اول داستان در موقعیتی دشوار قرار میگیرد.
او که در گرداب سنت، دوری و نرسیدن گرفتار شده، باید راهی برای ماندن و خوشبختی پیدا کند. قهرمان کتاب شریفه با این واقعیت مهم آشنا میشود که عشق، همیشه به معنای داشتن نیست و حتی اگر به وصال نرسد، میتواند تا همیشه ماندگار باشد. زهره پورصباغ
خرید کتاب شریفه و مطالعهی آن، شما را به کوچههای قدیمی و آشنای شهری در دل کویر میبرد تا از نزدیک با احساسات پاکِ دختری ساده همراه شوید و در جریان ماجرای عاشقانهای از زهره پورصباغ قرار بگیرید که در سکوت، شکوفا میشود و در بیوصالی، جاودانه میماند. انتشارات آراکو، ناشر این کتاب عاشقانهی ایرانی است.
کتاب شریفه برای شما مناسب است اگر
- قصد خواندن یک کتاب عاشقانهی ایرانی با داستانی دلنشین و اتفاقاتی احساسی را دارید.
- از مطالعهی داستانهایی با فضای کویر و زندگی سنتی لذت میبرید.
- میخواهید یک رمان عاشقانهی ایرانی با موضوع بازتاب جنگ تحمیلی اول مطالعه کنید.
در بخشی از کتاب شریفه میخوانیم
غروب زنبیل پر از سبزی را از حاج اکبر میوهفروش گرفته بودم و آن را زیر چادرم بغل زده بودم و راه خانه را در پیش گرفته بودم. زیر لب برای اینکه حوصلهام سر نرود و از کوچه تاریک نترسم، شعری را زمزمه میکردم. یک لحظه که نگاه به خودم کردم، دیدم زیر چادرم باد کرده انگار بچهای را بغل گرفتهام. از وضعیتم خندهام گرفت و ریز ریز خندیدم که از شانس بدم چادر بلندم زیر پام بند شد و اصلاً نفهمیدم چه شد که من و زنبیل پخش کوچه شدیم. دردم گرفته بود، اما برای اینکه کسی مرا با آن حال نبیند سریع بلند شدم و خاک چادرم را تکاندم و دنبال زنبیل چشم چرخاندم که دیدم افتاده روی سر مردی که او هم روی زمین افتاده بود. جلوتر که رفتم مرد زنبیل را برداشت و من تازه توانستم صورت غرق در سبزی او را ببینم.
هم خندهام گرفته بود هم وحشت کرده بودم. سبزیها به کل نابود شده بود. مادر حتماً حسابی دعوایم میکرد. آن مرد با دست سبزیهای روی صورتش را برداشت و چشمش به من افتاد. وای رضا بود! پسر محجوب مهناز خانم، همسایه روبهرویی ما، دوست و رفیق صمیمی منصور که او هم یکسالی بود که به جبهه رفته بود. اینجا چه میکرد؟ مات زده به صورتش خیره شده بودم. اولین بار بود که چشمان مردی را مستقیم نگاه میکردم. همیشه میگفتند دختر باید حیا داشته باشد و نگاه مستقیم به صورت نامحرم نکند؛ اما من آن لحظه چیزی در دلم تکان خورد. رضا که او هم مات و مبهوت نگاهم میکرد و شوکه شده بود از دیدن من بالای سرش، خجالت کشید و سرش را پایین انداخت. من هم به خودم آمدم و کلی خجالت کشیدم و رویم را محکم گرفتم. همیشه از رو گرفتن بدم میآمد و مادر هم همیشه غر میزد اما اعتنایی نمیکردم. اما در آن لحظه بهترین کار همین بود. با صدایی که از ته چاه درمیآمد سریع گفتم "سلام، ببخشید حواسم نبود" و زنبیل را برداشتم و فرار کردم.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب شریفه |
| نویسنده | زهره پورصباغ |
| ناشر چاپی | انتشارات آراکو |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 98 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-89260-5-6 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان عاشقانه ایرانی |















