هاروی مک کی در کتاب شنا با کوسهها بدون آن که زنده بلعیده شوید، یکی از آثار کلاسیک و ماندگار در حوزهی کسب و کار و فروش موفق را به شما عرضه کرده است. برخی ایدههای او مانند چک لیست شصتوششتایی مککی برای تحلیل رفتار مشتری و اهمیت ارتباط موثر در فروش، چهرهی حوزهی کسب و کار را برای همیشه تغییر داده است. این اثر در زمان انتشار خود به مدت 54 هفته در فهرست پرفروشترینهای نیویورک تایمز قرار گرفت!
دربارهی کتاب شنا با کوسهها بدون آن که زنده بلعیده شوید
اگر در دنیای مدیریت کسب و کار حضور داشته باشید، متوجه خواهید شد که جای هیجانانگیزی است! به سختی جای پایتان را محکم میکنید و موفقیتهایی نصیبتان میشود. اما وقتی به خودتان میآیید میبینید که در آبهایی پرخطر، میان آدمهای فرصتطلبی که دست کمی از کوسه ندارند، قرار گرفتهاید. ایدهی کتاب شنا با کوسهها بدون آن که زنده بلعیده شوید (Swim with the Sharks Without Being Eaten Alive) هم از همین استعاره میآید.
زمانی که بوی پول در هوا پخش شده باشد، همه میخواهند رد آن را بزنند! هاروی مک کی (Harvey MacKay) نویسندهی کتاب شنا با کوسهها کارآفرینی است که خودش در این فضا نفس کشیده و همزمان، با زیرکی رقبا و اطرافیانش در دنیای کسب و کار را تحلیل کرده است. از نظر او، با وجود اینکه جزئیات زیادی به مرور زمان در دنیای کسبوکار عوض میشود، اما نحوهی ارتباط با مشتری و تاثیرگذاشتن بر دیگران، هنوز فرق چندانی نکرده است.

آموزش ارتباط موثر در فروش
کتاب شنا با کوسهها اثر هاروی مک کی، نگاهی چندجانبه به مدیریت کسب و کار دارد؛ این اثر به شما کمک میکند تا بر اصول روانشناسی فروش مسلط شوید، مشتریانتان را حفظ کنید، همه چیز را مدیریت کنید و با رقبایتان به شکل هوشمندانهتری مذاکره کنید. این اثر در هنگام انتشارش در سال 1988 با استقبال بینظیری مواجه شد. از چیزهایی که نظر بسیاری را به خودش جلب کرد، لیست سوالات مککی 66 است؛ پرسشهایی که شناخت مشتری را ممکن میکنند!
نمونههایی که هاروی مک کی از آنها مثال میزند، تجربیات کارآفرینی در توسعه کسب و کار را در بر میگیرد؛ از مالکان باشگاههای بیسبال گرفته تا اشتباهات محاسباتی خانوادهی ثروتمند ایرانیتبار قرمزیان، درزمرهی نمونههایی از افرادی هستند که با وجود زیرکی و شایستگی، اشتباهاتی مهلک مرتکب شدند. دانلود کتاب شنا با کوسهها این مزیت را به همراه دارد که شما را از اشتباهات مشابه در امان میدارد.
زهره شمسی، مترجم این اثر توانسته لحن دوستانه و آمیخته با طنز هاروی مک کی را به خوبی منتقل کند. خرید کتاب شنا با کوسهها با همت انتشارات کتیبهی پارسی برای شما میسر شده است.
نکوداشتهای کتاب شنا با کوسهها بدون آن که زنده بلعیده شوید
- این یکی از بهترین کتابهای خودیاری است که تا به حال خواندهام. (لری کینگ)
- داستان زندگی خودش نشان میدهد که تکنیکهای فروش او واقعا کار میکنند! (نیوزویک)
- هاروی مک کی شاید با استعدادترین فردی باشد که تا به حال ملاقات کردهام. (لو هولتز)
- رازهای یک فروشندهی فوقالعاده. (وال استریت ژورنال)
- هاروی مک کی استاد طنز، نکتهسنجی کوتاه و خردمندانه در دنیای کسب و کار است. (تام پیترز)
کتاب شنا با کوسهها بدون آن که زنده بلعیده شوید برای شما مناسب است اگر
- به دنبال کتابی در حوزهی کسب و کار و موفقیت شغلی میگردید که امتحانش را پس داده باشد!
- از کتابهایی که تجربههای واقعی، زیرکانه و ارزشمند را ارائه میدهند استقبال میکنید.
- میخواهید از رقبایتان پیشی گرفته و در بازار رقابتی کسبوکار به موفقیت دست پیدا کنید.
در بخشی از کتاب شنا با کوسهها بدون آن که زنده بلعیده شوید: با کوسهها شنا کنید میخوانیم
شما میگویید احتمال فراخوانده شدن شما برای مذاکره کردن در یک قرارداد منع سلاحهای کشتار جمعی، یا رسیدگی به قراردادهای املاک و مستغلات، یا کارگری یک شرکت، وجود ندارد؟ مشکلی نیست. هنوز هم قرار است خود را در میانۀ یک مذاکره بیابید که توانایی شما در برخاستن و دور شدن از میز، کلید پیروزی به شمار میرود.
یک کلاهبرداری قدیمی در کسبوکار خودرو وجود دارد که به نام «تماس با آقای اوتیس» شناخته میشود. مشتری وارد میشود و در عین شگفتی پیشنهاد خارقالعادهای برای معاوضۀ خودروِ قدیمی و پیشنهادی بهتر از آن برای خرید خودروِ جدیدش دریافت میکند. او گشتی در پیرامون محل میزند، متوجه بینظیر بودن معامله میشود و برای این پیشنهاد عالی به نزد فروشنده باز میگردد.
فروشنده قرارداد را مینویسد. او چشماندازی برای خود دارد. سپس، بهگونهای از مشتری راجع به پیشنهادهای دیگر فروشندگان میپرسد؛ گویی برای او اهمیت چندانی ندارد. در این لحظه، مشتری، سرمست از پیروزی، ارزشمندترین دارایی خود را در مذاکره برملا میکند: اطلاعات- به عبارتی، قیمت پیشنهادی دیگر فروشندگان.
فروشنده میگوید: «فقط یه کار مونده. باید مدیر فروش قرارداد رو تأیید کنه.» فروشنده دکمۀ دستگاه تماس داخلی را میفشارد و میگوید: «با آقای اوتیس تماس بگیر... با آقای اوتیس تماس بگیر.» البته آقای اوتیسی وجود ندارد. درست است، یک مدیر فروش وجود دارد که نام حقیقی او اسمیت یا جونز یا هر چیز دیگری است.
اوتیس نام شرکتی است که آسانسور میسازد- و این آسانسور بالا میرود. مدیر فروش ظاهر میشود. او فروشنده را از اتاق بیرون میکشد تا مشتری اندکی کلافه گردد، فروشنده مراجعت میکند و میگوید اوتیس معامله را قبول نمیکند، سپس تا آن جا ادامه میدهد که قیمت معامله را دقیقاً تا آن نرخی که دیگر فروشندهها به مشتری پیشنهاد دادند، بالا میبرد. ممکن است بپرسید چرا مشتری صرفاً در آن لحظه آن جا را ترک نمیکند؟
زیرا او از لحاظ احساسی سرمایهگذاری زیادی روی منعقد کردن قرارداد در آن جا انجام داده است؛ او خودروِ جدید خود را برگزیده است. خودروی آبی با روکش صندلی قرمز که در نمایشگاه است و در انتظار این که مرد آن را براند. زمانیکه او با فروشنده در اتاق در بسته بود، همسرش پشت فرمان نشسته بود و فرزندانش روی صندلیها بالا و پایین میپریدند. او به همۀ همکاران خود گفته بود که مذاکرهکنندۀ زیرکی است.
اگر امضا نکند، باید تمام این کارها را دیگر بار انجام دهد... بچهها گریه میکنند... دوباره؛ و همکاران در اداره او را مضحکۀ خود میکنند... دوباره.
بله






















