کتاب شش کلاه تفکر نوشتهی ادوارد دوبونو میخواهد بر سر شما کلاه بگذارد؛ اما نه کلاهی که به شما آسیب بزند؛ بلکه کمک میکند تا براساس احساسات و افکار خود، کلاه مناسبتان را انتخاب کنید و به ذهن آشفتهی خود نظم بدهید. با مطالعهی این کتاب و بهرهگیری از روش تفکر موازی خلاق، اجازه نخواهید داد تا خشم یا خوشبینی افراطی، راه تفکرتان را مسدود کند.
دربارهی کتاب شش کلاه تفکر
ذهن ما واقعا به یک دیگ مملو از خوراکیهای بیربط شباهت دارد. همهچیز با همدیگر قاطی شده و نمیتوان تفکری را از تفکر دیگر تمییز و تشخیص داد. برای حل این مشکل پیشنهادات گوناگونی از طرف روانشناسان و استادان موفقیت و خودسازی ارائه شده است، اما هیچکدام بهاندازهی بهرهگیری از تفکر موازی ساده و قابل اجرا نیستند. کتاب شش کلاه تفکر (Six Thinking Hats) نوشتهی ادوارد دوبونو (Edward De Bono)، از ما میخواهد تا ذهن خود را قفسهبندی کنیم. چگونه؟ با شش کلاه رنگی.
شاید در ابتدا تصور کنید ممکن نیست که آدم افکار و احساسات خود را به شش کلاه سفید، قرمز، سبز، زرد، آبی و سیاه تقسیم کند و هر کدام را به حس و فکری اختصاص دهد، اما کتاب شش کلاه تفکر به شما ثابت میکند که چنین چیزی محال نیست و میتوان بههنگام نیاز، هر کدام از این کلاهها را از کمدهای ذهن بیرون آورد و بر سر افکار گذاشت.

تکنیک شش کلاه تفکر چیست؟
ادوارد دوبونو ایدهها و پیشنهاداتی را ارائه میدهد که واقعا انجام آنها سخت نیست؛ مثلا هنگامی که در جلسهای کاری کلاه قرمز (احساسات، عواطف و شهود) بر سر گذاشتهایم، باید برای چند دقیقه درخواست دهیم که کلاه آبی (کنترل وضعیت، مدیریت و نتیجهگیری) را امتحان کنیم. کتاب شش کلاه تفکر ترجمهی صدیقه اوشنی این کار را قابل اجرا میداند و توصیه میکند بهطور جدی در جلسات رسمی و هنگام مواجه شدن با چالشها، از روش کلاههای رنگی استفاده کنید تا احساسات و افکار مزاحم نتوانند بر شما چیره شوند.
با خرید کتاب شش کلاه تفکر انتشارات یوشیتا بر سر خود کلاهی میگذارید که میتواند ذهن شما را منظم کند و از آشفتگی افکار نجاتتان دهد.
کتاب شش کلاه تفکر ادوارد دوبونو برای شما مناسب است اگر
- از راهحلهای ماشینی که تصور میکنند ذهن انسان با پیچ و مهره کار میکند و میتوان آن را با یک برنامهی مدون، مرتب کرد، خسته شدهاید و بهدنبال راهکاری عملی همراه با خلاقیت هستید.
- میخواهید ذهن خود را از آشفتگی نجات دهید.
- باور دارید که میتوان بر احساسات و افکار جدید کنترل داشت و تا زمانی که تصمیم نگیرید، هیچ فکر پراکنده و مزاحمی به ذهنتان راه نمییابد.
در بخشی از کتاب شش کلاه تفکر میخوانیم
احساسات مفیدند؛ بااینحال، شهود لزوماً همیشه درست نیست. حتی شهود انیشتین بزرگ هم، زمانی که اصل عدمقطعیت هایزنبرگ را رد کرد، اشتباه بود.
تحت کلاه قرمز، طیف وسیعی از احساسات را میتوان بیان کرد: مشتاق، «عاشقش هستم»، «دوستش دارم»، خنثی، نامطمئن، مردد، نامشخص، ناراحت، «دوستش ندارم»، و.... بیان احساسات ممکن است در فرهنگهای مختلف، متفاوت باشد. در ژاپن، احساسات به شیوهای بسیار آرام بیان میشوند: «باید درموردش فکر کنم.» در ایالات متحده، احساسات بهصورت قویتری بیان میشود: «این ایده خیلی افتضاحه.»
نیازی به توضیح یا توجیه احساسات نیست. درواقع، مسئول جلسه نباید هرگز اجازۀ این کار را بدهد. اگر افراد فکر کنند که باید احساساتشان را اثبات کنند، تنها احساساتی را مطرح خواهند کرد که قابلاثبات هستند. پس هیچ توضیحی نباید مجاز باشد.
در هر مورد، فقط احساسات را همانطور که در همان لحظه وجود دارند، بیان کنید. ممکن است بیست دقیقه بعد، احساسات تغییر کرده باشد. گاهی بهتر است در ابتدای جلسه، یک کلاه قرمز داشته باشیم تا احساسات را ارزیابی کنیم و سپس، کلاه قرمز دیگری در انتهای جلسه داشته باشیم تا ببینیم آیا احساسات تغییر کردهاند یا خیر.
کلاه قرمز همیشه درمورد یک ایده یا موقعیت مشخص اعمال میشود. به فرد متفکر اجازه داده نمیشود که ایده را تغییر دهد. اگر درخواست این باشد که «احساسات کلاه قرمزتان را درمورد مشارکتهای اجباری بیان کنید»، به فرد متفکر اجازه داده نمیشود که بگوید: «اگر مشارکتها داوطلبانه بود، من ایده را دوست داشتم.»
بله
























