معرفی و دانلود کتاب همین امشب برگردیم: مجموعه داستان
برای دانلود قانونی کتاب همین امشب برگردیم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب همین امشب برگردیم: مجموعه داستان
کتاب همین امشب برگردیم نوشتهی پیمان اسماعیلی، مجموعهای از پنج داستان کوتاه است که با نگاهی متفاوت به تجربههای انسانی، ترس و بیقراری را در دل واقعیتهای روزمره روایت میکند و هراسی عمیق و ماندگار به جا میگذارد. این اثر که موفق به دریافت نخستین دورهی جایزهی ادبی احمد محمود شده، از مهمترین مجموعههای داستانی ادبیات فارسی در دههی نود به شمار میآید.
دربارهی کتاب همین امشب برگردیم
مردی که سالها پیش بهعنوان پناهجو با یک قایق از اقیانوس عبور کرده و از سفری مرگبار نجات یافته، حالا با همسرش، فروغ و دخترش، درسا به سفری تفریحی به صخرههای مرجانی رفته. آنها برای دیدن بچهلاکپشتها رفتهاند که خبر گم شدن یک کودک در ساحل پخش میشود و مرد لحظهای را به یاد میآورد که هنگام عبور از اقیانوس، مرتکب عمل وحشتناکی شد برای آنکه زنده بماند. این داستان با عنوان «دنیای آب»، اولین داستان مجموعه همین امشب برگردیم، نوشتهی پیمان اسماعیلی است.
ترس و غافلگیری در داستانهای همین امشب برگردیم
در سراسر مجموعه داستان همین امشب برگردیم، عناصر ترس و غافلگیری جریان دارند و در دنیایی که ظاهرا عادی و واقعی به نظر میرسد، ناگهان یک تغییر کوچک، غیرمنتظره یا غیرقابلتوضیح رخ میدهد. پیمان اسماعیلی در این مجموعه، از خلال فضایی وهمآلود و تعلیقبرانگیز داستانهایی دربارهی مهاجرت، بیهویتی، ترس و تلاش برای بقا روایت میکند و مکانهایی، از جزیرهای در اقیانوس گرفته تا تونل مترو و خوابگاه دانشجویی را برمیگزیند که فقط پسزمینه نیستند، بلکه به عناصر فعال و تأثیرگذار در شکلگیری ترس و وهم تبدیل میشوند.

پیمان اسماعیلی؛ نویسندهی برندهی جایزهی ادبی
پیمان اسماعیلی، نویسندهی کتاب همین امشب برگردیم، از نویسندگان معاصر ایرانی است که آثارش اغلب در جوایز ادبی مطرح حضور داشتهاند. او به خاطر خلق فضاهای متفاوت، استفاده از عناصر وهم و ترس در دل واقعیت و پرداختن به تجربههای مدرن انسان ایرانی شناخته میشود. نوشتههای او معمولاً مرز میان واقعیت و خیال را کمرنگ میکنند و خواننده را در موقعیتهایی قرار میدهند که قطعیت از بین میرود.
کتاب حاضر سومین مجموعه داستان پیمان اسماعیلی است که با فاصله گرفتن از فضای رایج داستانهای ایرانی، جهانی تازه و ناآرام میسازد و نه فقط روایتگر داستانهایی جذاب، بلکه تجربهای حسی از اضطراب، بیثباتی و مواجهه با ناشناختههاست. با خرید کتاب همین امشب برگردیم، چاپ نشر چشمه از مجموعه داستانی خلاقانه و خوشخوان لذت ببرید.
جوایز و افتخارات کتاب همین امشب برگردیم
- برندهی نخستین دورهی جایزهی ادبی احمد محمود
- بهترین مجموعه داستان سال 1395 بنابر نظرسنجی مجلهی تجربه
کتاب همین امشب برگردیم برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای کوتاه با فضای متفاوت علاقه دارید.
- از روایتهایی که در آنها واقعیت با ترس و وهم درهم میآمیزد، لذت میبرید.
- به موضوعاتی مثل مهاجرت، بحران هویت و تجربههای انسان معاصر علاقه دارید.
- دیگر کتابهای پیمان اسماعیلی را خواندهاید و علاقهمندید یکی دیگر از مجموعه داستانهای او را بخوانید.
در بخشی از کتاب همین امشب برگردیم: مجموعه داستان میخوانیم
یونس از فلاسک برای خودش یک لیوان چای ریخت و پاهاش را از سکوی مترو آویزان کرد. باد سردی از تونل تاریک میزد توی ایستگاه. بیرون، آن بالا، ظهر شده بود. سریاس تازه آمده بود. خُلقش درهم بود از بلیتی که گیرش نیامده بود و حالا مجبور بود تا فردا صبر کند برای اتوبوس بعدی. سریاس کاپشن امریکایی را تنگِ تنش کرده بود و تندتند به سیگار پک میزد. گاهگداری هم نگاهی به یونس میانداخت و نُچی میپراند.
«به چی هی نُچنُچ میکنی؟»
«تو مگر نگفتی این رفیقت رزرو بکند تمام است؟ نگفتی؟ چی شد پس حالا؟»
«تو اصلاً رفتی ببینیاش؟»
«گوش نمیکنی، نه؟ این طرفی که میگویی اصلاً توی دفترشان نبود. دهتا تعاونی را بالاوپایین کردم. اصلاً قاسمدهی نداشتند که بخواهند بلیتِ رزروشدهی من را پیدا کنند.»
«تعاونی هفت. کجا را تو رفتی گشتی؟»
سریاس نوکپنجه کنار یونس نشست. تل چای ته لیوان یونس را ریخت توی کانال مترو و از فلاسک برای خودش چای ریخت. توی فضای ایستگاه بوی گچ تازه میآمد. همهچیز بوی تازگی میداد. مثل بویی که خانهی نوساز دارد. یا خانهای که تازه تعمیرش کرده باشی.
«مردانه بگو یادت رفته بلیت رزرو کنی. اشکالی هم ندارد. فقط قصه برای من درست نکن.»
یونس سرپا ایستاد و چند قدم کنار کانال مترو جلو رفت. صندلیها را تازه دیروز کار گذاشته بودند. با نوک انگشت آرام چندبار به آهن یکی از صندلیها زد تا ببیند رنگش خشک شده یا نه. که خشک نبود.
«هیوا از سنندج آمده کرمانشاه. دخترخالهام. بعد از سه سال قرار بود قرارومدار بگذاریم برای عقد. این بختیاری گرفتارمان کرد. حالا نمیشد سر عیدی سالم میماند؟»
«تو گوش میکنی؟ من کار داشتم کرمانشاه به حضرت عباس. چرا اینجوری کردی؟ سر عیدی حالا بلیت از کجا پیدا کنم؟»
فهرست مطالب کتاب
دنیای آب
تونل
کانبرای من
روزِ یادبود
واندرلند
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب همین امشب برگردیم: مجموعه داستان |
| نویسنده | پیمان اسماعیلی |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| سال انتشار | ۱۴۰۲ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 91 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-229-703-7 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان کوتاه ایرانی |





















