کتاب پاستیلهای بنفش
برای دانلود قانونی کتاب پاستیلهای بنفش و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب پاستیلهای بنفش
جایی که مرز خیال و واقعیت از بین میرود... کتاب پاستیلهای بنفش نوشتهی کاترین اپلگیت، داستان پسربچهای به نام «جکسون» است که در میانهی هزاران مشکل خانوادگی، دوباره دوست خیالی دوران خردسالیاش را ملاقات میکند! این دوست خیالی که گربهای به اسم «کرنشا» است، جکسون را وارد ماجراجوییهای جذابی میکند... گفتنی است که این رمان اجتماعی و فانتزی نوجوان، نامزد جایزهی کتاب کالیفرنیا بوده است.
دربارهی کتاب پاستیلهای بنفش
زندگی فقط در واقعیت جریان ندارد؛ خیال، بخشی بزرگ و نامرئی از زندگی است! کاترین اپلگیت (Katherine Applegate) این موضوع را بهخوبی در کتاب پاستیلهای بنفش (Crenshaw) به نمایش گذاشته. این رمان نوجوان، روایت پسری به نام جکسون است؛ پسری کنجکاو که همیشه به منطق و حقیقت باور دارد، اما اتفاقی غیرمنتظره ذهنیتش را برایش تغییر میدهد.
در رمان پاستیلهای بنفش میخوانیم که جکسون در روزهایی که خانوادهاش با مشکلات مالی و نگرانیهای زیادی دستوپنجه نرم میکنند، دوباره با دوست خیالی دوران کودکیاش، گربهای عجیب به نام کرنشا، روبهرو میشود. حضور این گربهی مرموز، جکسون را وارد ماجراهایی میکند که مرز میان واقعیت و خیال را از بین میبرد و داستان را به یک رمان تخیلی نوجوان جذاب و متفاوت تبدیل میکند. اما جذابیت این رمان فقط به این فضای فانتزی محدود نمیشود؛ هر اتفاق، معنایی عمیقتر در دل خود دارد و خواننده را به فکر کردن دربارهی معنای زندگی دعوت میکند.
پاستیلهای بنفش؛ داستانی دربارهی امید و خانواده
در دل این ماجراها، کاترین اپلگیت نویسندهی کتاب پاستیلهای بنفش تصویری صمیمی از خانوادهای را نشان میدهد که با وجود تمام سختیها، تلاش میکنند کنار هم بمانند و امیدشان را از دست ندهند. همین موضوع باعث شده رمان چیزی فراتر از یک داستان ماجراجویانه باشد؛ این کتاب یک داستان خانوادگی گرم و صادقانه و یک رمان اجتماعی نوجوان است که از عشق، همدلی و کنار آمدن با روزهای سخت حرف میزند. شخصیتهای داستان واقعی و باورپذیرند و به همین دلیل، مخاطب بهراحتی با احساسات و دغدغههایشان ارتباط برقرار میکند.
کتاب پاستیلهای بنفش علاوه بر اینکه یک رمان رئالیسم جادویی است، یک داستان احساسی تأثیرگذار نیز هست؛ داستانی که دربارهی ترس، امید، دوستی، تنهایی و شجاعت صحبت میکند، بدون اینکه بخواهد نصیحت کند. کرنشا فقط یک دوست خیالی نیست؛ او نمادی از امید و نیرویی است که به جکسون کمک میکند با حقیقت روبهرو شود و از پس سختترین لحظههای زندگی برآید.
اگر با کتابهای کاترین اپلگیت آشنا باشید، میدانید که او مهارت ویژهای در روایت داستانهایی دارد که هم سرگرمکننده هستند و هم احساسات خواننده را درگیر میکنند. این داستان نیز از همین جنس است. اگر به دنبال داستانی هستید که هم تخیل شما را به پرواز درآورد و هم تا مدتها در ذهنتان باقی بماند، خرید کتاب پاستیلهای بنفش را از دست ندهید. کتابی با نثری روان، شخصیتهایی دوستداشتنی و روایتی که نوجوانان را تا آخرین صفحه با خود همراه میکند.
مبینا فارابی مترجم کتاب پاستیلهای بنفش انتشارات آقایی است.
جوایز و افتخارات کتاب پاستیلهای بنفش
- نامزد دریافت جایزهی کتاب کالیفرنیا
- نامزد جایزهی گودریدز سال 2015
- نامزد جایزهی شارلوت هاک سال 2016
- نامزد دریافت جایزهی مگنولیا سال 2018
- از پرفروشترین کتابهای پابلیشرز ویکلی
- پرفروشترین نیویورک تایمز
کتاب پاستیلهای بنفش برای شما مناسب است اگر
- به رمانهای نوجوان و داستانهای فانتزی علاقه دارید.
- از مضمون روابط احساسی و خانوادگی در رمانها استقبال میکنید.
- به دنبال داستانی با محوریت امید، شجاعت و پذیرش واقعیت هستید.
- میخواهید یکی از بهترین کتابهای تخیلی فانتزی را برای نوجوانان بخرید.
در بخشی از کتاب پاستیلهای بنفش میخوانیم
چند ساعت از این حادثه عجیب عجیب پیدا کردن پاستیل بنفش گذشت که مامانم با یک کیسه اومد و اون کیسه رو به من و رابین داد و گفت که یادگاریهامون رو جمع کنیم و توی اون کیسه بندازیم.
قرار بود یکشنبه یه سِری از وسایلمون رو بفروشیم و فقط لوازم ضروری رو نگه داریم. پدر مادرم میخواستند با فروش اونا پول قبض و اجاره خونه رو جور کنن. رابین از مامان پرسید: «یادگاری یعنی چی؟» مامان هم گفت که یادگاری چیزایی هستند که با ارزشن.
بعدش ادامه داد: «تا وقتی که ما همدیگرو داریم چیزایی که داریم زیادم مهم نیستند.» از مامان پرسیدم یادگاریهای مهم اون و بابا چیَن و اون گفت گیتارها و کتاباشون.
رابین گفت: «من کتاب لایل رو نگه میدارم.»
رابین عاشق کتاب «خانه خیابان 88 شرقی» بود. داستان این کتاب در مورد یه تمساحه که اسمش لایله. لایل عاشق آببازی توی وان حموم بود.
رابین کل این کتاب رو حفظه ولی موقع خواب پدرم بازم کتاب لایل رو واسه رابین خوند. مادر و پدرم و رابین و آرتا روی تشک رابین که کف اتاق پهن شده بود دراز کشیده بودند. چون میخواستیم تمام وسایلمون رو بفروشیم.
مامان گفت: «جکسون تو هم بیا پیش ما. اینجا جا واسه تو هم هست.»
پدر و مادرم هر دو قدشون بلنده و تشک رابین که خیلی هم کوچیک بود رو اشغال کرده بودن. گفتم: «نمیخواد همینجا خوبه»
به اونا نگاه کردم و حس کردم همشون شبیه به هم هستند و من با اونا متفاوتم. اونا موهای بور و چشمای خاکستری داشتن اما من چشم و ابرو مشکی بودم. اتاق رابین تقریباً خالی شده بود فقط لامپ صورتی هنوز بود و اون لکهی قرمز روی فرش که رابین روش آب آلبالو ریخته بود.
بابا داشت میخوند: «چلپ چلوک چلپ»
فهرست مطالب کتاب
بخش اول: در برای باز شدن است، چاله برای کندن است
بخش دوم: پوره سیبزمینی به اندازه کافی به همه داده میشود
بخش سوم: دنیا، یعنی چیزی برای ایستادن داریم
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب پاستیلهای بنفش |
| نویسنده | کاترین اپلگیت |
| مترجم | مبینا فارابی |
| ناشر چاپی | انتشارات آقایی |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 121 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-450-154-7 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان علمی و تخیلی نوجوان |

























