معرفی و دانلود کتاب پشت فرودگاه: مجموعه داستان به هم پیوسته
برای دانلود قانونی کتاب پشت فرودگاه و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب پشت فرودگاه: مجموعه داستان به هم پیوسته
کتاب پشت فرودگاه، داستان طنز ایرانی با موضوع زندگی در حاشیهی شهر و تلاش برای فرار از فقر و محدودیتهای فرهنگی اجتماعی است. محمود رضایی، با زبانی ساده، خودمانی و گاه کوچهبازاری، شما را با ماجراهای زندگی پسری به نام رسول همراه میکند. رسول در منطقهای فقیرنشین در پشت فرودگاه رشت روزگار میگذراند و سودای تغییر سرنوشت، گریز از تکرار تلخ روزمرگی و رسیدن به زندگی درخورِ یک انسان را در سر میپروراند.
دربارهی کتاب پشت فرودگاه
کتاب پشت فرودگاه، رمان طنز ایرانی دربارهی زندگی در حاشیهی شهر و رویارویی با معضلات مهمی مانند فقر است. محمود رضایی، در قالب داستانی در چهارده روایت، شما را با سرگذشت پسری به نام رسول همراه میکند. رسول در منطقهی فقیرنشینی در پشت فرودگاه رشت زندگی میکند. بهرغم محرومیتهای بیشمار، شخصیت اول این داستان طنز ایرانی با تکیه بر ذکاوت و شوخطبعی ذاتیاش، سعی دارد تا از حصار تنگ فقر و محدودیت خارج شود.
داستان کتاب پشت فرودگاه از بیست و سهسالگی رسول آغاز میشود. هر کدام از بخشهای بعدی داستان، شما را به یک سال عقبتر در زندگی رسول میبرد. این رویکرد، دورنمایی از جوانی تا کودکیِ رسول پیشروی شما قرار میدهد. فصلهای داستان پشت فرودگاه، هر کدام روایت خاص خودشان را دارند و میتوانید آنها را بهتنهایی مطالعه کنید؛ اما مطالعهی مجموع چهارده داستان، شما را کاملاً در جریان زندگی رسول قرار میدهد.

طنز تلخ حاشیهنشینی در داستان محمود رضایی
ماجرای کتاب پشت فرودگاه از جایی شروع میشود که رسول، قهرمان قصه، سه روز است مرده و در قبرستان کوچک مسجدی در محلهی پشت فرودگاه رشت به خاک سپرده شده. او شبها میان خرابههای خانههای تخریبشده پرسه میزند و در حالی که باران نمناک پاییزی میبارد، به آن روزها فکر میکند؛ روزهایی که تمام محله را زیرورو میکرد.
رسول از همان بچگی در این محلهی فقیر و بیسروصدا بزرگ شد؛ جایی که بیعدالتی و فقر، دو روی یک سکه بودند. کسی به بچههای پشت فرودگاه کار نمیداد، زیرا اسم محلهشان آغشته به بوی خلاف بود: قماربازی، موادفروشی و هزار خلاف دیگر. در این بلبشوی نابرابری و طرد اجتماعی، رسول سعی میکرد تا گلیم خودش را از آب بیرون بکشد و آرزوهایش را دنبال کند. در ادامهی کتاب پشت فرودگاه، ماجرای حکم تخلیهی محلهای که رسول زندگی میکرد را میخوانید.
حکم تخلیه، نقطهی عطفی تراژیک در داستان پشت فرودگاه است. اهالی محله که خانهوکاشانهی خود را در خطر میدیدند، از در اعتراض با شهرداری وارد میشوند. اعتراضها کارگر نمیافتد و خانهها تخریب میشود.
پشت فرودگاه و تقدیری که همواره برعکس رقم میخورد
در بخش بعدی کتاب پشت فرودگاه، با سرگذشت رسولِ بیست و دوساله همراه میشوید. ماجرا از انتهای کوچهی صد و سیزده در بالاشهرِ رشت آغاز میشود. رسول با خودش فکر میکند: اگر اینجا بزرگ شده بودم، الان یک کلهگنده بودم؛ اما تقدیر این بود که بالاشهریها بیایند و حال آدمهای محلهی پشت فرودگاه را بگیرند، نه برعکس. رسول و رفیقش احمد، نقشهای برای سرقت از منزلی ویلایی کشیدهاند.
احمد، در را بهراحتی باز میکند و چشمشان به منزلی میافتد که چیزی کمتر از قصری باشکوه ندارد. مطالعهی ماجراهای رسول در بیست و دوسالگی، شما را با قصهی آدمهایی همراه میکند که در نبودِ هیچ راه دیگری، دست به هر کاری میزنند تا شاید روزی از زندگی فلاکتبار فرار کنند. شخصیتهای کتاب پشت فرودگاه بهخوبی میدانند که بسیاری از خلافها و کارهای آنها درست نیست، اما وقتی به هر دری میزنند و هیچ دری باز نمیشود، چارهای جز کوبیدن درها باقی نمیماند؛ حتی اگر آن درها، درهای خانه دیگران باشد.
اگر میخواهید از نزدیک با رنجها، آرزوها و حسرتهای نسلی همراه شوید که در حاشیهی شهر زندگی میکنند و در تقابل با بالاشهریها همواره بازی را باختهاند، دانلود کتاب پشت فرودگاه از نشر چشمه و مطالعهی آن را از دست ندهید.
کتاب پشت فرودگاه برای شما مناسب است اگر
- در فکر خواندن یک داستان طنز ایرانی هستید که هم ادبیات باشد و هم سندی بر زندگی نسلی در حاشیهی جامعه.
- میخواهید یک کتاب طنز ایرانی با موضوعاتی دربارهی معضلات اجتماعی و فقر طبقاتی مطالعه کنید.
در بخشی از کتاب پشت فرودگاه: مجموعه داستان به هم پیوسته میخوانیم
زن سرعت ماشین را کنار کُپههای آتش دهنهی کوچه و بچههای دورش آهسته کرد. «نه آقا... فقط... گاهی زندگی...»
گفتم «خانوم، فکر کنم مال این آهنگه که گذاشتهید. آخه آدم اینجور آهنگها رو که گوش کنه یاد نداشتههاش میافته.»
احمد زد به پهلوم. «شعر نباف!»
زن آهنگ را قطع کرد. به بالنهای آرزوی توی آسمان نگاه کردم. قبل از میدان مالای انزلی پیچیدیم توی دهکدهی ساحلی و جلوِ درِ ویلا پیاده شدیم. رفتیم تو. ساکت بود. چشمم به سرامیکهای کف سالن و زنها و دخترهای رنگارنگپوشیده افتاد. یکهو شلوغبازی کردند و همه دستدست ذوقذوق که حاجیفیروز آمده. به احمد گفتم «چه شبی بشه امشب!»
«خدایا، من رو بگیر!»
«پسر، پُکیدم بس سیب پوسیدههای محل رو دید زدیم، یهذره هم هلو ببینیم.»
زن دست دختربچهی چهار پنجسالهای را که کنار پنجرهی رو به حیاطپشتی و الاکلنگ و تاب ایستاده بود گرفت و گفت «این دخترمه، ملیسا.»
حیران نگاه کردم. ما باید برای این فسقلی اجرا میکردیم؟ بعد رفت توی آشپزخانه. ملیسا کفش آلبالویی پوشیده بود، با لباسعروس و تاج نقرهای. احمد گفت «سلام عموجون، دوست داری من برات آهنگ بزنم، حاجیفیروز برات برقصه؟»
فهرست مطالب کتاب
ذکر خیر رسول؛ بیست و سهسالگی
ذکر خیر رسول؛ بیست و دوسالگی
ذکر خیر رسول؛ بیست و یکسالگی
ذکر خیر رسول؛ بیستسالگی
ذکر خیر رسول؛ نوزدهسالگی
ذکر خیر رسول؛ هجدهسالگی
ذکر خیر رسول؛ هفدهسالگی
ذکر خیر رسول؛ شانزدهسالگی
ذکر خیر رسول؛ پانزدهسالگی
ذکر خیر رسول؛ یازدهسالگی
ذکر خیر رسول؛ دهسالگی
ذکر خیر رسول؛ نُهسالگی
ذکر خیر رسول؛ هشتسالگی
ذکر خیر رسول؛ هفتسالگی
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب پشت فرودگاه: مجموعه داستان به هم پیوسته |
| نویسنده | محمود رضایی |
| ناشر چاپی | نشر چشمه |
| سال انتشار | ۱۳۹۷ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 109 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-01-0010-2 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان طنز ایرانی |















