معرفی و دانلود کتاب اتاق فرار
برای دانلود قانونی کتاب اتاق فرار و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب اتاق فرار
کتاب اتاق فرار یک داستان معمایی و جنایی است. مگان گلدین شما را به یک اتاق فرار دعوت میکند که قرار نیست هیچوقت از آن خارج شوید. شما و وینسنت و کارمندان او، در آسانسوری که قرار است بهزودی مملو از خون شود، گرفتار میشوید!
دربارهی کتاب اتاق فرار
«هدف ساده است. از اینجا زنده خارج شوید.» این پیامی است که روی صفحهی نمایش آسانسور روشن و خاموش میشود و از ابتدا به ما هشدار میدهد که در کتاب اتاق فرار (The Escape Room) خبری از آرامش نیست و زنده ماندن در اینجا چالشی اساسی است. وینسنت سه نفر از کارمندانش بهنامهای سیلوی، سم و جولز را به یک بازی اتاق فرار دعوت کرده است. آنها باید برای انجام بازی به طبقهی 80 برج بروند!
تصور نکنید که کارمندان وینسنت علاقهای به بازی کردن با رئیس خود دارند، قطعاً نه. همهی آنها از ترس اخراج است که حاضر به شرکت در چنین نمایشی شدهاند؛ نمایشی که از همین لحظهی اول به تلهای مرگبار تبدیل میشود. مگان گلدین (Megan Goldin) بهخوبی توانسته ما را در موقعیتی هولناک قرار دهد و این تصور را برایمان بهوجود آورد که فقط با یک بحران روبهرو هستیم؛ اما بهزودی متوجه میشویم که این تازه اول کار است و باید برای روبهرو شدن با وحشتی که تصوری از آن نداریم، خود را آماده کنیم.

سعی کنید زنده خارج شوید!
سارا بدترین لحظات زندگی خود را میگذراند. کسی که از او برای مصاحبهی شغلی دعوت کرده، فردی بیسروپاست. این مرد بهعمد دمای اتاق را به مرز تبدیل شدن به قطب جنوب رسانده و در حال حرف زدن با سارا، مشغول آجیل خوردن است! در کمال تعجب اوست که سارا را به دلیل نداشتن «وقار» رد میکند. البته قرار نیست این وضعیت چندان ادامه پیدا کند. سارا همین امروز با وینسنت آشنا میشود؛ مردی مرموز، خوشپوش با چشمهای آبی. کتاب اتاق فرار نشر 360 درجه از دو زاویهی نگاه روایت میشود؛ زاویهی دید سارا هال و دید دانای کل.
وینسنت و سارا در آسانسور با همدیگر آشنا میشوند. او معاون ارشد شرکت است و میتواند سارا را استخدام کند. وینسنت رزومهی سارا را میبیند و از او میخواهد تا به مصاحبهی کاری به شرکت استنهوپ برود. وینسنت حتی برای سارا بلیت هواپیما میگیرد و هتلی را رزرو میکند تا او بتواند تمام پنج دورهی مصاحبه را با موفقیت پشت سر بگذراند و این اتفاق هم رخ میدهد.
حالا روزی است که سارا باید با وینسنت مصاحبه کند؛ اما عصر همان روز، وینسنت به همراه کارمندانش در آسانسوری که نمیتوان از آن خارج شد، گرفتار میشود و تا زمانی که معمای رمان اتاق فرار فاش نشود، از این آسانسور بیرون نخواهند آمد.
دادگاه عدالت در رمان اتاق فرار
کلمهی «برادرزاده» با خط لاتین روی صفحهی نمایش آسانسور رژه میرود؛ این کلمه برای ما بیمعناست اما برای وینسنت که میداند اریک کیست، پیام و نشانهای از یک حقیقت است. اریک برادرزادهی یکی از بنیانگذاران شرکت و کمی دیوانه است. او با کارمندان رفتار زنندهای داشته و بعد از اینکه به آزار جنسی متهم شد، با تلاش وینسنت از شرکت اخراج شد. این اثر ما را با روابط و قوانین نانوشتهی رمان اتاق فرار ترجمهی هدی تاج آشنا میکند و به ما نشان میدهد در پشت ظاهر موقر مدیران شرکت استنهوپ، چه رازهایی پنهان شده است.
اینطور که معلوم است، او در حال انتقام گرفتن است اما این تمام ماجرا نیست. مگان گلدین کمکم نشانهها را پیش روی ما میگذارد و ما را مطمئن میکند که فردی ناشناس در حال انتقام گرفتن از وینسنت و تمام کارمندان اوست؛ کسی که رازهای همه را میداند و حالا در آسانسور یک دادگاه عدالت برقرار کرده است. با دانلود کتاب اتاق فرار شما نیز وارد یک معما میشوید و مطمئنیم تا زمانی که به پرسشهای صفحهی نمایشگر آسانسور پاسخ درست ندهید، نمیتوانید ذهن خود را از این کتاب آزاد کنید.
سارا هال در هتلی که وینسنت برای او رزرو کرده منتظر است تا شاید از طرف شرکت استنهوپ با او تماس بگیرند، اما خبری نمیشود. حالا سارا هال تنها کسی است که باید هرطور شده وینسنت را پیدا و خود را وارد یک معمای مرگبار کند.
با خرید کتاب اتاق فرار وارد یک آسانسور خواهید شد که چیزی به جز خون در آن وجود ندارد. شاید بتوانید تصور کنید راه فرار باز است اما کسی که شما را به این اتاق فلزی دعوت کرده، خوب میداند چگونه باید گرفتارتان کند.
جوایز و افتخارات کتاب اتاق فرار مگان گلدین
- از بهترین کتابهای ساحلی تابستان به انتخاب رسانهی PureWow
- از 25 کتاب برتر ساحلی سال 2019 به انتخاب نیویورکپست
- از 17 کتاب برتر تابستانی برای کیف ساحلی شما به انتخاب سایت BookBub
- از بهترین تریلرهای تابستانی سال 2019 به انتخاب سایت Refinery29
- در فهرست پانزده کتاب منتخب سایت Women.com
نکوداشتهای کتاب اتاق فرار
- هر برنامهای دارید کنسل کنید و مرخصی استعلاجی بگیرید؛ به محض اینکه شروع کنید به خواندن کتاب اتاق فرار، خودتان هم در اتاق فرار گرفتار میشوید. تنها کلید آزادی از این زندان، رسیدن به صفحه آخر است! (Kirkus Reviews)
- داستان اتاق فرار آنقدر مهیج و روان است که انگار صفحات کتاب خودبهخود ورق میخورند. مگان گلدین هیچکس را ناامید نمیکند. این رمان یک سفر جذاب بهسوی پایانی پر پیچوخم است. (نقد نیویورکتایمز)
- داستان اتاق فرار خیرهکننده است؛ ماجراجویی پرتعلیقی در یک آسانسور که بیپروا به اعماق تاریک روح انسان قدم میگذارد. این اثر تصویری است کابوسوار از آنچه در درون ماست. (لویز پنی، نویسنده)
کتاب اتاق فرار برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای معمایی و جنایی علاقهمندید.
- تصور میکنید اتاق فرار یک بازی سرگرمکننده است و هیچ خطری در این بازی شما را تهدید نمیکند!
- از خواندن تریلرهایی که شما را در خطر بزرگ رها میکنند تا بهتنهایی از آن خارج شوید، لذت میبرید.
در بخشی از کتاب اتاق فرار میخوانیم
احساس کردم که تنها من و سیلوی میدانیم واقعاً چه اتفاقی در حال رخ دادن است. این نمایشی ابتدایی از قدرت بود؛ راهی برای اعلام اینکه او در این جمع «مادۀ غالب» است و من نباید با او رقابت کنم. راستش را بخواهید، نمیدانم چرا فکر میکرد ممکن است برایش تهدیدی باشم.
من قدی حدود یک متر و شصت و هشت سانتیمتر دارم، با موهایی قهوهای تا روی شانه و چیزی که دیگران آن را «چال خنده» مینامند. اما سیلوی؟ او یک الهۀ قدبلند بود؛ عروسکی شبیه باربی که هم مغز داشت و هم اعتمادبهنفس.
وقتی مطمئن شد که توجه همه را به خود جلب کرده، درِ بطری آب را باز کرد، سرش را عقب برد و جرعهای طولانی نوشید. سپس بطری را روی میز گذاشت، لبخندی پیروزمندانه به من زد و بدون اینکه حتی یک جرعۀ دیگر از آب بنوشد، نشست و به کارش ادامه داد.
بهجز من، هیچکس متوجه نشد که سیلوی نه به من سلام کرده بود و نه مستقیماً با من حرف زده بود. این رفتار، همان سبک کلاسیک سیلوی بود: سرد، سلسلهمراتبی و به طرز ماهرانهای دسیسهگر.
وقتی دوباره روی صندلیاش نشست، گفت: «سارا هنوز با کوچیکترین عضو جمع آشنا نشده.» سپس با حالتی کنایهآمیز ادامه داد: «نباید معرفیاش کنیم؟»
سم، با خندهای کوتاه، رو به سوی گوشۀ تاریک اتاق کرد و گفت: «اشتباه من بود.» من هنگام ورود به اتاق، برای لحظهای او را دیده بودم، اما چون خیلی ساکت و گوشهگیر بود، بهکل فراموش کرده بودم که آنجاست.
سم ادامه داد: «آخر از همه، با لوسی آشنا شو. شاید خیلی به چشم نیاد، اما احتمالاً باهوشترین فرد شرکت همین لوسیئه. البته بعد از من!» این را با لحن شوخی گفت.
لوسی با شنیدن اسمش برای لحظهای از کامپیوترش سر بلند کرد. بهنظر میرسید یا حرف سم را نشنیده یا برایش اهمیتی نداشت. چهرهاش بیرنگ و بیاحساس بود و عینک ضخیمی به چشم داشت که نور چراغهای بالای سر را منعکس میکرد. او کوتاهتر از من بود، اندامی باریک داشت و موهای صاف و تیرهاش را باز گذاشته بود.
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب اتاق فرار |
| نویسنده | مگان گلدین |
| مترجم | هدی تاج |
| ناشر چاپی | انتشارات سیصد و شصت درجه |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 375 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-5558-74-8 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان جنایی و معمایی خارجی |


















