کتاب اصلاح هوشمندانه عادات (1) نوشتهی مهدی داعی، نخستین جلد از مجموعهای است که با تمرکز بر بیداری و شناخت «خود واقعی»، به بررسی عادتها و الگوهای فکری و رفتاری انسان میپردازد. نویسنده با تلفیق مفاهیمی از روانشناسی تحول، خودشناسی و معنویت، راهی برای زندگی آگاهانهتر و همسو با اهداف و ارزشهای درونی پیشنهاد میکند.
دربارهی کتاب اصلاح هوشمندانه عادات (1)
انسانها تحت تأثیر شرطیشدگی ذهن، عادتها و باورهای خود، به شیوهای ناآگاهانه زندگی میکنند و از «خود واقعی» و هدف زندگیشان فاصله میگیرند. در کتاب اصلاح هوشمندانه عادات (1) مهدی داعی معتقد است اصلاح عادتها صرفاً به معنای تغییر اجباری رفتارهای نامطلوب نیست؛ بلکه باید با افزایش آگاهی، شناخت انگیزهها و انتخابهای خود و رهایی از الگوهای ذهنی ناهماهنگ، زمینهی اصلاح طبیعی رفتار و سبک زندگی را فراهم کرد.
ذهن، خودشناسی و تحول
نویسنده از فلسفهی زندگی و تأثیر شرطیشدگی ذهن آغاز میکند و سپس با بررسی بدن، مغز، ذهن و ساختار روحی، تصویری از ارتباط میان این ابعاد ارائه میدهد. او در ادامه با طرح قانون جذب و نقش انتخاب و باورها در خلق واقعیت، به مفهوم روانشناسی تحول، خودشناسی، شناخت خود واقعی، شادی، آرامش و موانع تحول میپردازد. در پایان نیز به مفهوم خود متعالی و اصلاح الگوهای رفتاری میپردازد.
مهدی داعی کتابی دربارهی شناخت خود، آگاهی از الگوهای ذهنی و رفتاری و تلاش برای حرکت از زندگی ناآگاهانه به سوی زندگی آگاهانه نگاشته و با طرح مفاهیمی مانند روانشناسی تحول، خودشناسی، قانون جذب و خلق واقعیت، خواننده را به بازنگری در باورها، عادتها، انتخابها و شیوهی مواجههاش با زندگی دعوت میکند. خرید کتاب اصلاح هوشمندانه عادات (1) نشر موج سوم میتواند نقطهی شروعی برای اصلاح عادتها و حرکت به سوی زندگی هماهنگتر و رضایتبخشتر باشد.
کتاب اصلاح هوشمندانه عادات برای شما مناسب است اگر
- به روانشناسی تحول و دیدگاههای متفاوت دربارهی تحول فردی علاقه دارید.
- به دنبال کتابی در زمینهی خودشناسی و رشد فردی میگردید.
- میخواهید دربارهی خودآگاهی، شرطیشدگی ذهن و الگوهای فکری و رفتاری خود بیشتر بدانید.
- میخواهید دربارهی قانون جذب، خلق واقعیت و ارتباط میان باورها، افکار و رفتارها مطالعه کنید.
در بخشی از کتاب اصلاح هوشمندانه عادات (1) میخوانیم
بر اساس فرمول کلی بالا؛ ذهن ما همیشه بر اساس درک خود از اتفاقاتی که تجربه کرده، نتیجه گیریهایی نموده و انرژی آن اتفاق را به صورت نیروی حسی درون خودش ثبت کرده و به مرور زمان این نیروهای حسی به صورت واقعیتهایی در بیرون پراجکت شده و تقویت شده تا در نهایت تبدیل به قواعد یا باورهایی در ناخودآگاهمان شده و ساختار خلق واقعیتهایمان را در این دنیا شکل میدهند. بر اساس آن باورها، تصاویری از آن چیز در خودش ساخته و بر اساس آن تصویر انتظار میکشد واقعیتهای مشابه را تجربه کند و همانها را دریافت میکند.
تا زمانی که حقیقت وجودیمان را نشناسیم و پی به "نیت خدا" برای خودمان نبریم و از طرح معنوی خود برای زندگی در این دنیا غافل بوده و نتوانیم ناخودآگاهمان را همسو با نیت خداوند برنامهریزی کنیم؛ بر اساس باورهای اشتباه ناشی از شرطیشدگی ذهنمان تا این لحظه؛ زندگی ناآگاهانه قدیمی را دنبال نموده و مدام اتفاقات مشابه گذشته را تجربه کرده و زندگی ما میشود امتدادی از گذشته و به همین دلیل احساس یکنواختی، تکراری بودن و در نهایت پوچی میکنیم و ما را در دایره تقدیر یا زندگی ناآگاهانه گذشته اسیر میکند.
بر این اساس؛ زمانی که توجه خلاقمان روی ذهن متمرکز شود؛ باورهای منفی، حسهای منفی اشتباه و ناهماهنگ با خودِ واقعیمان هستند که درون روانمان به دام افتاده و به صورت برنامههای اشتباه در ناخودآگاه ذهنمان شکل گرفته و تصور جدایی ما از حقیقت وجودی و خداوند (تمامیت متعادل درونیمان) را در ذهنمان ایجاد کرده و نمیگذارند از درون به تعادل برسیم.
در نتیجه ارتباط ذهنمان را با قلبمان بر هم زده و نمیتوانیم با روح و قلبمان با دیگران تعامل داشته و نظم، احترام، صداقت، تفکر مثبت؛ اشتیاق؛ عشق و آگاهی را وارد گفتار و رفتارمان گردد.
بله





















