معرفی و دانلود کتاب سباستین و ترول
برای دانلود قانونی کتاب سباستین و ترول و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب سباستین و ترول
کتاب سباستین و ترول نوشتهی فردریک بکمن داستانی تخیلی و فانتزی که ما را به درون یک حباب شیشهای دعوت میکند؛ حبابی که پسرکی به نام سباستین در آن گرفتار است. او افسردگی دارد، نمیتواند بخندد و خوشحال باشد. دیگران تصور میکنند حال او با قرص و شرکت در تفریحات جمعی بهتر میشود، اما تنها کسی که شاید بتواند به او کمک کند، یک غول است!
دربارهی کتاب سباستین و ترول
سباستین تنهاست. نمیداند از چه زمانی در این حباب زندگی میکند. جنس حباب از شیشه است و سباستین تاکنون جهان را بیرون از این حباب ندیده و نمیداند چرا آدمهای بیرون از شیشه آنقدر خوشحال هستند! مردم آن سالهای اول زندگی پسرک تصور میکردند مشکل از حباب است و اگر جنس حباب چیز دیگری بود یا کمی نازکتر بود سباستین میتوانست با همه ارتباط برقرار کند؛ اما بعدها متوجه شدند ایراد از حباب نیست؛ بلکه واقعاً برای این پسرک جالب نیست که همراه با آنها تفریح کند و به کارهایی بپردازد که بهنظرش احمقانه هستند.
کتاب سباستین و ترول (Sebastian och trollet) نوشتهی فردریک بکمن (Fredrik Backman) ما را همراه با این پسر منزوی به درون حبابش میبرد؛ جایی که انزوا، غم و افسردگی سباستین را محاصره کرده است. او صدای آدمهای بیرون از حباب را میشنود اما اصلاً میلی ندارد که به آنها نگاه کند. البته هر قدر که بزرگتر میشود صدای آنها دورتر و محوتر میشود. سباستین افسرده است و نمیتواند بخندد.

سباستین و ترول در حباب شیشهای
آن سالهای اول، میان سباستین و جهان بیرون درزهای کوچکی وجود داشت. از طریق شیارهای روی شیشه، میتوانست صدای کسانی را که بیرون از شیشه ایستادهاند و متعجب و غمگین به او مینگرند را بشنود؛ اما خود آدمها آن شیارها را بستند. آنقدر برای او قرصهای رنگارنگ به درون شیشه فرستادند که درزها بسته شدند و تنهایی سباستین عمیقتر شد. کتاب سباستین و ترول نشر نون روایتگر زندگی یک پسر افسرده است. کسی که از کودکی در انزوا و تنهایی زندگی کرده و نمیتواند با دیگران حرف بزند، بخندد و در تفریحات آنها شرکت کند.
داستان کوتاه سباستین و ترول فردریک بکمن به ما نشان میدهد که افسردگی همچون یک بیماری جسمی که نه با خندیدن و نه حضور در جمع بهبود نمییابد، با قرص و دارو نیز درمان نخواهد شد. هنگامی که افسردهایم، نمیتوانیم از هیچچیز لذت ببریم و تمام زندگیمان مختل و ویران است و هیچکس هم نمیفهمد چرا! سباستین در چنین وضعیتی است. او از فرط ملال و بیانگیزگی برای ادامهی زندگی، مدام میخوابد و یک روز از همین روزها که در غار سیاه و تنهای خود خوابیده است، چند کُرک نرم و دراز روی صورتش میافتد. یک غول مهربان با موهای بلند روبهروی او ایستاده است.
ترکهای سباستین و ترول مهربان
او یک غول معمولی است. غولها برای خودشان خیلی عادی و معمول هستند و برخلاف ما آدمهای بیرون از حباب و سباستین که درون حباب است، آنها از دیدن خود اصلاً تعجب نمیکنند. غول میگوید که از درون سباستین بیرون آمده. روح و جسم پسرک کم کم دارد پر از ترک میشود و دیگر نمیتواند با غولهایی که احتمالا آنها نیز بهزودی بهدنبال همین غول بیرون میآیند، در این حباب زندگی کند. کتاب سباستین و ترول ترجمهی الناز فرحناکیان ما را با این غول مهربان که شبیه به پدربزرگهاست، آشنا میکند.

غول مهربان از درون سباستین بیرون آمده تا به او جنگیدن را یاد بدهد. او نمیخواهد این پسرک را خوشحال کند یا به او بیاموزد که چگونه از چیزهایی که آزارش میدهند فاصله بگیرد؛ او آمده تا به سباستین یاد بدهد که چگونه باید بجنگد و با ضعفها، کابوسها و سیاهی درونش مبارزه کند. خرید کتاب سباستین و ترول فردریک بکمن، افسردگی را برای ما نمایان میکند. نمیدانیم در نهایت پسرک موفق میشود و یا نه و با توجه به اینکه فردریک بکمن اصلاً نویسندهای قابل پیشبینی نیست، حتی نمیتوانیم حدس بزنیم چه سرنوشتی را برای سباستین و غول کوچک او رقم میزند.
کتاب سباستین و ترول برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای فانتزی و علمی تخیلی علاقهمندید.
- شما نیز احساس تنهایی میکنید و نمیدانید چه چیزی شما را در قعر تنهایی و انزوا گرفتار کرده است و باید برای رهایی از این حس به کجا پناه ببرید.
- به کتابهای فردریک بکمن و نثر او که رگههایی از طنز و شوخطبعی در آثارش وجود دارد، علاقه دارید.
در بخشی از کتاب سباستین و ترول میخوانیم
غول فکورانه سر تکان میدهد، مثل اینکه این حرف خیلی سنجیده بوده. غول میپرسد: «صبحانه داریم؟» سباستین سرش را تکان میدهد. دیگر زیاد غذا نمیخورد. بقیه هم زیادی نگران این موضوع هستند؛ انگار مثال مشکل غذا نخوردن است. مردم دوست دارند نگران چیزهایی باشند که درکش میکنند. برای مردم بیرون راحتتر است که نگران غذا نخوردن سباستین باشند. غول که از غذا ناامید میشود میگوید: «بعد از صد هزار سال، آدم خیلی گشنهاش میشه. صبحانه داشتیم، خوب میشد.»
«متأسفم که صبحانه نداریم.»
غول با چشمهای غمگینش سر تکان میدهد و میگوید: «درک میکنم، میفهمم چقدر ناراحتی، سباستین.» سباستین دستش را به سمت غول دراز میکند. غول نرم است، موهایش ضخیم است.» تو خیالی نیستی. تخیل من به این خوبی نیست.» غول کرنشی به نشانه احترام میکند.
سباستین میپرسد: «تو از من چی میخوای؟» غول میپرسد: «تو برای خودت چی میخوای؟» سباستین میگوید: «میخوام طوری بشه که دیگه آزارم ندن.» غول میپرسد: «چی آزارت نده؟» سباستین با حالت التماس میگوید: «توی من بودی، تو که باید بدونی. همهچیز. میخوام دیگه هیچی آزارم نده.»
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب سباستین و ترول |
| نویسنده | فردریک بکمن |
| مترجم | الناز فرحناکیان |
| ناشر چاپی | نشر نون |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 48 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-665245-2 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان روانشناسی خارجی، کتابهای داستان کوتاه خارجی، کتابهای داستان و رمان علمی و تخیلی خارجی |
























