کتاب رویکرد مشارکتی برای بهبود چشمگیر آموزش نوشتهی جیم نایت اثری است آموزشی که هدف آن ارتقای سیستم آموزشی از طریق بررسی جزءبهجزء ساختارها همراه با ارائهی پیشنهادها و راهحلهای مختلف است. نویسنده که خود سالها بهعنوان مربی آموزش فعالیت داشته، در این کتاب سعی کرده تا ضمن وارد کردن نقدهایی سازنده به سیستم آموزشی، پیشنهادهایی سازنده برای بهبود آموزش ارائه دهد.
دربارهی کتاب رویکرد مشارکتی برای بهبود چشمگیر آموزش
جیم نایت (Jim Knight) در کتاب رویکرد مشارکتی برای بهبود چشمگیر آموزش (unmistakable impact: a partnership approach for dramatically improving instruction) با فصلبندی دقیق، به بررسی نقاط قوت و ضعف سیستمهای آموزشی میپردازد و سعی میکند تصویری کامل از مشکلات پیش روی این نظام به دست دهد. او ویژگیهای یک مدرسهی اثربخش را برمیشمرد و مشکلاتی را که امروزه متوجه اغلب است، یک به یک نام میبرد.
در ادامهی کتاب رویکرد مشارکتی برای بهبود چشمگیر آموزش جیم نایت به مبحث مشارکت و اهمیت قابل توجه آن در حوزهی آموزش میپردازد. سپس به سراغ مدیران مدارس میرود و ویژگیهای مهمی که یک مدیر مدرسهی پیشرو میبایست از آنها برخوردار باشد را یکبهیک برمیشمرد. نویسنده اشاره میکند که امر آموزشی تنها زمانی اثربخش و ماندگار خواهد بود که از مسیر یکطرفه و دستوری، به فرایندی زنده، پویا و تعاملی بدل شود.
تاثیر شگرف رویکرد مشارکتی بر آموزش
کتاب رویکرد مشارکتی برای بهبود چشمگیر آموزش نشر فرتاک با ارائهی مجموعهی متنوعی از گزارشها و تحلیلهای میدانی، نشان میدهد که بهبود آموزش نه صرفا از طریق تغییر محتوای آموزش و کتابها، بلکه با تغییر نوع نگاه معلم، دانشآموز و مربی و درنهایت نظام آموزشی حاصل میشود.
با خرید کتاب رویکرد مشارکتی برای بهبود چشمگیر آموزش به بازاندیشی کاملی در امر آموزش دعوت میشوید. این کتاب توسط محمد فیروزدهقان به فارسی ترجمه شده و نشر فرتاک آن را منتشر کرده است.
کتاب رویکرد مشارکتی برای بهبود چشمگیر آموزش برای شما مناسب است اگر
- میخواهید با جدیدترین شیوههای مدیریت مدرسه آشنا شوید.
- معلم هستید و میخواهید با یادگیری روشهایی نوین، کیفیت آموزشی خود را بالا ببرید.
- دوست دارید درخصوص شیوههای آموزشی تعاملمحور و مشارکتی بیشتر بدانید.
در بخشی از کتاب رویکرد مشارکتی برای بهبود چشمگیر آموزش میخوانیم
«مردانی که فاقد فروتنی هستند یا آن را از دست دادهاند نمیتوانند به مردم نزدیک شوند و در نامگذاری جهان شریک آنها باشند... گفتوگو بدون فروتنی اساساً نمیتواند وجود داشته باشد.» (فریره، 1970، صفحۀ 79). افرادی که رویکرد مشارکتی را اتخاذ میکنند، میدانند که فروتنی پیشنیاز گفتوگو است. گذشته از همۀ اینها، اگر من همه چیز را میدانم، پس چهچیزی میتوانم از شما یاد بگیرم؟
فروتنی در بسیاری از اعمال، در طول گفتوگو آشکار میشود. اول اینکه ما باید بیشتر در مقام یادگیرنده وارد گفتوگو شویم تا یک معلم.
وقتی با دیگران با هدف یادگیری از آنها بهجای آموزشدادن به آنها صحبت میکنیم، روش مکالمۀ ما تغییر میکند. ما در مقام شنونده شروع میکنیم و تمرکز را بر روی شریک خود قرار میدهیم. در طول گفتوگو، فرد فروتن کاملاً حضور دارد، آنچه را که شنیده میشود بهطور خلاصه بیان میکند، احساسات و معنای آنچه را که گفته میشود علاوهبر کلمات واقعی میشنود.
فروتنی همچنین به این معنی است که ما بیشتر نگران درست انجامدادن کارها هستیم تا درست بودن آنها؛ بنابراین، سؤالات خوب، سؤالات واقعی که پاسخ آنها را نمیدانیم، میپرسیم و برای یافتن پاسخها گوش میدهیم. ما تلاش برای متقاعدکردن را متوقف میکنیم و متقابلاً برای یادگیری عجله مینماییم. همانطور که دیوید بوهم نوشته است: «اگر چیزی درست باشد، نیازی به متقاعدشدن ندارید. اگر کسی مجبور باشد شما را متقاعد کند، احتمالاً مقداری شک و تردید وجود دارد.» (1996، ص 15).
اغلب، مکالمات ما خودمحور هستند تا «یادگیریمحور». در این صورت، بهدنبال شواهدی هستیم که نشان دهد طرفهای مکالمه با ما موافق هستند و وقتی موافق نیستند، سخت تلاش میکنیم تا به آنها نشان دهیم که ما درست میگوییم و آنها اشتباه میکنند.
بله




















