معرفی و دانلود کتاب از دوازده انگشت نکبتی‌اش

عکس جلد کتاب از دوازده انگشت نکبتی‌اش
قیمت:
۱۴,۰۰۰ تومان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب از دوازده انگشت نکبتی‌اش و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب از دوازده انگشت نکبتی‌اش و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب از دوازده انگشت نکبتی‌اش

کتاب از دوازده انگشت نکبتی‌اش، داستان نوجوانانه‌ی ایرانی درباره‌ی ماجراجویی‌ها و کنجکاوی‌های دختری با نام آوا است. کله شقیِ آوا و روحیه‌های خاصش، باعث شده تا از خانه فرار کند. در این مسیر، اتفاق‌های آموزنده‌ای برای آوا رخ می‌دهد. اعظم مهدوی، با خلق شخصیت آوا، تصویری از دختر نوجوانی سرکشْ پیش روی شما قرار می‌دهد که قدم در راهی پرماجرا و پندآموز گذشته است.

درباره‌ی کتاب از دوازده انگشت نکبتی‌اش

کتاب از دوازده انگشت نکبتی‌اش، داستانی درباره‌ی ماجراجویی‌ها و کنجکاوی‌های دختری نوجوان به نام آوا است. اعظم مهدوی، شما را با سفری پررمزوراز به همراه آوا برای یافتن پاسخ پرسش‌هایش و شناخت دنیای اطراف، همراه می‌کند.

داستان کتاب از دوازده انگشت نکبتی‌اش، با ماجرای تلاش آوا برای فروشِ گردنبندی که از عمه پری‌اش دزدیده، آغاز می‌شود. آوا، دور و برِ طلافروشی‌ها چرخ می‌زند تا در لحظه‌ی مناسب، وارد مغازه‌ای شود و گردنبند دزدی را بفروشد. در این میان، سروکله‌ی زنی با لباس‌های عجیب‌وغریب پیدا می‌شود. این زن، جوراب‌های بنفشی با طرح میکی‌موس پوشیده و مانتوی کوتاه گل‌داری بر تن کرده است. تلاقیِ نگاه آوا و این زن، گفت‌وگویی را میان آن‌ها به همراه دارد.

با مطالعه‌ی این گفت‌وگوهای بامزه در کتاب از دوازده انگشت نکبتی‌اش، متوجه می‌شوید که زنِ عجیب‌وغریب، خانم خِپل نام دارد. خانم خپل، گردنبندی را دزدیده است. در ادامه، آوا و خانم خپل به مغازه‌ی طلافروشی می‌روند و طلاها را می‌فروشند.

معرفی و دانلود کتاب از دوازده انگشت نکبتی‌اش

از دوازده انگشت نکبتی‌اش؛ داستان ایرانی نوجوانانه با چاشنی طنز

در بخش بعدی کتاب از دوازده انگشت نکبتی‌اش اعظم مهدوی، متوجه می‌شوید که آوا از خانه فرار کرده است. ماجرای آشنایی آوا و خانم تپل در مغازه‌ی طلافروشی، شرایطی برای ادامه‌ی ارتباط میان آن‌ها فراهم می‌کند. آوا در ادامه‌ی این رمان معمایی نوجوانان، نامه‌ای برای عمه پری می‌نویسند. با مطالعه‌ی این نامه، بیشتر در جریان دلیل فرار آوا از خانه قرار می‌گیرید. شخصیت اول داستان، می‌خواهد به پیش مادرش در استرالیا برود.

به دنبال اتفاق‌هایی، گوشیِ آوا در دست خپل خانم جا می‌ماند. آوا، این گوشی را از پدر مرحومش گرفته بود. با پس گرفتن گوشی از خپل خانم، آوا همچنان با این خانم عجیب‌وغریب به ادامه‌ی مسیری نامشخص می‌پردازد. در این مسیر، ماجراهای جالبی و آموزنده‌ای برای شخصیت‌های داستان کتاب از دوازده انگشت نکبتی‌اش رخ می‌دهد و این داستان طنز نوجوانانه با سرانجامی جالب و پندآموز خاتمه پیدا می‌کند.

خرید کتاب از دوازده انگشت نکبتی‌اش و مطالعه‌ی آن، تجربه‌ای فراتر از یک سرگرمی ساده‌ی نوجوانانه است. جذابیت داستان تنها به لحظات خنده‌دار و معماهایش ختم نمی‌شود؛ در پس این ماجراها، پیام‌های عمیق و ارزشمندی درباره‌ی انتخاب‌های سرنوشت‌ساز، اهمیت روابط انسانی، و چگونگی مواجهه با مسیرهای ناشناخته و پرفراز و نشیب زندگی نهفته است. اعظم مهدوی، شما را نه تنها به دنبال کردن ماجراهای آوا و همراهانش ترغیب می‌کند، بلکه شما را به تأمل عمیق درباره‌ی انتخاب‌های شخصی، درک پیچیدگی‌های روابط و جسارت قدم گذاشتن در ناشناخته‌ها وامی‌دارد.

دانلود کتاب از دوازده انگشت نکبتی‌اش از انتشارات هوپا در نسخه‌ی متنی در دسترس شما است.

کتاب از دوازده انگشت نکبتی‌اش برای شما مناسب است اگر

  • می‌خواهید یک داستان معمایی نوجوانانه با چاشنی طنز مطالعه کنید.
  • از خواندن داستان نوجوانانه با مضامین جستجوی هویت و شناخت خویشتن، لذت می‌برید.
  • 14 تا 20 سال سن دارید و می‌خواهید یک داستان ایرانی ماجراجویانه بخوانید.

در بخشی از کتاب از دوازده انگشت نکبتی‌اش می‌خوانیم

او یک خانم مثلثی ا‌ست. شبیه کله‌قند تو سری خورده یا شبیه نقاشی کوه بچگی‌ها. یک چادر مشکی تورتوری سرش است. صورتش گرد و سفید از زیر چادر پیداست با دو چشم سیاه گرد و یک دهان قرمز کوچک. همه‌اش از کامواست. من او را از نخی که پایینش است، آویزان و سر و ته گرفته‌ام و زل زده‌ام به دوربین. انگار دارم به عکاس نشانش می‌دهم تا عکس او را بگیرد.

سارافون چهارخانه‌ی سیاه و قرمزی تنم است با جوراب‌شلواری سفید. موهام قهوه‌ای کمرنگ و صاف ریخته روی صورتم. دوتا دندان بیشتر ندارم و می‌خندم. آن ماه‌گرفتگی بالای ابروی راستم تو عکس هم هست و انگار به من دهن‌کجی می‌کند، همان که امیرعلی بچه که بود، به‌اش می‌گفت پی‌پیِ لولو. تازه آنجا بزرگ‌تر هم هست و بالای ابروم را کامل گرفته.

کنارم زنی ایستاده با قد بلند و صورت لاغر. مانتو و روسری سفید دارد. کمی خم شده به جلو، با یک دست بازوی من را گرفته و نگاهش به جایی بیرون عکس است و بی‌خیال می‌خندد. نیم‌رخش قشنگ نیست. دماغش شبیه دماغ من قوز دارد و موهاش کم و به‌هم‌ریخته روی پیشانی‌اش است. او مامانم است.

پشت سر ما خانه‌هایی با شیروانی‌هایی رنگی هست، انگار روی هم ساخته شده‌اند. پشت ‌سر خانه‌ها کوه‌هایی که با درخت‌ها پوشیده شده‌اند و لایه‌ای از مه روی عکس را گرفته، روی خنده‌های ما. روی کوه‌ها و خانه‌ها. در گوشه‌ی عکس، جایی پشت سر ما زنی با دامن بلند و پلیور پشمی و روسری رنگی در شیب آن خیابان خاکی مه‌گرفته پایین می‌آید و برای دوربین دست تکان می‌دهد. موهای او فرفری و مشکی و پرپشت است و انگار زیر روسری کلاه روی سرش باشد. تو عکس همه می‌خندند به‌جز خانم لیفی. با اینکه دهانش شبیه لبخند است، اما نمی‌خندد. صورتش بی‌حالت است. وقتی دیدمش اول فکر کردم عروسک بوده. به بابا گفتم: «پس این عروسکم کجاست؟»

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب از دوازده انگشت نکبتی‌اش
نویسنده
ناشر چاپیانتشارات هوپا
سال انتشار۱۳۹۸
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات197
زبانفارسی
شابک978-600-8025-40-5
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان معمایی و ماجراجویانه نوجوان
قیمت نسخه الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب از دوازده انگشت نکبتی‌اش

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.

راهنمای مطالعه کتاب از دوازده انگشت نکبتی‌اش

برای دریافت کتاب از دوازده انگشت نکبتی‌اش و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟