معرفی و دانلود کتاب من و مامان و دوچرخه بابام
برای دانلود قانونی کتاب من و مامان و دوچرخه بابام و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب من و مامان و دوچرخه بابام
کتاب من و مامان و دوچرخه بابام دنیا را از زاویهی دید پسربچهای به نام ایلا روایت میکند. زندگی او در نگاه اول شبیه دنیای معمولی یک کودک است، اما با سایه انداختن جنگ بر سر شهر، این دنیای کوچک کمکم تغییر میکند و ایلا را با ماجراهایی روبهرو میکند که برای سنش بزرگتر از حد معمولاند. زهرا فردشاد در این داستان با نثری صمیمی، زندگی پسربچهای جنوبی را در لحظهای حساس از تاریخ کشور و جنگ بین ایران و عراق روایت میکند.
دربارهی کتاب من و مامان و دوچرخه بابام
کتاب من و مامان و دوچرخه بابام، نوشتهی زهرا فردشاد، داستان پسربچهای به نام ایلا است؛ کودکی که در آستانهی نوجوانی قرار دارد و دنیایش ترکیبی از خیالپردازیهای کودکانه، مسئولیتهای زودرس و زندگی در محیطی متفاوت است. خانهی آنها در دل یک باغوحش قرار دارد؛ جایی که پدر خانواده در آن کار میکند و همین موضوع باعث شده ایلا هر روز با حیواناتی عجیب و دوستداشتنی همخانه باشد.

آنچه داستان نوجوان من و مامان و دوچرخه بابام را از یک ماجرای صرفاً سرگرمکننده فراتر میبرد، ورود ناگهانی جنگ به زندگی این کودک است. حملهی دشمن، دلهرهی مردم و آشفتگی شهر، دنیای کوچک ایلا را زیرورو میکند و او که هنوز در مرز میان کودکی و نوجوانی است، ناگهان خودش را در دل واقعیتی میبیند که برای فهمیدنش خیلی کوچک است. زهرا فردشاد با دقت و حساسیت، این تضاد میان سادگی نگاه کودک و خشونت رویدادهای بیرونی را به تصویر میکشد، بدون آنکه لحن طنزآلود و جنوبی داستان از بین برود.
یکی از نقاط قوت کتاب من و مامان و دوچرخه بابام، رابطهی ایلا و مادرش است. مادری که به دلیل پیشینهی فرهنگیاش شخصیتی متفاوت دارد و همین تفاوت، گاهی باعث میشود ارتباط میان آنها شکل خاصی پیدا کند.
من و مامان و دوچرخه بابام وسط جنگ
داستان کتاب من و مامان و دوچرخه بابام با وجود لحن جنوبی شخصیتها، جزئیات دقیق محیط و ترکیب ظریفی از طنز و تلخی، به اثری تاثیرگذار برای نوجوانان تبدیل شده است. ایلا کودکی معمولی است که در شرایطی غیرمعمول قرار میگیرد و همین موضوع باعث میشود نوجوانان بهراحتی با او همذاتپنداری کنند. در کنار اینها، دوچرخهی پدر که نام کتاب نیز به آن اشاره میکند، نقش نمادینی پیدا میکند؛ نمادی از تعلق، امید و پیوند خانوادگی.
کتاب من و مامان و دوچرخه بابام زهرا فردشاد روایتی است از دنیای کودکی در دل لحظهای سخت و تاریخی اگر میخواهید روایتی بخوانید که با طنز، احساس و ماجراجویی همراه و در عین حال نوجوانان را هم سرگرم کند و هم به فکر فرو ببرد، خرید کتاب من و مامان و دوچرخه بابام در دسترس شما قرار دارد.
کتاب من و مامان و دوچرخه بابام زهرا فردشاد را انتشارات هوپا چاپ و روانهی بازار کرده است.
کتاب من و مامان و دوچرخه بابام برای شما مناسب است اگر
- به دنبال کتاب داستان فارسی برای گروه سنی 10 تا 14 سال هستید.
- کتابی میخواهید که در بستر واقعیت هم شما را بخنداند، هم سرگرم کند و هم به فکر فرو برد.
- میخواهید کودکانتان در خلال یک داستان ماجراجویانه، با بخشی از تاریخ این سرزمین آشنا شوند.
در بخشی از کتاب من و مامان و دوچرخه بابام میخوانیم
امروز 30 خرداد است. آخرین امتحانم را که میدهم، دواندوان به خانه برمیگردم تا دوچرخهام را بردارم و مثل هر روز به پاسگاه بروم. پشت درِ اتاق یک پوتین مردانه میبینم. قلبم مثل قلب جوجهخروسی که در دست بچهها اسیر شده، تندوتند میزند. آرام نزدیک پوتینها میشوم. از پنجره یواشکی سرک میکشم.
با دیدن دایی بهجای خوشحالشدن، کمی میترسم... دلم میخواهد بهجای دایی، بابا برگشته بود. داخل نمیروم. دایی حسابی چاق و سرحال شده. توی دلم میگویم: «برای چی برگشته؟ حتماً این دفعه هم از بازداشتگاه اُسَرا فرار کرده. فکر آبروی ما رو نمیکنه هِی میآد اینجا؟ از روزی که گرفتنش، همهش سرکوفت میشنویم. مادر بیچارهم چهار ماهه با کسی جز من حرف نزده. میگه: “ذِکولهِ راحوُ برادرم را به پاسگاه لو دادن. مردم ده باعث شدن برادرم دستگیر بشه.” باید قبل از اینکه مردم فضولی کنن، خودم رئیس پاسگاهِ باخبر کنم.» دولّا میشوم. پاورچین سمت دوچرخه برمیگردم. خیلی آرام سوارش میشوم و از لای پرچینهای حیاط بیرون میروم. با تمام قدرت رکاب میزنم. وقتی به پاسگاه میرسم، رئیس دارد سوار جیپ پاسگاه میشود. توی دلم میگویم: «بدبخت شدیم. باز هم دیر رسیدم. داره میره دایی رو دستگیر کنه.» تا من را میبیند، میگوید: «چشمت روشن! داییت هم که اومده.»
با خودم میگویم: «بیچاره شدیم. حدسم درست بود. باز هم مردم فضول زودتر خبرش کردن.» میگویم: «اومدم خبرتون کنم.»
رئیس لبخند میزند و جواب میدهد: «کلاغها زودتر خبر آوردن.»
میگویم: «کلاغها؟»
میگوید: «ها عامو! داییت اول اومد پیش ما. برگ مأموریتش هم نشونمون داد. خودمون بردیم رسوندیمش خونه.»
فهرست مطالب کتاب
1: ایلا، نگهبان باغوحش
فشفشه و آتشبازی
هجده گوشماهی
بدبختیِ بدجنس روی شانهی مادرم
شکار جنّ بدبختی
ماشینهای خرطومدار
2: ایلا و جاسوس نیمهشب
شنل سوپرمن
زیر چادر بیبی
کتککاری
راز بزرگ دایی
3: ایلا، شکارچی مارها
سیزدهمین مار
در بازداشتگاه
راز آتشسوزی نخلستان
پیش بهسوی شیراز
اعتراف
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب من و مامان و دوچرخه بابام |
| نویسنده | زهرا فردشاد |
| ناشر چاپی | انتشارات هوپا |
| سال انتشار | ۱۴۰۰ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 160 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-622-204382-7 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان طنز نوجوان، کتابهای کودک 9 تا 12 سال، کتابهای داستان سرگرم کننده کودک، کتابهای داستان و رمان معمایی و ماجراجویانه نوجوان |

















