معرفی و دانلود کتاب نت قرمز
برای دانلود قانونی کتاب نت قرمز و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب نت قرمز
فریحا نمیخواهد هیچ مردی را به زندگی خود وارد کند. او از تنهاییاش لذت میبرد اما عشق آریان نامدار، کاملاً غیرمنتظره وارد روح و روانش شده و نمیتواند از ارتباط عاطفی که بین او و آریان شکل گرفته، بگذرد. کتاب نت قرمز نوشتهی فریبا چراغی داستانی عاشقانه است دربارهی عشق دو طرفهی یک استاد موسیقی و دختری که ناگهان او را در آسانسور دیده است و دشواریهایی که بر سر راه این دو نفر، در مسیر وصال به یکدیگر وجود دارد.
دربارهی کتاب نت قرمز
نام او آریان نامدار است؛ استاد موسیقی و مردی زیبا، خوشپوش و با اصالت است. فریحا بهطور اتفاقی او را ملاقات کرد. شاید بهتر بود هیچگاه آن آسانسور را به زور نگه نمیداشت و وارد کابینی نمیشد که آریان آنجاست؛ اما این دختر این کار را انجام داد و زندگی خود را دگرگون کرد. آن آسانسور در بدترین زمان ممکن خراب شد و چیزی نمانده بود تا سقوط کند. در این لحظات آریان توانست فریحا و خود را نجات دهد و از این دختر حمایت کند. همین اتفاق موجب شد تا دختر به آریان نامدار احساسی خاص و عاطفی پیدا کند؛ اما مهر او به این مرد قرار نیست به سادگی به وصل منجر شود و چالشها و کشمکشهای زیادی بر سر راه آنهاست. کتاب نت قرمز نوشتهی فریبا چراغی روایتگری یک عشق دو طرفه است که به سادگی به وصال نخواهد رسید و چالشهای بسیاری بر سر راه این دو نفر است.
آریان متأهل و فریحا نیز دچار مشکلات شخصی است. در گذشته فریبا رازی وجود دارد که در موقعیتی نامناسب برای آریان فاش میشود. این وقایع موجب میشود تا این دو نفر ناچار شوند بین آرامش و سکون زندگی خود و ارتباط پر تنشی که به همدیگر دارند، دست به انتخاب بزنند و با چالشهای گوناگونی مواجه شوند.
رمان عاشقانهی نت قرمز در انتشارات پویش اندیشه به چاپ رسیده است.
کتاب رمان نت قرمز برای شما مناسب است اگر
- به داستانهای عاشقانه که عشقی نهچندان منطقی و آسیبزا را شرح میدهند، علاقه دارید.
- دوست دارید با ماجرایی همراه شوید که کشمکش و عشق را بهطور همزمان روایت میکند.
- میخواهید داستانی را بخوانید که به زبان محاوره نوشته شده است.
در بخشی از کتاب نت قرمز میخوانیم
شب، توی صفحات مجازی فیلم دستگیری آریان و پرسش و پاسخ به اشتراک گذاشته شده بود. نور فلشها مثل تیغ به صورتش میخورد. چشمهاش خالی بود، مثل پیانویی که سیمهاش را بریده باشند. خبرنگارها فریاد میزدند:
– آیا شما برسین را کتک زدید؟
– در حالت مستی بودید؟
– همسرتون از رابطهتون خبر داشت؟
– چرا چیزی نمیگید، آقای نامدار؟!
هیچچیزی نمیگفت، اونو به داخل ماشین پلیس بردند. جمعیت اطراف ماشین جمع شده بودند، دوربینها برق میزدند، و اون هنوز سکوت کرده بود. گوشیم را برداشتم و چک کردم ببینم، آریان ویس را گوش کرده یا نه به این فکر میکردم که بعد از شنیدن داستان زندگی من، چه حسی داشته، اصلاً احساس همدردی کرده؛ یا مثل یه حیوون وحشی به جان اون دخترک بی پناه افتاده؟ دنیای کوچیکم، به هم ریخته بود، فکر میکردم، دوران این نوع مردها تموم شد، ولی باورم نمیشد که با یکیشون یه مدتی در تماس بودم، برای من هنرمند بودن، عزت داشت، ولی الان، مثل یه اقیانوس توخالی بودم، که یک شبه تمام درونش را، گردابی بزرگ بلعیده بود، باورم نمیشد، دستی که با ظرافت روی سیمهای تار میشینه، میتونه، رو صورت دختر بی دفاعی بشینه و چنان وحشیانه باشه، که اون را از تمام دنیا و زندگی رها کنه و اینطوری سرد و ساکت بمونه و حرف نزنه، فردا صبح رفتم کافه کتاب، بازار صحبت داغ بود، مرد میانسال، با فنجون قهوه تو دستش:
_ شنیدی اون نوازنده، همونی که اسمش همهجا بود، زده دختره رو فرستاده تو کما؟
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب نت قرمز |
| نویسنده | فریبا چراغی |
| ناشر چاپی | انتشارات پویش اندیشه |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 305 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-964-544-423-3 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان عاشقانه خارجی |












