جلد کتاب کتاب گل و نوروزپشت جلد کتاب کتاب گل و نوروز
۱۷,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب گل و نوروزپشت جلد کتاب کتاب گل و نوروز

کتاب گل و نوروز: گیسوان زیر کلاه‌خود

کتاب الکترونیک
107 صفحه
EPUB
انتشارات هوپا

برای شنیدن کتاب گل و نوروز و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب گل و نوروز: گیسوان زیر کلاه‌خود

خواجوی کرمانی افسانه‌ی عامیانه‌ی گل و نوروز را در قرن هشتم هجری به تقلید از خسرو و شیرین نظامی، به نظم درآورد و اکنون شهروز بیدآبادی مقدم آن را برای نوجوانان به نثر تبدیل کرده است. کتاب گل و نوروز، قصه‌ای شیرین، پرشور و پر رزم از عشق جانانه‌ی گل، شاهدخت روم و نوروز، پهلوان ایرانی است. این بار دختر این قصه‌ی کهن در نقش غازی قدم در راه نبرد می‌گذارد و در این میان با نوروز آشنا می‌شود؛ مردی که طبق پیشگویی‌ها به دست او کشته خواهد شد. آیا گریز از سرنوشت محتوم برای گل امکان پذیر است؟

درباره‌ی کتاب گل و نوروز

کتاب گل و نوروز نوشته‌ی شهروز بیدآبادی مقدم از سالیان قبل و تولد گل شروع می‌شود. گل، قهرمان این قصه‌ی کهن، دختر قیصر روم است، فرزندی که پدر سال‌ها در انتظار تولدش، روزهای سختی را گذراند و وقتی هم بالاخره به دنیا آمد، دختر بود و مایه‌ی سرافکندگی و ناامیدی پدر. به همین منظور، قیصر روم تصمیم بر کشتن کودک گرفت و با دشنه‌ای تیز، بر بالای بستر نوزاد رفت و پیش از فرود آوردن خنجر، لبخند شیرین نشسته بر چهره‌ی گل، قلب سنگی پدر را نرم کرد و زندگی را برای دختربچه خرید؛ زندگی‌ای که نه در قامت یک شاهدخت ظریف بلکه شاهزاده‌ای جنگجو گذرانده شد. با پیشنهاد مادرش یاسمین بانو، نام گل بر او نشست و در هفت سالگی، این زیباترین دختر قلمروی روم، با بوی زیتونی خاصش، شهره‌ی تمامی امپراتوری گشته بود.

هجده ساله که شد، به قصد آشنایی با دنیا، عزم سفر کرد و با وجود تاکید پدر بر همراهی گروهی از جنگجویان نامی و قابل اعتماد با او، شبانه از قصر بیرون زد و راهی شام شد تا سفر طول و دراز خود را آغاز کند. در آن‌جا با فرخ‌روز نبرد پهلوانی سختی کرد و شکستش داد و از آن‌جا به بعد، نبردهایش برایش جز پیروزی نداشتند. تا وصف نوروز، پسر پیروزشاه عادل را شنید، راهی خراسان شد. نوروز تنومند بود و برنا. نمی‌بایست بی‌گدار به آب زد و دست از پا خطا کرد؛ به‌خصوص که مرگ گل توسط این شاهزاده وعده داده شده. ولی سرنوشت، داستان دیگری برای این دو جوان جنگجوی پهلوان در آستین، آماده کرده است.

کتاب گل و نوروز توسط انتشارات هوپا منتشر شده است.

کتاب گل و نوروز برای شما مناسب است اگر

  • به داستان‌های عاشقانه‌ی کهن ایرانی علاقه‌مندید.
  • دوست دارید فرزند نوجوان خود را با قصه‌های قدیمی ایرانی بیشتر آشنا کنید.
  • به‌دنبال اثری هستید که آثار منظوم ایرانی را با زبانی ساده و روان در اختیار شما قرار دهند.

در بخشی از کتاب گل و نوروز: گیسوان زیر کلاه‌خود می‌خوانیم

پاسی از شب گذشته بود که نوروز با لباس ابریشمین به قصر سلم آمد. دورتادور قصر خندقی بود بزرگ و پرآب. محلی‌ها می‌گفتند در خندق ماهی‌هایی زندگی می‌کنند که خوراکشان گوشت تن مخالفان سلم است. قلعه نفوذناپذیر بود. چهار برج بزرگ در چهارسوی آن و به هر برج چهارده مردِ کمان‌دار. بر روی دیوارهای قلعه، کمان‌دارها به صف ایستاده بودند. نوروز اجازه‌ی ورود خواست.

نگهبان از بالای پایین‌ترین برج قلعه فریاد برآورد: ‌ «کیستی و چه می‌خواهی غریبه؟» به ترکی سخن می‌گفت.

نوروز ترکی خوب می‌دانست. گفت: «بازرگانی هستم از سرزمین‌های دور. برای پادشاه هدایایی پیشکش آورده‌ام.»

هنگام ورود بادقت او را گشتند، از فرق سر تا نوک پا. قبل از آمدن به قصر گرزش را در جایی امن زیر خاک پنهان کرده بود. پادشاه در سرسرای قصر بر تخت پادشاهی نشسته بود. ریش پرپشتش از پایین گردن تا زیر چشم بالا آمده بود. دماغ سرخ و چشم ریز، زره‌ زنجیری به تن، خنجری از غلاف کشیده به دست.

کنار دیوارها پر بود از سربازانی تازه‌نفس و تا دندان مسلح. در نیم‌طبقه‌ی بالای سر سلم، ده مرد کمان‌به‌دست آماده به فرمان بودند. یاقوت، زنی تیره‌پوست در لباسی قرمز، کنار تخت ایستاده بود. پادشاه به یک سمت یله داده بود. سکسکه‌اش را قورت داد و اشاره کرد نوروز حرفش را بزند.

نوروز تعظیم کوتاهی کرد و گفت: «نامم جمهور بزم‌افروز است. از شام می‌آیم و پارچه‌ی ابریشمِ زرکوب به روم می‌برم. از بخت بد، هم‌پیمان‌هایم پیمان شکسته، تمام ثروتم را برداشته و فرار را بر قرار ترجیح داده‌اند! صد مرد تنومند! شمشیربه‌دست و کمان‌به‌دوش!»

پادشاه گفت: «به ما گفتند هدایایی پیشکش داری!»

نوروز گفت: «درست است... درست است... پیشکشی ناچیز برای پادشاه...»

فهرست مطالب کتاب

سروی که زیر باران خیس می‌شود
سرنوشتی که مرگ را به ارمغان می‌آورد
شروان پسر شروین
به‌دنبال گم‌شده‌ای که در ذهن داشت
لبخندبه‌لب و برق ستاره‌ها در چشمش پیدا

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب گل و نوروز: گیسوان زیر کلاه‌خود
نویسندهشهروز بیدآبادی مقدم
ناشر چاپیانتشارات هوپا
سال انتشار۱۴۰۳
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات107
زبانفارسی
شابک978-600-8025-07-8
قیمت کتاب الکترونیک
۱۷,۰۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های قصه‌های کهن نوجوان
کتاب‌های داستان و رمان عاشقانه نوجوان

کتاب گل و نوروز: گیسوان زیر کلاه‌خود بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات هوپا در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب گل و نوروز

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟