معرفی و دانلود کتاب شکنجهگر
برای دانلود قانونی کتاب شکنجهگر و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب شکنجهگر
عبدالرسول قنبری در کتاب شکنجهگر داستانی روانشناختی و فلسفی دربارهی زوال اخلاقیات و ابعاد خشن و تاریک روح انسان نوشته است. راوی داستان، مردی به نام یوسف است که در ادارهی امنیت استخدام میشود و مدتی وظیفهی اعتراف گرفتن و شکنجه دادن دستگیرشدگان را برعهده میگیرد. اما کابوسهای شبانه و وجدان ناآرامش او را به سمت استعفا دادن سوق میدهند.
دربارهی کتاب شکنجهگر
«آن کس که مدتها به مغاک چشم بدوزد، مغاک نیز به او چشم خواهد دوخت.» این جمله از نیچه توصیفی کوتاه از رمان شکنجهگر نوشتهی عبدالرسول قنبری، است. او داستان مردی به نام یوسف را روایت میکند. یوسف که نتوانسته شغلی مناسب برای خودش پیدا کند، به پیشنهاد یکی از آشنایان در ادارهی امنیت ملی شاهنشاهی استخدام میشود و پس از مدتی وظیفهی بازجویی و شکنجه دادن معترضان حکومت را برعهده میگیرد.
عبدالرسول قنبری، نویسندهی کتاب، از دل این داستان، دربارهی آن بخشهای سیاه و پلید انسان سخن میگوید که در تاریکیها رخ نشان میدهند. یوسف، با وجود آنکه غرق نخوت و غرور ناشی از قدرتش شده، در دوراهیای میان انتخاب اخلاقیات و خشونت ساختاریافته گیر میکند. او سرانجام تصمیم به استعفا میگیرد اما استعفا دادن هم نمیتواند بار عذاب وجدان سنگینی که بر دوش میکشد را سبکتر کند.
رمان روانشناختی شکنجهگر در انتشارات تی تی پول به چاپ رسیده است.
کتاب شکنجهگر برای شما مناسب است اگر
- به داستانهایی دربارهی فلسفهی خشونت و شر علاقهمند هستید.
- دوست دارید یک داستان روانشناسی بخوانید که در آن به زوایای تاریک روح انسان پرداخته شده باشد.
در بخشی از کتاب شکنجهگر میخوانیم
یکی از مواردی که هرگز فراموش نمیکنم، اوایل شروع به کارم بود. پس از دریافت گزارشی در کردستان، با فرمانده علیآقا و چهار نیروی آموزشدیده، عازم منطقه شدیم. دیروقت به محل رسیدیم. خانه مورد گزارش چندصد متر خارج از ده قرار داشت. یکی از افراد به نام ساوجی از دیوار خانه بالا رفت و در را باز کرد. معمولاً همیشه من نفر آخر بودم که وارد میشدم. وقتی وارد خانه شدیم، فرمانده وارد اتاقی شد که صاحبخانه در آن به خواب رفته بود. همان لحظه چراغ سقف را روشن کرد. مرد جوانی که در کنار زنش، نیمهبرهنه خوابیده بود، وحشتزده از جا پرید. چشمانش از شدت ترس بیرون زده بود. زن نیز بیدار شد و خود را زیر لحاف پنهان کرد. علی، که ارشد گروه و رئیس مستقیم من بود، لحاف را کنار زد و با لحنی زشت گفت: «خوشگل خانم، چرا پنهان میشی؟ همینطوری بهتره.»
حرفش تمام نشده بود که مرد جوان از زیر بالش، اسلحهای بیرون کشید و به سمت علی نشانه رفت. گلوله از کنار صورتش عبور کرد، اما علی بلافاصله به مرد شلیک کرد و او را کشت. زن بیچاره وحشتزده شروع به فریاد کشیدن کرد و جیغهای دلخراشی میکشید. علی به سمت او هم شلیک کرد. سپس با خونسردی به من دستور داد که آنها را درون همان لحاف بپیچم و به ماشین انتقال دهم. سپس دستور داد که خانه را بگردیم. تمام خانه زیر و رو شد اما چیزی پیدا نکردیم. گزارش تعداد زیادی اسلحه و مهمات نظامی بود که طبیعی بود که در آن خانه کوچک و محقر گنجانده نمیشد. علی که سخت نگران شده بود، خودش هم دست به کار شد. زمین را کندند اما وقتی مطمئن شد که چیزی پنهان نشده، دستور حرکت داد.
در راه بازگشت، هیچکس حرفی نزد. علی، که رانندگی میکرد، در سکوت به جاده خیره شده بود. بقیه هم حال حرف زدن نداشتند. نزدیک خانهام که رسیدیم، گفت: «برو استراحت کن، فردا صبح سر کار حاضر باشی.»
پرسیدم: «پس جنازهها چی میشن؟»
با صراحت تمام گفت: «کدوم جنازه؟ منظورت چیه؟»
فهرست مطالب کتاب
پیشگفتار
شکنجهگر
شیوا
شبح
کابوسهای گذشته
اسارت روح و سرنوشت
تعامل با شبح
شبح در چاپخانه
پرده هزار راز
توهم
آیا او یک موجود است؟
عشق شیوا
آشنایی با مسگر
عاشورا
نبرد با شبح
مراسم مرگ عثمان
یاداشت عمو رضا
مرز بین واقعیت و رؤیا
در آسایشگاه بستری شدم
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب شکنجهگر |
| نویسنده | عبدالرسول قنبری |
| ناشر چاپی | انتشارات تی تی پول |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 240 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-8296-97-3 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان روانشناسی ایرانی |
















