معرفی و دانلود کتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده

عکس جلد کتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده
قیمت:
۲۹,۵۰۰ تومان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده

کتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده نوشته‌ی منصور علیمرادی، یک رمان طنز نوجوان است که با نگاهی ساده اما دقیق، به دنیای دوستی، خیال‌پردازی و دغدغه‌های نوجوانانه سر می‌زند. این کتاب بدون پیچیده‌کردن ماجراها، داستانی را روایت می‌کند که از دل زندگی روزمره بیرون می‌آید و با شوخ‌طبعی خاص خودش، مخاطب را قدم‌به‌قدم با شخصیت‌ها همراه می‌کند.

درباره‌ی کتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده

کتاب کتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده رمانی طنز و پرانرژی برای نوجوانان است که ماجراهای دو پسربچه‌ی بازیگوش و شیطون به نام‌های علو و داوود را در یک فضای محلی و صمیمی روایت می‌کند. این دو نفر عاشق دوچرخه‌سواری و ساندویچ هستند، اما نه دوچرخه‌سواری بلدن و نه پولی برای خرید ساندویچ دارند و همین موضوع، شروع ماجراهای خنده‌دار و ناب است.

داستان کتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده از جایی شروع می‌شود که در زنگ تفریح مدرسه، این دو دوچرخه‌ی یکی از بچه‌ها قلدر کلاس را برمی‌دارند و به کوچه و پس‌کوچه‌های محله می‌زنند. از همان لحظه، موقعیت‌های بامزه و غیرمنتظره پشت سر هم اتفاق می‌افتند و مخاطب را با ترکیبی از هیجان، خنده و تعجب همراه می‌کنند.

معرفی و دانلود کتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده

منصور علیمرادی با قلمی ساده و طنزآلود، نه فقط به شوخی‌ها و اتفاق‌های روزمره‌ی نوجوانان می‌پردازد، بلکه نگاهش را به دنیای خیالی و واقعی نوجوان‌ها تلفیق می‌کند؛ ترکیبی که باعث می‌شود خواننده هم بخندد و هم در دل داستان غرق شود. شخصیت‌ها در مواجهه با مشکلات کوچک و بزرگ، راه‌حل‌های خاص خودشان را دارند و این واکنش‌ها باعث می‌شود داستان کتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده از یک ماجرای معمولی فاصله بگیرد و رنگ‌وبوی خاص خودش را پیدا کند.

کتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده در فضایی محلی و نزدیک به زندگی واقعی نوجوانان روایت می‌شود و بخش‌هایی از داستان در محیط مناطق جنوبی کشور رخ می‌دهد؛ جایی که تعامل میان شخصیت‌ها و فرهنگ محیط اطراف، رنگ طنز و صمیمیت بیشتری به ماجراها می‌بخشد.

طنز، خیال و واقعیت در کتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده

یکی از ویژگی‌های مهم کتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده این است که مرز میان خیال و واقعیت را کاملاً شفاف نگه نمی‌دارد. ذهن نوجوانان داستان، پر از تصویرسازی، بزرگ‌نمایی و برداشت‌های شخصی از اتفاق‌هاست و نویسنده با هوشمندی، این ویژگی را به بخشی از ساختار روایت تبدیل کرده است. نتیجه، داستانی است که هم می‌تواند خنده‌دار باشد و هم لحظاتی تأمل‌برانگیز داشته باشد، بدون اینکه وارد فضای نصیحت‌گونه یا جدیِ بیش‌ازحد شود.

زبان کتاب ساده، روان و مناسب گروه سنی نوجوان است و موقعیت‌های طنز آن به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هم مخاطبان نوجوان و هم بزرگسالانی که با دنیای نوجوانان آشنا بوده‌اند، از خواندن آن لذت ببرند. شوخ‌طبعی و حرکت‌های غیرمنتظره‌ی شخصیت‌ها باعث می‌شود کتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده مناسب برای زمانی باشد که خواننده تنها بخواهد لبخند بزند و سرگرم شود.

کتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده توسط انتشارات هوپا روانه بازار شده است و در دسته‌ی کتاب‌های داستان و رمان طنز نوجوان قرار می‌گیرد.

کتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده برای شما مناسب است اگر

  • به دنبال کتاب داستانی برای رده سنی 12 تا 15 سال هستید.
  • به داستان‌های طنز نوجوان با فضای صمیمی و محله‌محور علاقه دارید.
  • دوست دارید روایت‌هایی بخوانید که دغدغه‌ها و خیال‌پردازی‌های نوجوانانه را جدی می‌گیرند.
  • به‌دنبال کتابی هستید که بدون شعار و نصیحت، تجربه‌ی دوستی و رشد را روایت کند.

در بخشی از کتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده می‌خوانیم

به‌دو رفتیم به خانه‌ی مشهدی‌خدا‌مراد و قبل از همه با عبدلو روبوسیِ گرمی کردیم. عبدلو، دوچرخه‌اش را تکیه داده بود به تیرک کناری سیاه‌چادر و چشم از آن بر‌نمی‌داشت، همه‌ی همسایه‌ها آمدند به دیدن عبدلو که بعد از سه سال برگشته بود به آبادی. عبدلو قبلاً چوپان گله‌ی خودشان بود، در مسیر ییلاق به قشلاق گله را توی یکی از گندمزارهای بین راه رها کرده بود و خودش گرفته بود زیر سایه‌ی درختی تخت خوابیده بود. عبدلو قدیم‌ها عین گاو می‌خوابید. همیشه خواب‌آلود بود. آن روز صاحب مزرعه سر رسیده بود و بنا کرده بود به فحش دادن، دعوا بالا گرفت و کار کشید به پاسگاه و دادگاه، رئیس پاسگاه که درجه‌دار هم بود، خودش آمد به سیاه‌چادر مشهدی‌خدا‌مراد، چه لباس قشنگی هم داشت، همه‌ی همه هم حرفش را قبول داشتند، حتی سربازها که تفنگ هم داشتند، از او مثل چی حساب می‌بردند. عبدلو از ترس فرار کرد و رفت به شهر تهران، خالو جریمه‌ی مزرعه را پرداخت، سال‌ها از عبدلو خبری نبود تا حالا که دوباره برگشته بود. عبدلو همه‌اش سه-‌چهار سال از ما بزرگ‌تر بود، نه تعلیمات اجتماعی بلد بود و نه ریاضی کلاس پنجم دبستان، نه از تاریخ هخامنشی که مثل چی سخت است سر‌رشته داشت، نه از انشاء نوشتن درباره‌ی علم بهتر است یا ثروت چیزی حالی‌اش می‌شد، خِنگ بود عبدلو! خیلی خِنگ بود! ولی هوشش توی کار خراب کردن بسیار زیاد خوب بود. برخلاف ما که این‌همه سواد داشتیم، عبدلو وضعش خوب شده بود و دوچرخه هم داشت.

شب، همه‌ی همسایه‌ها و قوم‌و‌خویش‌های دور و اطراف آبادی، جمع شدند به خانه‌ی مشهدی‌خدامراد. دور اجاق بیرونی سیاه‌چادر مشهدی، روی گلیم و قالی نشستند. مشهدی‌خدا‌مراد خوشحال بود، گوسفند کُشت و برای همه کباب درست کردند. عبدلو یک‌ریز از کارش در شهر تهران حرف می‌زد. می‌گفت صاحب‌کارش که خیلی هم پولدار است و دو تا دختر هم دارد، گفته عبدل‌آقا اگر مرد زحمت‌کشی باشی و خدمت سربازی هم بروی، خودم زنت می‌دهم. ولی عبدلو قبول نکرده بود. می‌گفت: «مثل یک مرد گفتم نع!»

فهرست مطالب کتاب

مثل جنِ باقرآباد
سرایدار،‌ همان فرماندار است عمه؟!
نور خنکِ ماه
بچه‌های باتربیت
صدای قشنگانه زنگوله‌ها
سمت خانه‌ی خاله‌ بلقیس
آنفلوهانزا
مغازه‌ی ساندویچ‌پزی مش رحیم

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده
نویسنده
ناشر چاپیانتشارات هوپا
سال انتشار۱۴۰۲
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات125
زبانفارسی
شابک978-600-8655-56-5
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان طنز نوجوان، کتاب‌های کودک 9 تا 12 سال، کتاب‌های داستان سرگرم کننده کودک
قیمت نسخه الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.

راهنمای مطالعه کتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده

برای دریافت کتاب ساندویچ برای حیدر نعمت زاده و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.

👋 سوالی دارید؟