معرفی و دانلود کتاب جنگلی که ما را بلعید
برای دانلود قانونی کتاب جنگلی که ما را بلعید و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب جنگلی که ما را بلعید
کتاب جنگلی که ما را بلعید نوشتهی منصور علیمرادی، داستان کودک و نوجوان جذابی است که ماجراجوییهای هیجانانگیز و ترسناک سه نوجوان در میان شاخ و برگهای انبوه و عجایب بیپایان جنگل تاریک را روایت میکند. روزمان، پازوار و تیتینار پس از دیدار با شعبدهبازی غریب که از میان جنگل تاریک گذشته، هوای ماجراجویی به سرشان میزند و برای سردرآوردن از راز این جنگل سحرآمیز، قدم به درون سایههای بلندش میگذارند.
دربارهی کتاب جنگلی که ما را بلعید
منصور علیمرادی نویسندهی کتاب جنگلی که ما را بلعید، ما را به روستاهای سرسبز گیلان میبرد. به جنگلهای انبوه هیرکانی و مناطق باستانی که رازهای مگو و سربهمهری در دل خود دارند. در دهکدهای آرام کنار رودخانه، شعبدهبازی با حیوانات عجیب و حقههای غریبش سر از روستا در میآورد و با نمایش حیرتآورش، حسابی توجه شخصیتهای اصلی قصهی ما را به خود جلب و عطش ماجراجویی را دل بچهها شعلهور میکند. شعبدهباز از دل جنگل تاریک عبور کرده، جنگلی که در ذهن اهالی روستا جایی منحوس و ممنوع است؛ سرزمینی که یا کسی از آن بازنمیگردد یا اگر بازگردد، قطعا دیوانه خواهد شد.
شعبدهباز با توله پلنگ گردوشکن و روباه صورتی سخنگویش از رازها و جذابیتهای جنگل میگوید و بچهها با شوق، به قصههایش گوش میسپارند. پس دیری نمیپاید که قهرمانان نوجوان ما، قدم به سفر میگذارند و برای دیدن و فهمیدن رازهای جنگل، به درون آن پا مینهند. کتاب جنگلی که ما را بلعید نوشتهی منصور علیمرادی، داستان سفری است که از کنجکاوی و جسارت نوجوانانه آغاز میشود و به تجربهای تلخ از فقدان، بلوغ و مواجهه با واقعیت ختم میگردد.

از اسب وحشی تا قلعهی دختران کماندار
سفر روزمان، پازوار و تیتینار به جنگل تاریک، خیلی زود از سفری ماجراجویانه و کوتاه، به ماجرایی طولانی، خطرناک و گویی بازگشتناپذیر بدل میشود که در آن برای بقا میبایست جنگید. در این جنگل اسرارآمیزی که منصور علیمرادی تصویر کرده، این حیوانات درنده نیستند که جان و امنیت شخصیتهای کتاب را تهدید میکنند، بلکه موجودات افسانهای، وهمهای غریب و آواهای جادویی فریبندهی بسیاری در کنار خطرات طبیعی مثل سیل و راهزنان در این جنگل هستند که جان قهرمانان نوجوان داستان را تهدید میکنند. شخصیتهای کتاب جنگلی که ما را بلعید بارها مجبور به تشخیص وهم از واقعیت میشوند؛ اینکه چه چیزی واقعی و چه چیزی دام و تله است.
سه قهرمان نوجوانی که منصور علیمرادی در کتاب جنگلی که ما را بلعید خلق کرده، نمایندهی سه نوع مواجه با جهاناند؛ روزمان منطقی و عملگراست؛ ردپا میخواند و تصمیمهای دشوار میگیرد و برای بقا، احساس را کنار میگذارد. پازوار، خیالپرداز است و شاعر؛ شخصیتی که زبان و ذهنش هم مایهی تخیلش است و هم خطر. تیتینار، دختر شجاع روستا، مسیر تحول و رشد را طی میکند و از دختری گم شده در دل جنگلهای انبوه، به شخصیتی کنشگر و مقاوم بدل میشود.
این رمان جذاب ایرانی، توسط انتشارات پرتقال منتشر شده است.
کتاب جنگلی که ما را بلعید برای شما مناسب است اگر
- نوجوانی هستید که قصد خواندن داستانی پرماجرا را دارید.
- به داستانهای ماجراجویانهی ترسناک و فانتزی علاقه دارید.
- 12 تا 16ساله هستید و به دنبال قصهای در دل افسانههای شمال ایران هستید.
- به پیرنگ سفر و گذر از آزمونهای پیاپی علاقه دارید؛ سفرهایی پربها که شخصیتها را برای همیشه تغییر میدهند.
در بخشی از کتاب جنگلی که ما را بلعید میخوانیم
کورهراهِ متروک از کنار کاجی خشکیده گذشت، از حاشیهی کوه کمارتفاع و تکافتادهای رد شد، درهای را پشت سر گذاشت و از تپهای بلند، بالا رفت.
سر تپه ایستادند و با حیرت خیره شدند به آنچه پیش رو میدیدند. جنگل تاریک با درختان درهمرفتهاش آنطرف رودخانهای خشک واقع شده بود.
پازوار شروع کرد به پایکوبی: «ما موفق شدیم.»
روزمان گفت: «یکیدو ساعتی در حاشیهی جنگل میچرخیم، بعد هرطور شده چکاوک سخنگویی پیدا میکنیم و به دهکده برمیگردیم.»
تیتینار رو کرد به پازوار: «از رود خشک میگذریم، چکاوک گردندراز سخنگویی میگیریم و راه آمده را برمیگردیم.»
روزمان داد زد: «من چه میگفتم به نظرت؟»
تیتینار روبهرویش ایستاد و آمرانه گفت: «وقتی رئیست دارد حرف میزند، داد نزن، الاغ!»
روزمان درحالیکه به زمینوزمان میتوپید، از شیب گردنه پایین رفت و آن دو با فاصله پشت سرش راه افتادند.
از بستر رود گذشتند، بر کرانهی جنگل ایستادند و به تاریکیِ متراکمِ میان درختان نگاه کردند. سرشاخههای تنومند درختان طوری در هم فرورفته بود که نمیشد تشخیص داد هر شاخه مربوط به کدام تنه است.
در طرف دیگر، بر حاشیهی رود گیاهانی روییده بودند که هرکدام از برگهایشان بهتنهایی میتوانست سقف یک کلبه را بپوشاند. از تنهی درختی که به تنهی یک درخت موز شباهت داشت، شیرهی عسلیرنگی تا روی خاک شُره میکرد. پرندههایی بهاندازهی دو بند انگشت با منقارهایی سوزنی به شیرهی درخت نوک میزدند و جیکجیک میکردند. تیتینار دست کشید روی یکی از برگها که از رنگارنگی به گلیم شباهت داشت و با حیرت گفت: «این دیگر چه کوفتی است؟»
فهرست مطالب کتاب
شعبدهباز
شرطبندی
دکان ساروش
روباه صورتی
سفر
رودخانهی وحشی
کسی راز مرا داند...
درختان برگ گلیمی
گول زَنَکها
نَره گاوِ کوهاندار
پازوار
تیتی نار
روزمان
تپهی متحرک
جانور آدمنما
کردوانه
درهی طلایی
تیتی نار
مرد جنگلی
طوفان
دختر زیبای جنگلی
کلهی اسبان وحشی
دشت گلهای بنفش
سیاهه
گربههای وحشی آدمخوار
ریواس
قلعهی دختران جوان
بازار
دختران کماندار
فرمانده کوتوله
دشت گلهای مرگبار
دو راهی سنگ نوشته
وداع
پل متروک
دهکده
پانوشت
دربارهی نویسنده
مشخصات کتاب الکترونیک
| نام کتاب | کتاب جنگلی که ما را بلعید |
| نویسنده | منصور علیمرادی |
| ناشر چاپی | انتشارات پرتقال |
| سال انتشار | ۱۴۰۴ |
| فرمت کتاب | EPUB |
| تعداد صفحات | 184 |
| زبان | فارسی |
| شابک | 978-600-8347-05-7 |
| موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان ترسناک نوجوان، کتابهای کودک 9 تا 12 سال، کتابهای داستان سرگرم کننده کودک، کتابهای داستان و رمان علمی و تخیلی نوجوان |


















